سانیبا
همیشه همه جا برای همه

پدرخوانده – نقد و معرفی فیلم پدرخوانده

0 57

پدرخوانده

کارگردان : Francis Ford Coppola سینما سینمای جهان نقد فیلم هنر  نقد فیلم پدرخوانده

نویسنده :
Mario Puzo, Francis Ford Coppola

بازیگران: Marlon Brando, Al Pacino ,James Caan

جوایز :

برنده اسکار: بهترین بازیگر مرد نقش اصلی برای مارلون براندو، بهترین فیلم، فیمنامه اقتباسی،

نامزد اسکار: بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای آل پاچینو، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای رابرت دووال، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای جیمز کان، هترین کارگردانی برای فرانسیس فورد کاپولا، بهترین طراحی صحنه برای آنا هیل جانستون، بهترین تدوین برای ویلیام رینولدز و پیتر زینر، هترین موسیقی متن برای نینو روتا، بهترین موسیقی متن برای نینو روتا، هترین صدابرداری

سینما سینمای جهان نقد فیلم هنر  نقد فیلم پدرخوانده

خلاصه داستان پدرخوانده :
فیلم، در اواخر دهه ۴۰ و در “نیویورک” جریان دارد و “کورلئونه”، در اصطلاح جرائم سازماندهی‌شده، یک ” پدرخوانده ” یا “دون” و به عبارتی رئیس یک خانواده مافیایی است. “مایکل”، آزاداندیش غیرمتعصبی که با نادیده گرفتن پدرش برای جنگیدن در جنگ جهانی دوم داوطلب شده بود، حالا به عنوان یک کاپیتان و یک قهرمان جنگ به کشور بازگشته است. “مایکل”، که مدت‌ها پیش، از قبول شغل خانوادگی سر باز زده است، به همراه دوست دختر غیر ایتالیایی‌اش، “کی” (دایان کیتن) که برای اولین بار سر از شغل خانوادگی “مایکل” درمی‌آورد، در مراسم ازدواج خواهرش، “کانی” (تالیا شایر)، حاضر می‌شود. چند ماه بعد و در ایام کریسمس، “دون”، هدف گلوله مرد مسلحی قرار می‌گیرد که در استخدام قاچاقچی مواد رقیبی است که پیش از این، درخواست کمکش از “دون” با توجه به روابط سیاسی‌ای که داشت رد شده بود، و به زحمت از مرگ نجات می‌یابد. “مایکل”، بعد از نجات پدرش از دومین اقدام به ترور، برادر بزرگ و تندخوی خانواده، “سانی” (جیمز کان) و مشاوران خانواده، “تام هگن” (رابرت دووال) و “سال تسیو” (ابی ویگودا) را متقاعد می‌کند که بهتر است او کسی باشد که از مسئولین این حوادث عیناً انتقام بگیرد.

“مایکل”، بعد از به قتل رساندن یک افسر پلیس فاسد و آن قاچاقچی مواد، در حالی که آتش یک جنگ گانگستری در خانه زبانه کشیده، خود را جایی مخفی می‌کند. او که عاشق یک دختر بومی شده با او ازدواج می‌کند اما کمی بعد، دختر به دست دشمنان “کورلئونه” در جریان سوءقصدی به جان “مایکل” کشته می‌شود. “سانی” هم که مورد خیانت شوهر خواهرش قرار گرفته، سلاخی می‌شود. زمانی که “مایکل” به خانه برمی‌گردد و “کی” را راضی به ازدواج می‌کند، پدرش، نیرویش را دوباره به دست می‌آورد و با اطلاع از اینکه “دون” قدرتمند دیگری، کارگردان اصلی و پشت پرده ماجراهای مربوط به مواد مخدر و باعث در گرفتن جنگ‌های گانگستری است، با رقبایش صلح می‌کند. به محض آنکه لباس “دون” جدید بر تن “مایکل” می‌نشیند، خانواده را به دوره جدیدی از سعادت و خوشی هدایت می‌کند و سپس با تثبیت قدرت خانواده و تکمیل انحطاط اخلاقی خود، مبارزات انتقام‌جویانه‌ای را علیه کسانی شروع می‌کند که زمانی سعی در محو کردن “کورلئونه”‌ها داشتند.

جزئیات و حاشیه های فیلم پدرخوانده :

“ارنست بورگناین”، “ادوارد جی رابینسون”، “اورسن ولز”، “دنی توماس”، “ریچارد کونته”، “آنتونی کوئین” و “جورج سی‌اسکات”، همگی از طرف “پارامونت پیکچرز” برای نقش “ویتو کورلئونه” در نظر گرفته شده بودند. “برت لنکستر”، این نقش را می‌خواست اما به هیچ‌وجه مورد نظر استودیو نبود. وقتی “پارامونت” قصد کرد تا “کارلو پونتی” ایتالیایی را به عنوان تهیه‌کننده انتخاب کند، کارگردان، “فرانسیس فورد کوپولا”، مخالفت کرد، چون شخصیت “ویتو”، از بچگی در آمریکا زندگی کرده بود و بنابراین نمی‌توانست با لهجه ایتالیایی “پونتی” صحبت کند. وقتی مدیران ارشد “پارامونت”، نظر “کوپولا” را پرسیدند، او گفت که می‌خواهد برای نقش “دون”، یا از “لارنس اولیویر” استفاده کند یا “مارلون براندو”. “کوپولا”، در مقاله اصلی مجله Cigar Aficionado، چاپ سپتامبر/اکتبر سال ۲۰۰۳، گفت “من می‌خواستم یک ایتالیایی-آمریکایی داشته باشم یا دست‌کم یک بازیگری که آنقدر توانا باشد که بتواند یک ایتالیایی-آمریکایی را مجسم کند. خوب، آنها پرسیدند “تو چه کسی را پیشنهاد می‌دهی؟.” من گفتم، “ببینید، من نمی‌دانم، اما دو بازیگر بزرگ دنیا چه کسانی هستند؟ “لارنس اولیویر” و “مارلون براندو”. خوب، “لارنس اولیویر”، انگلیسی است. او کاملاً شبیه به “ویتو جنوویس” است. چهره‌اش عالی است. بعد گفتم ” من می‌توانم از همین حالا “اولیویر” را ببینم که نقش این مرد را بازی می‌کند، و در قالب او فرو می‌رود. ” (و) “براندو”، قهرمان قهرمان‌های من است. حاضرم هر کاری بکنم که فقط او را ملاقات کنم. اما او ۴۷ ساله است، یک مرد جوان و خوش‌چهره است. بنابراین، ما اول از حال و اوضاع “اولیویر” پرس و جو کردیم و به ما گفتند که “اولیویر”، هیچ کاری را قبول نمی‌کند. خیلی بیمار است. او به زودی می‌میرد و مایل به کار نیست.” بنابراین من گفتم، “چرا سراغ “براندو” نرویم؟” “فرانک سیناترا”، علی‌رغم تنفرش از این رمان، و مخالفتش با فیلم، برای بازی در این نقش به شخصه، مذاکراتی با “کوپولا” داشت و حتی در یک مقطع، واقعاً به آنها پیشنهاد کرد که در خدمتشان باشد. با این حال، “کوپولا”، در عقیده خودش برای اینکه “براندو” نقش را بازی کند، مصمم بود. این بار سوم بود که “براندو” نقشی را بازی می‌کرد که چشم “سیناترا” دنبال آن بود، یعنی بعد از “تری مالوی” در “در بارانداز” (۱۹۵۴) و “اسکای مسترسون” در “مردان و عروسک‌ها” (۱۹۵۵). فیلم قبلی “براندو” یعنی “بسوزان!” (۱۹۶۹)، یک افتضاح وحشتناک بود. او نمی‌توانست در فیلم‌های آمریکایی کاری پیدا کند، چون تلقی خیلی از تهیه‌کننده‌ها از او کسی بود که “روزگارش به سر آمده”. مدیران “پارامونت”، ابتدا قیمت اتحادیه را به “مارلون براندو” برای نقش “دون کورلئونه”، پیشنهاد می‌دادند. در نهایت، استودیو کوتاه آمد و به اعتبار “کوپولا”، ۳۰۰٫۰۰۰ دلار به “براندو” پرداخت کردند. رئیس اسبق استودیو “پارامونت”، “رابرت ایوانز”، در کتاب خاطرات خود به نام “این بچه در سینما می‌ماند” (۲۰۰۲)، ادعا می‌کند که ۵۰٫۰۰۰ دلار به علاوه چندین امتیاز به “براندو” پرداخت کردند و او قبل از اکران فیلم، امتیازها را به “پارامونت” برگرداند و به جای آن تقاضای ۱۰۰٫۰۰۰ دلار دیگر کرد چون مشکلات مالی زنانه داشت. “پارامونت” که مطمئن بود فیلم، تبدیل به یک شاهکار عظیم می‌شود، بدش نمی‌آمد این لطف را در حق او بکند. به گفته “ایوانز”، به دلیل همین گوش‌بری مالی از “براندو” بود که او حاضر نشد تبلیغات فیلم را انجام بدهد یا در دو سال بعد در قسمت دنباله بازی کند.

سینما سینمای جهان نقد فیلم هنر  نقد فیلم پدرخوانده

در مراسم ازدواج “کانی”، “سانی” را در جایی نزدیک به “لوسی مانچینی” (جینی لینرو)، ساقدوش “کانی” در مراسم، می‌بینیم (که یک لباس صورتی به تن دارد). مطابق رمان، “سانی”، “لوسی” را معشوقه خودش می‌کند (“لوسی” “همان دختر جوان” است که “دون کورلئونه” به “سانی” درباره‌اش می‌گوید؛ همچنین قبل از آنکه “سانی”، با “کانی” آشنا شود، “لوسی” را می‌بیند). سرنوشت “لوسی” در رمان و سه‌گانه فیلم، متفاوت است: در رمان، “لوسی”، در نهایت دنبال کار خودش می‌رود و در کنار یک دکتر اهل “لاس‌وگاس”، سر و سامان می‌گیرد؛ او را مختصراً در “پدرخوانده: قسمت سوم” (۱۹۹۰) به همراه پسرش “وینسنت” که یک نقش اصلی را بازی می‌کند، می‌بینیم.

یک بازی صفحه‌دار تبلیغاتی به نام  بازی پدرخوانده ، در ۱۹۷۱ روانه بازار شد.

بنا بر مقاله‌ای از “نیکلاس پیلگی” در آگوست ۱۹۷۱، در روزنامه “نیویورک تایمز”، یک بازیگر نقش فرعی، چنان به نقش خودش متعهد بود که با یک گروه مزدور مافیایی در ماموریتی برای لت و پار کردن اعتصاب‌شکن‌های یک جریان دعوای کارگری، همراه شده بود. اما مزدوران، آدرس را اشتباه رفته بودند و نتوانستند اعتصاب‌شکن‌ها را پیدا کنند. نام این بازیگر فاش نشد.

رئیس جرائم مافیایی، “جو کلومبو” و تشکیلاتش، مجمع حقوق شهروندان ایتالیایی-آمریکایی، مبارزه‌ای را برای متوقف کردن روند ساخت فیلم شروع کردند. بنا بر آنچه “رابرت ایوانز” در کتاب خاطراتش گفته، “کلومبو” به خانه او تلفن کرد و او و خانواده‌اش را تهدید کرد. استودیو “پارامونت” هم نامه‌های زیادی را در طول مراحل پیش‌تولید، از طرف ایتالیایی-آمریکایی‌ها – ازجمله سیاستمداران – دریافت کرد که این فیلم را به عنوان یک فیلم ضد ایتالیایی، تقبیح می‌کردند. آنها تهدید می‌کردند که شکایت می‌کنند و روند ساخت فیلم را مختل می‌کنند. “آلبرت اس رودی”، تهیه‌کننده، با “کلومبو” که می‌خواست کلمات “مافیا” و “کوزا ناسترا”، در فیلم استفاده نشوند، ملاقاتی داشت. “رودی”، به آنها این حق را داد که فیلمنامه را بازنگری کنند و تغییراتی در آن بدهند. حتی موافقت کرد که از اعضای مجمع (بخوانید: جنایتکاران) به عنوان سیاهی‌لشکر و مشاور استفاده کند. بعد از اینکه این توافق انجام شد، نامه‌های اعتراض‌آمیز هم متوقف شدند. صاحب استودیو “پارامونت”، “چارلی بلودورن”، قضیه این توافق را در روزنامه “نیویورک تایمز” خواند و چنان از کوره در رفت که “رودی” را اخراج کرد و تولید فیلم را تعطیل کرد. اما “ایوانز”، “بلودورن” را متقاعد کرد که این توافق برای فیلم مفید است و به این شکل، “رودی” دوباره استخدام شد.

قیل و قال‌های اولیه راجع به فیلم چنان تاثیر مثبتی داشت که قبل از اتمام کار فیلم، برای یک قسمت دنباله هم برنامه‌ریزی شد.

“جیانی روسو”، از روابط جرائم سازماندهی‌شده اش استفاده کرد تا امنیت نقش “کارلو ریزی” را فراهم کند، تا جایی که یک گروه فیلمبرداری را به خدمت گرفت تا شخصاً از خودش تست صدا و چهره بگیرد و بعد آن را برای تهیه‌کننده‌ها فرستاد. هرچند، “مارلون براندو” در ابتدا با حضور “روسو” که پیش از آن هیچ وقت بازی نکرده بود، در فیلم مخالف بود؛ این موضوع، “روسو” را کفری کرد و او شروع کرد به تهدید کردن “براندو”. این عمل متهورانه “روسو”، یک توفیق اجباری برای او از آب درآمد: “براندو” تصور کرد که “روسو”، نقش بازی می‌کند و قانع شد که او برای نقش مناسب است.

سینما سینمای جهان نقد فیلم هنر  نقد فیلم پدرخوانده

این فیلم، در لیست “۵۰ فیلم برتر تلویزیون و ویدئو”ی مجله TV Guide (آگوست ۱۴-۸ ۱۹۹۸) به عنوان ۷مین فیلم انتخاب شد. قسمت دنباله، ” پدرخوانده : قسمت دوم” (۱۹۷۴)، امتیاز صدر را نصیب خودش کرد و اول شد.

فیلم، در ۱۰مین سالگرد ویرایش “۱۰۰ فیلم برتر انستیتو فیلم آمریکا”، به عنوان فیلم ۲م برگزیده شد.

فیلم، به عنوان فیلم ۳م در لیست “۱۰۰ فیلم برتر انستیتو فیلم آمریکا” برگزیده شد.

این جمله فیلم “پیشنهادی بهش می‌دم که نتونه ردش کنه.”، به عنوان ۱۰مین جمله از “۱۰۰ جمله برتر فیلم‌ها” از طرف مجله “پریمایر” در ۲۰۰۷ انتخاب شد.

مدیران ارشد “پارامونت” که از راش‌های (فیلم تدوین‌نشده) اولیه فیلم راضی نبودند، تصمیم گرفتند “الیا کازان” را جایگزین “فرانسیس فورد کوپولا” کنند، با این امید که “کازان” بتواند با “مارلون براندو” که به طرز وحشتناکی سخت‌گیر بود، کار کند. “براندو”، اعلام کرد که اگر “کوپولا” اخراج شود، او هم فیلم را ترک می‌کند و به این شکل، استودیو عقب نشینی کرد. ظاهراً مدیران “پارامونت” از تنفر “براندو” از “کازان”، بر سر شهادت دادن “کازان” در کمیته فعالیت‌های ضد آمریکایی در دهه ۵۰ اطلاع نداشتند.

برای کارگردانی فیلم با “سرجیو لئونه” هم مذاکره شده بود، اما او این پیشنهاد را رد کرد چون فکر می‌کرد داستان فیلم که مافیا را ستایش می‌کند، چنان که باید، جذاب نیست. او بعدها از اینکه این پیشنهاد را رد کرده، پشیمان شد اما به هر حال به کارگردانی فیلم گانگستری به شدت تحسین‌شده خودش، “روزی روزگاری در آمریکا” (۱۹۸۴) پرداخت.

“رابرت تاونی”، فیلمنامه‌نویس، صحنه پاسیو بین “دون کورلئونه” و پسرش “مایکل” را نوشت.

“مارلون براندو” می‌خواست کاری کند که “دون کورلئونه” شبیه به “یک سگ بولداگ ” به نظر برسد، به خاطر همین برای تست صدا، گونه‌هایش را با پنبه پر کرد. او برای تصویربرداری اصلی، یک لثه مصنوعی در دهانش گذاشت که یک دندانپزشک آن را ساخته بود؛ این وسیله در حال حاضر در موزه Moving Image “آمریکا” در “کوئینز” “نیویورک”، در معرض دید عموم است.

در تمرین‌ها برای صحنه اتاق خواب، از یک سر اسب مصنوعی استفاده می‌شد. برای تصویربرداری واقعی، از یک سر اسب واقعی استفاده کردند که از یک کارخانه تهیه غذای سگ گرفته بودند. “جان مارلی” می‌گوید که فریادی که در فیلم از وحشت می‌کشد، واقعی بوده چون خبر نداشته که قرار بوده از یک سر واقعی استفاده کنند.

سینما سینمای جهان نقد فیلم هنر  نقد فیلم پدرخوانده

گربه‌ای که “مارلون براندو” در صحنه شروع فیلم با خودش دارد، یک حیوان ولگرد است که او در پارکینگ استودیو “پارامونت” پیدا کرده بود و اصلاً قرار نبوده در فیلمنامه باشد. گربه آنقدر قبراق بود که خرخرهایش بعضی قسمت‌های دیالوگ “براندو” را خفه می‌کرد و در نتیجه بیشتر جمله‌های او اجباراً با صدای بلند ادا می‌شوند.

در طول نماهای اولیه صحنه‌ای که در آن “ویتو کورلئونه” به خانه برمی‌گردد و آدم‌هایش او را از پله‌ها بالا می‌برند، “مارلون براندو” با کلک، زیر بدنش روی تخت، چند وزنه گذاشته بود تا بلند کردنش را سخت‌تر کند.
مارلون براندو”، جمله‌هایش را حفظ نمی‌کرد و در بیشتر زمان فیلم، دیالوگ‌هایش را از روی کارت‌های متن‌نوشته می‌خواند.

درست زمانی که “ویتو کورلئونه”، قبل از سوءقصد به جانش، پرتقال‌ها را برمی‌دارد، می‌توانیم روی پنجره فروشگاه، پوستری را ببینیم که مسابقه بوکس “جیک لاموتا” را تبلیغ می‌کند. “رابرت دنیرو”، نقش جوانی “ویتو” را در “پدرخوانده: قسمت دوم” (۱۹۷۴) بازی می‌کند و همچنین نقش “لاموتا” را در “گاو خشمگین” (۱۹۸۰) بازی کرد.

“فرانک سیورو”، در صحنه‌ای که “سانی”، “کارلو ریزی” را لت و پار می‌کند، به عنوان یک سیاهی لشکر بازی می‌کند. او بعدها در “پدرخوانده: قسمت دوم” (۱۹۷۴) در نقش “جنکو آبانداندو” ظاهر شد.

وقتی “سانی”، تنها با ماشینش در حال رانندگی است، به آهنگی از پخش ۳ اکتبر ۱۹۵۱ رادیو از “راس هوجز” به نام Dodgers-Giants playoff (مسابقه فینال غول‌های حقه‌باز) گوش می‌دهد که یک نیمه قبل از آهنگ ” Shot Heard ‘ Round the World ” از “بابی تامسون” بود.

“آل‌پاچینو”، از یک پلاستیک اسفنجی مخصوص صورت استفاده می‌کرد که تمام گونه چپش را می‌پوشاند و با رنگ‌های مختلف آغشته شده بود تا با

سایه‌روشن پوست او هماهنگ شود و اثر کبودشدگی را نشان دهد، و به این شکل القا کننده فک شکسته‌اش به دست کاپتان “مک‌کلاسکی” باشد.
اسم کلاه سنتی و سیسیلی (که برای مثال بادی‌گاردهای “مایکل” می‌پوشند) “کوپولا” است.

“مایکل کورلئونه”، جدای از همه، تا وقتی درگیر شغل خانوادگی نمی‌شود، این کلاه که بخشی از اونیفورم افسران دریایی او است را سرش نمی‌گذارد.

“فرانسیس فورد کوپولا”، کارگردان، در این فیلم، با خویشاوندانش کار می‌کرد، (که در بسیاری از موقعیت‌ها، از کار، یک فیلم خانوادگی می‌سازد). حضور به ترتیب زمانی در فیلم:

– خواهرش، “تالیا شایر” که نقش “کانی کورلئونه” را در سرتاسر این سه‌گانه بازی می‌کند.

– مادرش، “ایتالیا کوپولا” که در نقش یک سیاهی لشکر در ملاقات در رستوران بازی می‌کند.

– پدرش، “کارمین کوپولا” که در سکانس “ماترس” نقش نوازنده پیانو را بازی می‌کند.

– پسرانش، “جیان-کارلو کوپولا” و “رومان کوپولا” که به عنوان سیاهی لشکر در صحنه‌ای که “سانی”، “کارلو” را لت و پار می‌کند و همچنین در مراسم تدفین دیده می‌شوند.

– و دخترش “سوفیا کوپولا”، نوزاد “مایکل ریزی” در غسل تعمید است (او در زمان فیلمبرداری، سه هفته‌اش بود).

فیلم، به عنوان برنده ۴۵مین جایزه آکادمی برای بهترین فیلم، اولین فیلم جایزه‌برده‌ای بود که حتی به طور نسبی در “لس‌آنجلس” ساخته شده، و اولین فیلم که صنعت فیلمسازی را به تصویر می‌کشد و اولین فیلمی که در آن یک تندیس اسکار در معرض دید است.

تقریباً ۶۱ صحنه در فیلم هست که مردم را در حال خوردن/نوشیدن یا فقط غذا را نشان می‌دهد.

سینما سینمای جهان نقد فیلم هنر  نقد فیلم پدرخوانده

 

ملاقات بین سران مافیا، در اتاق هیئت مدیره Penn-Central Railroad فیلمبرداری شد. که تابلوی نقاشی قطاری که پشت سر “دون بارزینی” (ریچارد کونته) می‌بینیم را توجیه می‌کند.

“نینو روتا”، در ابتدا برای یک جایزه اسکار به خاطر موسیقی متنش نامزد شده بود (و احتمالاً برنده آن هم می‌شد) اما این کاندیداتوری، وقتی معلوم شد که او به میزان قابل توجهی از بخش‌هایی از موسیقی متن قبلی‌اش برای – Fortunella – 1958 استفاده کرده، ملغی شد.

صدای خاص “دون ویتو کورلئونه”، با الگوبرداری از تبهکار واقعی، “فرانک کاستلو” به این شکل درآمده بود. “مارلون براندو”، او را در جریان دادرسی‌هایKefauver سال ۱۹۵۱ از تلویزیون دیده بود و نجواهای زنگ‌دار او را در این فیلم تقلید کرده بود.

سینما سینمای جهان نقد فیلم هنر  نقد فیلم پدرخوانده

در صحنه‌ای که “سانی”، “کارلو” را لت و پار می‌کند، یک گاری در پس زمینه و یک جعبه چوبی در پیاده‌رو دیده می‌شود که به لحاظ موقعیتی برای پنهان کردن اشیاء کهنه و قدیمی پس‌زمینه در صحنه قرار داده بودند.

فیلم از اشکال مختلفی از واژه‌های ایتالیایی بهره می‌برد:

– پائولی می‌گوید ” sweet tonnato” که یک اصطلاح عامیانه ایتالیایی-آمریکایی است که تقربیا معادل “حتی اگر” است.

– مایکل توضیح می‌دهد که “تام” یک ” consigliere ” است یا یک مشاور.

– “ویتو”، “جانی فونتانی” را یک ” finocchio ” خطاب می‌کند که یک واژه توهین‌آمیز برای یک هم…ج.ن.س.‌گرا است.

– “سانی”، از “پائولی” به عنوان یک ” stronza ” نام می‌برد که واژه‌ای معادل “عوضی” است.

– “کارلو” و “کانی” در جریان جنگ و دعواهایشان، هر دو می‌گویند ” vaffanculo ” که “کثافت” معنی می‌دهد.

– “دون زالوچی”، فروش مواد مخدر به بچه‌ها را یک ” infamita ” یا یک “ننگ” می‌داند.

– و هر دو “دون کورلئونه”‌ها از واژه ” pezzonovante” استفاده می‌کنند که به معنای “کالیبر ۹۵” یا به معنای روشن‌تر، “آدم کله‌گنده” است.

نقش موثر: (گری فردریکسون)، کابوی داخل استودیو، وقتی “تام” برای اولین بار با “ولتز” مواجه می‌شود.

فیلمی که “مایکل” و “کی” قبل از آنکه “مایکل” بفهمد که پدرش گلوله خورده، تماشا می‌کردند، The Bells of St. Mary’s – سال ۱۹۵۴- اثر “لئو مک‌کاری” بود. نام “مک‌کاری” را خارج از سالن موسیقی Radio City می‌بینیم.

عمارت “جک ولتز” به عنوان عمارت “آلن استنویک” در فیلم Fletch -سال ۱۹۸۵- هم استفاده شد.

وقتی اسم بازیگر کودک سه ساله، “آنتونی گوناریس”، را حین فیلمبرداری صدا می‌زدند خیلی بهتر جواب می‌داد. به همین خاطر است که اسم پسر “مایکل، “آنتونی” است.

در طول سکانس‌هایی که در “سیسیل” تصویربرداری شدند، گریم فک شکسته “مایکل” با گریمی که در سکانس‌های فیلمبرداری شده در “نیویورک” استفاده شدند، متفاوت است. این به دلیل آن بود که استودیو “پارامونت پیکچرز”، هزینه سفر گریمور، “دیک اسمیت”، را به همراه بقیه گروه به “ایتالیا” پرداخت نکرده بود.

مجله Entertainment Weekly ،این فیلم را به عنوان “بهترین فیلم تاریخ سینما” برگزید.

در سال ۲۰۰۷، “انستیتو فیلم آمریکا”، این فیلم را به عنوان ۲مین فیلم برتر تاریخ سینما رده‌بندی کرد.

این فیلم، در لیست ۱۰ فیلم برتر ژانر گنگستری “انستیتو فیلم آمریکا”، رده نخست را در ژوئن ۲۰۰۸ از آن خودش کرد.

جمله “می‌خوام پیشنهادی بهش بدم که نتونه ردش کنه”، از طرف “انستیتو فیلم آمریکا”، به عنوان یکی از گرینه‌های صدر جدولی ۱۰۰ جمله برتر فیلم‌ها، انتخاب شد و بلافاصله بعد از جمله “فرانکلی عزیزم، من محل سگ هم بهش نمی‌گذارم”، از فیلم “بربادرفته” (۱۹۳۹)، رتبه دوم را نصیب خود کرد.

به گفته “آل پاچینو”، وقتی “مایکل”، در صحنه بیمارستان با پدرش عهد می‌بندد، اشکهایی که در چشمان “مارلون براندو” حلقه می‌زند، واقعی بودند.

“جورج لوکاس” در سکانس “ماترس”، از عکس صحنه‌های جنایت واقعی استفاده کرد. یکی از برجسته‌ترین عکس‌ها، دو پلیس را نشان می‌دهد که در کنار چیزی زانو زده‌اند که به نظر مردی می‌رسد که روی زمین خوابیده و سرش به یک حصار تکیه داده شده است. آن مرد، “فرانک نیتی” “مزدور” است، دست راست “آل‌کاپون” که در واقع با شلیک یک گلوله در سرش، خودکشی کرد.

سیلوستر استالونه قرار بود در این فیلم نقش نسبتا مهمی بگیرد، ولی نتوانست نظر مثبت کاپولا و کمپانی پارامونت را جلب کند. او بعدها بابت این مساله از آنها تشکر کرد!‌ عدم حضور در پدر خوانده باعث شد تا او وارد دنیای فیلمنامه‌نویسی شود و «راکی» را بنویسد که خودش هم در نقش اصلی آن ظاهر شد. او برای قدردانی از کاپولا (که نقش دلخواهش را در پدرخوانده به او نداد)‌ نقش مهمی را در فیلم راکی به تالیا شایر داد.

“فرانسیس فورد کوپولا”، در ابتدا یک فیلم ۱۲۶ دقیقه‌ای‌ تحویل داد. رئیس استودیو “پارامونت”، “رابرت ایوانز”، این نسخه را رد کرد و درخواست یک فیلم طولانی‌تر با صحنه‌های بیشتر درباره خانواده را کرد. ورژن نهایی و اکران‌شده فیلم، حدود ۵۰ دقیقه طولانی‌تر از فیلم اولیه “کوپولا” بود.

“فرانکی آوالون” و “ویک دامون”، دو خواننده معتبر و با تجربه، برای نقش “جانی فونتانی” تست دادند. “فرانسیس فورد کوپولا”، بیشتر تحت تاثیر “دامون” قرار گرفت و نقش را به او داد اما تهیه‌کننده‌ها، “آل مارتینو” را انتخاب کردند و از روابط جرائم سازماندهی‌شده او بهره گرفتند تا مطمئن باشند او به نقش، پایبند می‌ماند. از قضا، “فونتانی” در فیلم، آهنگ “من فقط یک قلب دارم” را می‌خواند که اولین ترانه شاهکار “دامون” بود.

“رابرت ایوانز”، بعد از آنکه “پیتر بوگدانوویچ” و دیگران، از قبول کارگردانی این فیلم سر باز زدند، “فرانسیس فورد کوپولا” را استخدام کرد.

بازیگری که نقش “لوکا براسی” را بازی می‌کند، یعنی “لنی مونتانا”، چنان از کار کردن با “مارلون براندو” مضطرب بود که در اولین برداشت صحنه‌ای که با هم داشتند، چند خط دیالوگ را اشتباه گفت. “فرانسیس فورد کوپولا”، از این اضطراب واقعی خوشش آمد و آن را در فیلم نهایی استفاده کرد. صحنه‌های “براسی” که در حال تمرین سخنرانی‌اش است بعداً اضافه شد.

به گفته “فرانسیس فورد کوپولا”، عبارت “دون کورلئونه”، در واقع، از نظر دستور زبان ایتالیایی نادرست است. در ایتالیایی، خطاب کردن یک نفر به عنوان “دون (آقا/لرد)”، مثل خطاب کردن او به عنوان “عمو” در انگلیسی است. بنابراین شکل صحیح این عبارت، “دون مایکل” یا “دون ویتو” است. “کوپولا” می‌گوید که “ماریو پوزو” که نمی‌توانست ایتالیایی صحبت کند، صرفاً به این ایده رسید که از “دون” با نام خانوادگی یک شخص استفاده کند، و حالا این عبارت تبدیل به یک اصطلاح در فرهنگ عامه شده است.

شخصیت Moe Greene از یک تبهکار یهودی به نام Bugsy Siegel الهام گرفته شده است.

سینما سینمای جهان نقد فیلم هنر  نقد فیلم پدرخوانده

در سکانس ملاقات در رستوران، “سولوزو”، چنان سریع با لهجه سیسیلی با “مایکل” حرف می‌زند که نمی‌شد از زیرنویس استفاده کنند. او با این جمله شروع می‌‌کند: “متاسفم. چیزی که برای پدرت اتفاق افتاد بخشی از کار بود. من احترام زیادی برای پدرت قائلم. اما پدرت، افکارش قدیمیه. باید درک کنی که چرا من مجبور شدم اون کار رو بکنم. حالا بیا راجع به کاری که بعد از این می‌‌خوایم بکنیم حرف بزنیم.” وقتی “مایکل” از دستشویی برمی‌گردد، او به زبان سیسیلی ادامه می‌دهد: “همه‌چی روبه راهه؟ من به خودم احترام می‌گذارم، می‌فهمی، و اجازه نمی‌دم مرد دیگه‌ای جلوی موفقیتم‌ رو بگیره. چیزی که اتفاق افتاد غیرقابل اجتناب بود. من همیشه حمایت نامحسوسی از دون های خانواده‌های دیگه داشتم. اگه وضع سلامت پدرت بهتر بود، بدون اینکه پسر بزرگه‌اش بخواد کارها رو اداره کنه، لازم به هیچ بی‌حرمتی‌ای نبود و ما مجبور به گفتن این مهملات نبودیم. ما مبارزه رو متوقف می‌کنیم تا حال پدرت خوب بشه و بتونه معامله‌رو از سر بگیره. هیچ انتقامی گرفته نمی‌شه. ما صلح می‌کنیم. اما خانواده‌ات دیگه نباید دخالت کنن.”

وقتی “مایکل” و “کی” در حال شام خوردن با هم هستند، آهنگی که از رادیو شنیده می‌شود، ترانه “همه زندگی من” از “ایروینگ برلین” است.

صحنه‌ای که در آن، “انزو”، برای ملاقات “ویتو کورلئونه” به بیمارستان می‌آید برعکس فیلمبرداری شد، یعنی اول نمای صحنه‌ خارجی را گرفتند. “گابریلی توری”، بازیگری که نقش “انزو” را بازی می‌کند، پیش از این، هیچ وقت جلوی دوربین بازی نکرده بود و لرزش عصبی او بعد از رانندگی‌‌اش با ماشین، واقعی بود.

صحنه‌های بیمارستان در دو لوکیشن متفاوت فیلمبرداری شدند: صحنه‌های خارجی در یک ورودی به بیمارستان Bellevue فیلمبرداری شدند؛ و نماهای داخلی در درمانگاه چشم و گوش New Yorkدر “منهتن” در “نیویورک سیتی”، فیلمبرداری شدند.

“ماریو پوزو” به بزرگترین پسر “ویتو”، اسم مستعار “سانی” را داد که از اسم مستعار پسر “آل‌کاپون” (I) گرفته بود. شباهت‌های این دو به همین نام ختم می‌شود. “سانی کاپون” وارد شغل پدرش نشد.

فیلم پدرخوانده ، در “نیویورک”، و در بیش از ۱۰۰ لوکیشن جریان داشت و فیلمبرداری شد. در ابتدا، قرار بود کل فیلم در محوطه‌های پشت “هالیوود” فیلمبرداری شوند تا در هزینه‌های تولید، صرفه‌جویی کنند؛ اما طراح تولید، “دین تاولاریس”، تهدید کرد که به هر کدام از ساختمان‌های محوطه پشتی، دو طبقه اضافه می‌کند تا بتواند نمای “نیویورک سیتی” را دربیاورد. استودیو کوتاه آمد و اجازه تصویربرداری در “نیویورک” را داد.

از آنجا که Corleone در سیسیلی حتی در اوایل دهه ۷۰ هم خیلی توسعه‌یافته بود، از شهر سیسیلیایی Savoca، خارج از محدوده Taormina، برای

تصویربرداری صحنه‌ای که در آن “مایکل” در تبعید در “ایتالیا” به سر می‌برد، استفاده کردند.

این، اولین فیلم “جو اسپینل” بود.

تولید فیلم پدرخوانده ، در ۲۹ مارس ۱۹۷۱ شروع شد، اما “مارلون براندو” بین ۱۲ آوریل و ۲۸ مه به مدت ۳۵ روز برای فیلم کار کرد تا بتواند به تعهداتش با فیلم “آخرین تانگو در پاریس” (۱۹۷۲) عمل کند.

در رمان، اسم کوچک “دون کونئو”، “اوتیلئو” است، اما در فیلم، به افتخار “کارمین کوپولا” او را “کارمین کونئو” نامیدند.

در ابتدا، “فرانک پوگلیا” برای بازی در نقش “بوناسرا” انتخاب شد اما به علت بیماری، مجبور به فسخ قرارداد شد.

“پیتر بارت”، یکی از مدیران “پارامونت”، امتیازهای فیلمنامه “پدرخوانده” “ماریو پوزو” را حتی قبل از اینکه تمام شود، خریداری کرد. آن موقع، فیلمنامه، فقط ۲۰ صفحه بود.

در کنار رمان مرجع “ماریو پوزو”، “فرانسیس کوپولا” هم بنای بسیاری از شخصیت‌های فیلم را بر اعضای خانواده خودش گذاشت.

“ماریو پوزو”، الگوی شخصیت “دون ویتو کورلئونه” را از رؤسای اوباش “نیویورک”، “جو پروفاسی” و “ویتو جنووسی” گرفته بود. بسیاری از رخدادهای رمان او بر اساس رویدادهای واقعی هستند که در زندگی “پروفاسی”، “جنووسی” و خانواده‌هایشان اتفاق افتاده بود. “پوزو”، ویژگی‌های شخصیت “دون ویتو” را از ویژگی‌های شخصیتی مادر خودش گرفته بود.

ایده اولیه “پارامونت” این بود که یک فیلم گانگستری کم هزینه بسازند که در زمان حال اتفاق می‌افتد تا یک دوره زمانی در دهه ۴۰ و ۵۰٫ “فرانسیس فورد کوپولا”، فیلمنامه اولیه “ماریو پوزو” را که بر اساس این ایده نوشته شده بود، رد کرد.

طبق گفته “فرانسیس فورد کوپولا” در مستند روی DVD، کات‌های بینابینی صحنه غسل تعمید که با کشته شدن گانگسترها در طول نقطه اوج فیلم همراه است، خوب جواب نداد تا زمانی که تدوینگر فیلم، “پیتر زینر”، موسیقی متن ارگ را به آن اضافه کرد.

“آل پاچینو”، در برنامه تلویزیونی خانواده پدرخوانده: نگاهی به داخل (۱۹۹۰)، می گوید که نزدیک بوده او در نیمه‌راه کار فیلمبرداری از پروژه اخراج شود. یعنی زمانی که مدیران اجرایی “پارامونت”، صحنه‌های ابتدایی از “مایکل” را در مراسم ازدواج دیدند و فریاد زدند، “پس کی اون می‌خواد یه کاری بکنه؟”. اما وقتی در نهایت صحنه‌ای را دیدند که در آن “مایکل” به “سولوزو” و “مک‌کلاسکی” در رستوران تیراندازی می‌کند، نظرشان عوض شد و “پاچینو” توانست شغلش را حفظ کند.

طبق گفته “ماریو پوزو”، شخصیت “جانی فونتانی” بر اساس شخصیت “فرانک سیناترا” نبود. هر چند، همه، این طور گمان می‌کردند، و “سیناترا” از این موضوع حسابی کفری بود؛ وقتی او، “پوزو” را در یک رستوران ملاقات کرد، با داد و فریاد، کلمات رکیک و تهدیدآمیزی نثارش کرد. “سیناترا”، با فیلم هم به شدت مخالف بود. به خاطر این واکنش‌های شدید، رل “فونتانی” در فیلم، تا حد دو صحنه کاهش پیدا کرد.

“فرانسیس فورد کوپولا”، اصرار داشت نام فیلم را “پدرخوانده ماریو پوزو” بگذارند تا صرفاً “پدرخوانده” (۱۹۷۲)، چون طرح اولیه فیلمنامه، چنان به رمان “پوزو” وفادار بود که “کوپولا” فکر می‌کرد “پوزو”، استحقاق این اعتباربخشی را دارد.

در یک مقطع، حین فیلمبرداری، مدیر تولید “پارامونت”، “رابرت ایوانز”، احساس کرد اکشن فیلم، بیش از حد کم است و در نظر داشت یک کارگردان اکشن را برای تمام کردن کار استخدام کند. “فرانسیس فورد کوپولا” و پسرش “جیان-کارلو کوپولا”، برای راضی کردن “ایوانز”، صحنه‌ای را ترتیب دادند که در آن “کانی” و “کارلو”، مبارزه طولانی‌ای با هم می‌کنند. در نتیجه، “ایوانز” به اندازه کافی راضی شد و به “کوپولا” اجازه داد فیلم را تمام کند.

“دایان کیتن”، بیشتر شخصیت‌پردازی “کی آدامز” را از همسر “فرانسیس فورد کوپولا”، “الینور کوپولا”، الگوبرداری کرده بود.

فیلمبرداری صحنه‌ای که در آن، “سانی”، “کارلو” (شوهر کانی) را لت و پار می‌کند چهار روز طول کشید و بیش از ۷۰۰ سیاهی لشکر را به تصویر کشید.
پدربزرگ و مادربزرگ مادری “آل‌ پاچینو” درست مثل “ویتو کورلئونه” از Corleone در “سیسیلی” به “آمریکا” مهاجرت کرده بودند.

به گفته “فرانسیس فورد کوپولا” در مصاحبه‌اش با مجله Cigar Aficionado، او در سال ۱۹۶۹، جلسه‌ای با تهیه‌کننده‌ها، “آلبرت اس رودی” و “گری فردریکسون” در منزل خودش داشت تا راجع به فیلم The Conversation -سال ۱۹۷۴- بحث کنند. او فیلمنامه را برای “مارلون براندو” فرستاده بود و او حین ملاقات “کوپولا” با تهیه‌کننده‌ها با او تماس گرفت و مؤدبانه پیشنهادش را رد کرد. درست قبل از این جلسه، “کوپولا” یادداشتی از یک تبلیغ در روزنامه برای یک رمان در راه به عنوان “پدرخوانده” اثر “ماریو پوزو” برداشته بود. چند ماه بعد، همه این پنج نفر برای بحث راجع به نسخه فیلم این رمان دور هم جمع شدند.

“فرانسیس فورد کوپولا”، برای صحنه‌ای که در آن “کلمنزا” آشپزی می‌کند، در ابتدا در فیلمنامه  پدرخوانده نوشته بود “کلمنزا چند سوسیس برشته می‌کند”. “ماریو پوزو” با دیدن این جمله، روی “برشته می‌کند” خط کشید و به جای آن نوشت “سرخ می‌کند” و در حاشیه متن نوشت، “گنگسترها برشته نمی‌کنند”.
“فرانکو کورسارو”، یک صحنه در نقش “جنکو آبانداندو” در حال مرگ بازی کرد اما صحنه او حذف شد. در این صحنه که بعد از مراسم ازدواج اتفاق می‌افتد، “ویتو کورلئونه” و پسرانش به بیمارستان می‌روند تا احترامشان به “جنکو” که از سرطان در حال مرگ است را نشان بدهند. آنها سعی می‌کنند او را تسلی دهند و “جنکو” به “ویتو” التماس می‌کند موقع مرگ، کنار او بماند. این صحنه در بعضی از نسخه‌های تلویزیونی فیلم نشان داده می‌شود (به جای ورژن‌های تدوین‌شده از صحنه‌های قتل) و در نسخه “پدرخوانده: رمانی برای تلویزیون” (۱۹۷۷) هم موجود است.

سینما سینمای جهان نقد فیلم هنر  نقد فیلم پدرخوانده

روبان‌های روی اونیفورم افسر دریایی “مایکل کورلئونه” Silver Star (ستاره نقره‌ای) هستند، مدال مخصوص ملوانان و افسران نیروی دریایی، و همین طور قلب ارغوانی‌رنگ (purple Heart) روی ردیف بالا، و مدال جنگی Asiatic/Pacific (آسیایی/اقیانوس آرام) با یک ستاره و نوک‌پیکان مخصوص نیروهای مسلح، مدال جنگی اروپا/آفریقا/خاورمیانه با یک ستاره نیروهای مسلح، و مدال پیروزی جنگ جهانی دوم روی ردیف پایینی. همچنین در “پدرخوانده: قسمت دوم” (۱۹۷۴)، “مایکل” به مجمع مربوط به کنگره می‌گوید که در طول جنگ، نائل به دریافت صلیب نیروی دریایی شده است.
بنا بر گفته “فرانسیس فورد کوپولا”، فیلمبرداری فیلم، ۶۲ روز طول کشید.

“فرانسیس فورد کوپولا”، در ابتدا با کارگردانی پدرخوانده موافق نبود، چون فکر می‌کرد که این داستان، به نوعی مافیا و حس خشونت را ستایش می‌کند و اثر بدی روی فرهنگ ایتالیایی-سیسیلیایی خواهد داشت. با این حال، با فکر اینکه فیلم را به صورت تمثیلی از رژیم سرمایه‌داری آمریکا بسازد، مشتاقانه کار را قبول کرد.

شخصیت “جک ولتز”، آدم با نفوذ هالیوودی، بر اساس شخصیت رئیس “وارنر بروس”، “جک ال وارنر”، ساخته شده بود. ویژگی‌های شخصیتی او از رئیس MGM (شرکت مترو گلدوین مایر)، “لوئیس بی مایر”، گرفته شده بود که هوادار پر و پا قرص مسابقات اسب‌دوانی و صاحب یک گروه اسب‌های مسابقه بود. ظاهراً “مایر”، بعد از آنکه پسرخوانده‌اش، “ویلیام گوئتز” که رقیب او در مسابقات بود، درگیر فعالیت‌های مافیایی شد و در مسابقه‌ای که اسب “مایر” در آن امید اول قهرمانی بود، تقلب کرد، این ورزش را رها کرد.

“الیویا هوسی” را مسئول انتخاب بازیگران، “فرد روس”، برای نقش “آپولونیا”، در نظر گرفته بود. “فرانسیس فورد کوپولا” در اصل دوست داشت “استفانیا ساندرلی” این نقش را بازی کند اما او نپذیرفت.

آگوست ۱۹۷۱: بر اساس مقاله‌ای از “نیکلاس پیلگی” در “نیویورک تایمز”، “پارامونت” تصمیم گرفته بود برای تقویت موقعیت فیلم، یک سری سس اسپاگتی با آرم “پدرخوانده” وارد بازار کند. همچنین تصمیم داشت نمایند‌گی‌های رستوران Godfather را بگیرد تا در آن، پیتزا، ساندویچ‌هایی با نام قهرمان فیلم، یخ‌های ایتالیایی و نان و کلوچه‌های ایتالیایی بفروشند. همچنین تصمیم گرفته شده بود یک سریال تلویزیونی مشابه از این فیلم هم بسازند، اما هیچ کدام از این ایده‌ها به بار ننشست
۱۹۹۰: این فیلم، برای بخش ثبت فیلم‌های ملی، کتابخانه کنگره انتخاب شد.

سینما سینمای جهان نقد فیلم هنر  نقد فیلم پدرخوانده

“فرانسیس فورد کوپولا” قصد داشت “تیموتی کری” را به عنوان بازیگر انتخاب کند اما “کری” نقش را نپذیرفت تا بتواند یک برنامه تلویزیونی بسازد.

بعد از آنکه “رابرت ایوانز” با اصرار خواست که “جیمز کان” نقش “مایکل” را بازی کند، “کارمین کاریدی” برای نقش “سانی” انتخاب شد. به گفته “ایوانز”، او به “فرانسیس فورد کوپولا” گفت که فقط در صورتی می‌تواند از “آل پاچینو” در نقش “مایکل” استفاده کند که رل “سانی” را به “کان” بدهد. با اینکه “کان”، انتخاب اول “کوپولا” بود اما در نهایت به این نتیجه رسید که “کاریدی” برای نقش “سانی” بهتر است و نمی‌خواست دوباره “کان” را به خدمت بگیرد. “ایوانز” روی “کان” اصرار داشت چون می‌خواست دست‌کم یک بازیگر “صاحب‌نام”، نقش یکی از برادران را بازی کند و همین طور به خاطر اینکه “کاریدی” “۴’۶ فوتی روی پرده، یک سر و گردن از “پاچینو” بلند‌تر بود. بعدها یک رل کوتاه در “پدرخوانده: قسمت دوم” (۱۹۷۴) به “کاریدی” داده شد. شایع است که در اصل، “برت رینولدز” برای نقش “سانی” انتخاب شده بود اما “مارلون براندو” حاضر نبود با او کار کند چون او را بیشتر یک ستاره تلویزیونی می‌دانست.

در طول فیلمبرداری، “جیمز کان” و “جیانی روسو”، با هم کنار نمی‌آمدند و مرتب با هم بگومگو داشتند. حین فیلمبرداری صحنه‌ای که “سانی”، “کارلو” را کتک می‌زند، “کان”، با چوبی که به طرف “روسو” پرت کرد، صدمه نسبتاً جدی‌ای به او زد، و در واقع دو تا از دنده‌های “روسو” را شکست و آرنجش را خرد کرد.

در طول صحنه کتابخانه، وقتی خانواده، راحع به این موضوع بحث می‌کند که لازم است “مایکل کورلئونه”، “سولوزو” و “مک‌کلاسکی” را بکشد، “سانتینو کورلئونه” را می‌بینیم که از روی بیکاری با یک عصا ور می‌رود. این عصا متعلق به “آل پاچینو” بود که حین فیلمبرداری صحنه فرار “مایکل” از رستوران، به شدت آسیب دید.

بازیگران یهودی گروه، “جیمز کان” و “ابی ویگودا”، شخصیت‌های ایتالیایی را بازی می‌کنند (سانتینو کورلئونه، سالواتوره تسیو) درحالی که “الکس روکو” ایتالیایی‌تبار، نقش یک شخصیت یهودی را بازی می‌کند (Moe Greene).

هرچند تصویر تیره “گوردون ویلیس”، در نهایت در بسیاری فیلم‌های دیگر کپی شد، اما وقتی فیلم کامل شده از لابراتوار برگشت، نظر مدیران “پارامونت” این بود که این یک تصویر اشتباهی است. آنها دستور یک تصویر متفاوت را دادند اما “ویلیس” و کارگردان، “فرانسیس فورد کوپولا”، قبول نکردند.

“جیمز کان”، از شخصیت‌های تئاتری “کمدی موهن” “دان ریکلس”، برای شخصیت‌پردازی “سانتینو کورلئونه” الهام می‌گیرد.

“مارتین شین” و “دین استاک‌ول”، هر دو برای نقش “مایکل کورلئونه” تست دادند. “راد استایگر”، برنده اسکار، به شدت برای گرفتن نقش “مایکل” تلاش کرد، حتی با اینکه بیش از حد برای این نقش مسن بود. نقش “مایکل کورلئونه” به “وارن بیتی”، “جک نیکلسون” و “داستین هافمن” هم پیشنهاد شد اما هر سه، آن را رد کردند. (به “بیتی” سمت‌های کارگردانی و تهیه‌کنندگی هم پیشنهاد شده بود.) پیشنهادهای “آلن دلون” و “برت رینولدز” را “فرانسیس فورد کوپولا” نپذیرفت. مدیر تهیه “پارامونت”، “رابرت ایوانز”، می‌خواست “رابرت ردفورد” برای این نقش انتخاب شود اما “کوپولا” مخالفت کرد چون “ردفورد” بیش از حد “واسپی” (پروتستان‌های سفیدپوست اروپایی‌تبار در آمریکا) بود. “ایوانز” توضیح داد که “ردفورد” به خاطر درک بالایش از یک “ایتالیایی ساکن شمال”، می‌تواند برای نقش مناسب باشد. در نهایت، “ایوانز”، مناقشه بر سر بازیگری که به عنوان “کوتوله” محبوب او بود را باخت. بعد، نوبت به “رایان اونیل” ایرلندی-آمریکایی رسید که برای تصاحب نقش، پیشتاز باشد، هر چند سرانجام نقش به “جیمز کان” واگذار شد. “آل پاچینو”، قبل از اینکه برای نقش “مایکل” انتخاب شود، برای بازی در نقش اول The Gang That Couldn’t Shoot Straight تعهد داده بود. “کوپولا”، در مصاحبه ۲۰۰۳ خودش در مجله Cigar Aficionado گفت که “پارامونت”، پارتی بازی کرد و موفق شد “پاچینو” را از قید تعهد رها کند. مدیران ارشد “پارامونت”، به خصوص “ایوانز”، مصرانه با انتخاب “پاچینو” که در تست‌های بازی ضعیف ظاهر شده بود به شدت مخالف بودند، تا زمانی که اجرای فوق‌العاده او را در The Panic in Needle Park -سال ۱۹۷۱- دیدند. وقتی “پاچینو” به گروه پیوست، “کان” هم برگشت سر نقش اصلی خودش یعنی “سانی”. “رابرت دنیرو”، هم برای نقش “مایکل” و هم “سانی” تست داد و قبل از اینکه برای نقش “پائولی” انتخاب شود، تقریباً برای رل “کارلو” در نظر گرفته شده بود. بعد، نقش پیشین “پاچینو” در Gangرا به “دنیرو” پیشنهاد دادند. به لطف “کوپولا”، “دنیرو”، برای گرفتن نقش “پائولی” برگشت. بازی در این نقش، به نوبه خود، فرصت بازی در نقش “ویتو”ی جوان را در قسمت دنباله به “دنیرو” داد که جایزه اسکار را برای او به همراه داشت و کارهای بعدی او را راه انداخت.

“جیمز کان” در اصل عبارت bada-bing را از یکی از آشناهایش شنیده بود، یک تبهکار واقعی به نام “کارمین پرسیکو”، و آن را فی‌البداهه در فیلم استفاده کرد.

“جورج لوکاس” عکس‌های “سکانس ماترس” (عکس‌های به هم پیوسته صحنه‌های جرم و تیترهایی راجع به جنگ بین پنج خانواده) را به عنوان لطفی به “فرانسیس فورد کوپولا” کنار هم چید تا او هم در عوض به او برای تهیه اعتبار مالی فیلم “دیوارنوشته آمریکایی” (۱۹۷۳) کمک کند. “لوکاس”، درخواست کرد که نامش در فهرست اسامی فیلم ذکر نشود.

طبق گفته “فرانسیس فورد کوپولا”، در مستند DVD، در صحنه‌ای که کاپتان “مک‌کلاسکی” رو به روی بیمارستان با “مایکل” مواجه می‌شود، افسری که از دستگیری “مایکل” طفره می‌رود (“اون پاکه کاپتان. اون یه قهرمان جنگه.”) یک کارآگاه NYPD (دپارتمان پلیس نیویورک‌سیتی) به نام “سانی گروسو” است، یکی از کارآگاهانی که به خاطر شرکت در نقض مساله “ارتباط فرانسوی” (جریان قاچاق هروئین) مشهور شد.
سینما سینمای جهان نقد فیلم هنر  نقد فیلم پدرخوانده   اولین نامزدی اسکار “آل پاچینو”، شروعی شد برای ۴ نامزدی پی‌درپی او. شاهکاری که در آن با “جنیفر جونز” (۴۶-۱۹۴۳)، “تلما ریتر” (۵۳-۱۹۵۰)، “مارلون براندو” (۵۴-۱۹۵۱) و “الیزابت تیلور” (۶۰-۱۹۵۷) سهیم بود.

“آردل شریدان” که نقش خانم “کلمنزا” را بازی می‌کند، همسر واقعی “ریچارد اس کاستلانو” بود.

در صحنه‌ای که “کارلو” از “سانی” کتک می‌خورد، می‌توانیم پوستری را روی دیوار ببینیم که نام “توماس دیوی” روی آن نوشته شده است. “توماس ای دیوی”، دادستان نیویورکی بود که در دهه ۳۰، گانگسترها را تحت پیگرد قرار داده بود.

صحنه ابتدایی فیلم که یک زوم عقب‌گرد سه دقیقه‌ای از “آمریگو بوناسرا” و “دون کورلئونه” است، با لنزهای زوم کامپیوتری گرفته شده که پیش از این فیلم، در Silent Running استفاده شده بود.

تنها نظری که “رابرت دووال” راجع به اجرایش در فیلم می‌تواند بدهد این است که آرزو می‌کرد ای کاش آنها برای شخصیت او “کلاه‌گیس بهتری می‌ساختند”.

تمام بازیگرانی که نقش پسرهای “مارلون براندو” را در فیلم بازی می‌کنند (رابرت دووال، جان کازال، جیمز کان و آل پاچینو) در واقع همگی بین ۶ تا ۱۶ سال، کوچکتر از خود “براندو” بودند.

مادر کارگردان، “ایتالیا کوپولا”، صحنه‌ای در نقش اپراتور مرکز برق کمپانی Genco Olive Oil (روغن زیتون جنکو) داشت اما در نهایت، در اتاق تدوین، از فیلم حذف شد.

فیلم، در لیست ۵۰۰ فیلم برتر تاریخ سینمای مجله Empire (سپتامبر ۲۰۰۸) به عنوان فیلم نخست انتخاب شد.

وقتی “مارلون براندو”، جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد را برای بازی در این فیلم برد، “ساشین لیتل‌فدر” را به جای خودش فرستاد تا در مراسم اهدای جوایز حضور داشته باشد. مدیران آکادمی جوایز در آن زمان، “راجر مور” و “لیو اولمان” بودند. وقتی “مور”، تندیس را به “لیتل‌فدر” تقدیم کرد، او به سردی با او برخورد کرد و به نطقی که راجع به سوءرفتار صنعت فیلمسازی با سرخ‌پوستان آمریکایی، آماده کرده بود، پرداخت.

در بین بازیگران اصلی، ۴ زوج از آنها تاریخ تولد یکسانی دارند: “آل پاچینو” و “تالیا شایر” (۲۵ آوریل)، “دایان کیتن” و “رابرت دووال” (۵ ژانویه)، “جیمز کان” و “استرلینگ هیدن” (۲۶ مارس) و “ابی ویگودا” و “آل لتیری” (۲۴ فوریه).

طبق گفته “بتی مک‌کارت”، دستیار “آلبرت اس رودی”، پلیس به “رودی” هشدار داده بود که مافیا اتومبیل او را تعقیب می‌کرده است. “رودی” و “مک‌کارت”، ماشین‌هایشان را با هم عوض کردند تا به این شکل آنها را گم کنند. یک شب، “مک کارت” دید که شیشه‌های ماشینش با شلیک گلوله خرد شده و یادداشتی پیدا کرد که روی آن نوشته شده بود “وای به حالت اگر فیلم را تعطیل نکنی.”

در طول مرحله پیش‌تولید، “فرانسیس فورد کوپولا”، تست بازی‌های غیررسمی خودش را از “آل پاچینو”، “جیمز کان”، “رابرت دووال” و “دایان کیتن”، در خانه خودش در “سان فرانسیسکو” گرفت. این تست‌ها، “رابرت ایوانز” را راضی نکرد و اصرار داشت تست بازی‌های رسمی انجام شود. استودیو، ۴۲۰٫۰۰۰ دلار هزینه تست‌های بازی کرد اما در آخر، همان بازیگرانی که “کوپولا” در ابتدا می‌خواست، استخدام شدند.
“جری ون دایک”، “بروس درن”، “استیو مک‌کوئین”، “پل نیومن”، و “جیمز کان” برای نقش “تام هگن” تست دادند.

سینما سینمای جهان نقد فیلم هنر  نقد فیلم پدرخوانده

“مارلون براندو”، مبنای قسمت‌هایی از شخصیتش را روی “آل لتیری” گذاشته بود که نقش “سولوزو” را بازی می‌کرد. “براندو”، زمانی که برای فیلم “در بارانداز” (۱۹۵۴) خودش را آماده می‌کرد، با “لتیری” دوست شده بود که با یک عضو مافیایی واقعی، نسبت فامیلی داشت. بعدها، “براندو” و “لتیری”، در فیلم “شب روز بعد” (۱۹۶۸)، با هم همبازی شدند. همچنین “لتیری” به “براندو” کمک کرد تا برای نقش پدرخوانده‌اش آماده شود و او را برای صرف شام خانوادگی به خانه همان فامیلش برد.

“آرام آواکیان”، در ابتدا به عنوان تدوینگر فیلم استخدام شده بود اما بعد از اختلاف نظرهایش با “کوپولا” از پروژه اخراج شد.

طبق گفته “گری فردریکسون”، “لنی مونتانا” (لوکا براسی) قبلاً به عنوان یک بادی‌گارد مافیا کار می‌کرده و تازه به خاطر کار کردنش برای مافیا به عنوان کسی که عمداً ایجاد حریق می‌کرد به “فردریکسون” فخرفروشی می‌کرد.

“ریچارد اس کاستلانو”، جمله “کانولی بخور” (یک نوع شیرینی ایتالیایی) را فی‌البداهه گفت.

“جان مارتینو”، زمانی که “پائولی” راجع به دزدیدن کیسه هدایای مراسم ازدواج صحبت می‌کند، کلمات Madon یا (Madonna: م.د.و.ن.ا، تصویر حضرت مریم) و sfortunate یا (Unfortunate: بدبخت) را فی‌البداهه می‌گوید.

سیلی‌ای که “ویتو” به صورت “جانی فونتانی” می‌زند در فیلمنامه نبود. “مارلون براندو”، فی‌البداهه، این سیلی را از خودش در آورد و واکنش مات و مبهوت “آل مارتینو” واقعی بود. طبق گفته “جیمز کان”، “مارتینو نمی‌دانست بخندد یا گریه کند.”

“جیمز کان”، قسمتی که عکاس FBI را روی زمین می‌انداز را بداهه انجام داد. عکس‌العمل وحشت‌زده این سیاهی لشکر، واقعی است.

“فرانسیس فورد کوپولا” مایل نبود به خواهرش، “تالیا شایر”، اجازه دهد برای نقش “کانی” تست بدهد. به نظر “کوپولا”، او بیش از حد برای این نقش زیبا بود و همی طور نمی‌خواست متهم به پارتی بازی بشود. فقط به درخواست “ماریو پوزو” بود که “شایر” فرصت پیدا کرد برای نقش تست بدهد.

شخصیت رادیویی، “هاوارد استرن”، گفته است که با افتخار، هر کدام از بازیگران این فیلم را به عنوان مهمان می‌پذیرد و آنها می‌توانند بدون اطلاع قبلی، هر زمان که بخواهند در استودیوی او حاضر شوند. هر چند، در طول این سالها بازیگرانی مثل “رابرت دووال” و “جیمز کان”، مهمان‌های از پیش برنامه‌ریزی شده برنامه او بوده‌اند، و از سیاست “فقط بیا” ی او تا زمانی که یک روز سر و کله “جیانی روسو” آنجا پیدا شد، استفاده نشد. بلافاصله او را تا استودیوی “استرن” اسکورت کردند، و حتی با اینکه آن موقع او بین چند مهمان دیگر از راه رسیده بود، اما “استرن” با او مصاحبه کرد.

“اورسن ولز” یک جورهایی پارتی بازی کرد تا نقش “دون ویتو کورلئونه” را در “پدرخوانده” (۱۹۷۲) بگیرد. اما “فرانسیس فورد کوپولا” که یکی از دوستداران او بود، مجبور شد تقاضای او را رد کند چون “مارلون براندو” را برای این نقش در نظر داشت و حس می‌کرد “ولز” برای آن مناسب نباشد.

طبق گفته “آردل شریدان”، کاپتان (و رئیس آینده) مافیا، “پل کاستلانو” از صحنه فیلمبرداری بازدید کرد و با “ریچارد اس کاستلانو” صحبت کرد. بعد از کشته شدن “پل” در ۱۹۸۵ بود که “ریچارد” برای “آردل” فاش کرد که “پل”، عمویش بوده است.

تنها فیلمی که برای کسب نامزدی چهار جایزه اسکار برای منحصراً اجراهای مردانه، برنامه‌ریزی شد.

طبق مصاحبه‌های “کوپولا” در دی وی دی Restoration ، در ابتدا برنامه ریزی شده بود که فیلم با یک تنفس کوتاه به خاطر مدت زمان ۳ ساعته‌اش، تهیه شود. قرار بود این تنفس، بلافاصله بعد از اینکه “مایکل”، “سولوزو” و “مک‌کلاسکی” را می‌کشد اتفاق بیفتد که آلات موسیقی اپرا که وقتی “مایکل” در حال فرار از رستوران نشان داده می‌شود، شروع به نواختن می‌کنند را به تصویر می‌کشید و تصاویر به هم چسبیده “روزنامه” را به دنبال داشت که اولین صحنه بعد از تنفس به حساب می‌آمد.

همسر دون، “کارملا کورلئونه”، را در حال آواز خواندن در مراسم ازدواج می‌بینیم. “مورگانا کینگ” که نقش “کارملا” را بازی می‌کند، یک خواننده اپرای مستعد است.

“فرانسیس فورد کوپولا”، در ابتدا نقش “دون ویتو کورلئونه” را به “جوزف کالیا”، بازیگر بازنشسته اهل “مالت”، پیشنهاد کرد اما “کالیا” به دلایل بیماری‌اش این پیشنهاد را رد کرد.

علی‌رغم اینکه ادعاهای زیادی راجع به حضور اعضای مافیا در گروه بازیگران می‌شود، اما “فرانسیس فورد کوپولا” در یک مصاحبه در مه ۲۰۰۹ با “هاوارد استرن” بیان کرد که هیچ عضوی از گروه جرائم سازماندهی‌شده به عنوان بازیگر یا مشاور در پروژه نبودند. “کوپولا” در ادامه توضیح داد وقتی یکی از اعضای گروه جرائم سازماندهی‌شده در فیلم به شخص دیگری “لطف” می‌کرد یا برعکس در یک عملیات شغلی با همان شخص شرکت می‌کرد، انتظار داشتند مافیایی‌ها مقابله ‌به مثل کنند. او به خصوص، ارتباط “جیانی روسو” را با جرائم سازماندهی‌شده تکذیب کرد. نزدیکترین اظهارات “کوپولا” راجع به یک گانگستر واقعی در طول مراحل تولید، دست کم تا جایی که او می‌داند، راجع به ارتباطی با “لنی مونتانا” بود که نقش “لوکا براسی” را بازی می‌کرد. “کوپولا” گفت وقتی از “مونتانا” پرسیده که آیا می‌داند چطور فشنگ‌خور هفت‌تیر را بچرخاند، “مونتانا” جواب داده بود “شوخی می‌کنی؟ “.
آخرین فیلم استودیویی آمریکایی از “ریچارد کونته”.

روزنامه British Daily Telegraph، اخیراً “پدرخوانده” (۱۹۷۲) را به عنوان “تصویری از پوچی رژیم سرمایه‌داری آمریکایی و اثرات آن بر خانواده – مثل مرگ یک فروشنده با اسپاگتی و یک امپراتوری جنایتکار” توصیف کرده است.

صحنه غسل تعمید در دو کلیسا فیلمبرداری شد: نماهای داخلی در کلیسای جامع و قدیمی “سنت پاتریک” در “نیویورک” فیلمبرداری شد؛ و نماهای خارجی در کلیسای “مونت لورتو” در “پلیزنت‌پلینز” در جزیره “استاتن” فیلمبرداری شد.

انتخاب “ریچارد کونته”، ایده مادر “مارتین اسکورسیزی” بود که از “فرانسیس فورد کوپولا” خواسته بود که اگر می‌تواند از او در فیلم استفاده کند.

نزدیک بود “اندی گریفیت” برای نقش “ویتو کورلئونه” انتخاب شود. تست صدای او چنان فوق‌العاده بود که “فرانسیس فورد کوپولا” حاضر بود او را به جای “مارلون براندو” بگذارد.

ظاهراً “رابرت ایوانز”، قبل از اینکه وارد استودیو شود، فیلمهای گانگستری‌ای که “پارامونت”، قبلاً بیرون داده بود، از جمله فیلم “برادری” (۱۹۶۸) را بررسی کرده بود. او متوجه شده بود که بیشتر این فیلم‌ها ناموفق بوده‌اند و اینکه هیچ‌کدام از این فیلم‌ها به دست افراد ایتالیایی-آمریکایی نوشته یا کارگردانی نشده بودند و گفت “فرانسیس فورد کوپولا” را برای کارگردانی استخدام می‌کند چون می‌خواهد “بوی اسپاگتی را استشمام کند”.

در سال ۱۹۷۴، ” پدرخوانده “، در دو قسمت، در شبکه NBC در دو شب – شنبه ۱۶ نوامبر و دوشنبه ۱۸ نوامبر، از ساعت ۹ تا ۱۱ شب – پخش شد. در هر دو شب، راس ساعت ۱۱، مقامات اداره‌ آب شهرداری “نیویورک سیتی”، با مشکل طغیان آب همه توالت‌هایی که سیفون آنها حول و حوش همان ساعت کشیده شده بود، مواجه شدند.

• هشدار: اینجا چند گاف داریم.

آیتم‌های مربوط به جزئیات فیلم که در ادامه می‌بینید حاوی اطلاعاتی است که می‌توانند اهمیت نکات کلیدی طرح داستان را از بین ببرند. اگر هنوز فیلم را ندیده‌اید شاید دوست نداشته باشید بیشتر از این چیزی بخوانید.

گاف: وجود پرتقال در سه‌گانه “پدرخوانده”، حاکی از آن است که یک اتفاق مرگ‌آفرین به زودی رخ خواهد داد (حتی علی‌رغم اینکه طراح تولید، “دین تاوولاریس”، ادعا می‌کرد که پرتقال‌ها صرفاً برای روشن‌تر کردن نمای تاریک فیلم استفاده می‌شدند). این اتفاقات به ترتیب زمان وقوع‌ از این قرارند:

– “هگن” و “ولتز”، راجع به موقعیت “جانی فونتین”، بر سر یک میز با یک کاسه پرتقال روی آن، گفت و گو می‌کنند، و بعد، “ولتز”، سر جدا شده اسبش را پیدا می‌کند.

– “دون کورلئونه”، درست قبل از اینکه گلوله بخورد، پرتقال می‌خرد.

– “سانی”، قبل از اینکه ترور بشود، با ماشین، از پشت یک آگهی تبلیغاتی برای پرتقال‌های “فلوریدا”، رد می‌شود.

– در نشست سران مافیا، کاسه‌های پرتقال روی میزها گذاشته شده (به ویژه مقابل دون هایی که در آینده ترور می‌شوند).

– “مایکل”، وقتی مشغول بحث با “هگن” راجع به نقشه‌هایش است، یک پرتقال می‌خورد.

– “دون کورلئونه”، قبل از اینکه بمیرد، با یک پرتقال بازی می‌کند.

– “تسیو”، که به خاطر تلاشش در جهت خیانت به “مایکل” اعدام می‌شود، در مراسم ازدواج “کانی” با یک پرتقال بازی می‌کند.

– و “کارلو ریزی”، که درست قبل از لت و پار شدن به دست “سانی”، یک لباس نارنجی می‌پوشد، باعث مرگ “سانی” می‌شود و خودش را هم در یک اقدام تلافی‌جویانه خفه می‌کنند. تنها مرگ‌های فیلم که هیچ پرتقالی از پیش، خبر از آنها نمی‌دهد، ترور “پائولی”، “سالوزو”، “مک‌کلاسکی” و “آپولونیا”، هستند.

گاف: شمارش افراد: ۱۸ (با احتساب اسب)

گاف: صحنه مرگ “دون کورلئونه”، با اینکه در رمان به آن پرداخته می‌شود، اما در اصل قرار بود که در فیلم نباشد، چون مدیران استودیو حس می‌کردند که مخاطب با دیدن مراسم خاکسپاری، متوجه خواهد شد که چه اتفاقی افتاده است. “فرانسیس فورد کوپولا”، این صحنه را با سه دوربین، در یک ملک خصوصی در “لانگ آیلند” (یک باغ موقتی که از پایه درست شده بود و بلافاصله بعد از فیلمبرداری خرابش کردند) و در حالی که “مارلون براندو” دیالوگ‌هایش را فی‌البداهه می‌گفت، فیلمبرداری کرد.

گاف: قرار بود “فابریزیو”، بادی‌گارد سیسیلیایی “مایکل” که بمبی را کار گذاشت که منجر به مرگ “آپولونیا” شد، را “مایکل” در یک پیتزا فروشی که او در آمریکا باز کرده بود، پیدا کند و بعد هم در آخر فیلم با شلیک یک گلوله او را از پا درآورد، مثل اتفاقی که در رمان “پدرخوانده” می‌افتد. این صحنه فیلمبرداری شد اما در نهایت حذف شد، چون گریمورها چنان صورت “آنجلو اینفانتی” را با خون مصنوعی آغشته کرده بودند که صحنه، مضحک از آب درآمده بود. تصویر “مایکل کورلئونه” با یک کلاه و تفنگی که دود از آن بلند می‌شود، علی‌رغم حذف نهایی این صحنه، در بسیاری از مجلات استفاده شد. صحنه مرگ “فابریزیو” دوباره برای “پدرخوانده: قسمت دوم” (۱۹۷۴) فیلمبرداری شد، و این بار با استفاده از یک بمب جاسازی شده در اتومبیل (به عنوان آخرین شکل عدالت شاعرانه)، اما این صحنه هم از نسخه نمایشی فیلم حذف شد. این صحنه به “پدرخوانده: رمانی برای تلوزیون” (۱۹۷۷) دوباره اضافه شد.

گاف: “فرانسیس فورد کوپولا”، صحنه ترور “سانی” را در یک برداشت با دوربین‌های مختلف که در هر نما کار گذاشته شده بودند، فیلمبرداری کرد. این کار به دلیل آن بود که ۱۴۹ فشفشه با نوار به “جیمز کان” بسته شده بود تا اثر شلیک سریع مسلسل را شبیه‌سازی کند و آنها نمی‌توانستند چنین صحنه‌ای را با چند برداشت بگیرند.

چند گاف: در هر قسمت از فیلم “پدرخوانده”، یکی از برادرهای “کورلئونه” می‌میرد. “سانی” در “پدرخوانده” (۱۹۷۲) ترور می‌شود، “فردو” در “پدرخوانده: قسمت دوم” (۱۹۷۴) به قتل می‌رسد، و “مایکل” در پایان “پدرخوانده: قسمت سوم” (۱۹۹۰) می‌میرد.

منبع: imdbhouse

سینما سینمای جهان نقد فیلم هنر  نقد فیلم پدرخوانده

دیالوگ های بیاد ماندنی فیلم 

“مایکل : پدرم پیشنهادی بهش داد که نتونه رد کنه
کی : چه پیشنهادی ؟
مایکل : لوکا براسی یه اسلحه بالای سرش گرفت و پدرم بهش گفت که یا امضات باید رو ورقه باشه و یا مغزت ”

“دون کورلئونه : مردی که وقت صرف خانواده اش نکنه یه مرد واقعی نیست .”

“دون کورلئونه : هی سانی چت شده هرگز به افراد غیر از خانواده نگو که چه نظری داری ! ”

“تام هیگن : اگه ممکنه منو سریع به فرودگاه برسونید آقای کورلئونه دوست دارن خبرهای بد رو زود بشنون ”

“دون کورلئونه : من یه آدم خرافاتی هستم اگه اتفاقی برای پسرم بیفته مثلاً اگه یه مامور پلیس اونو بکشه یا اونو صاعقه بزنه یه عده از حاضرین اینجا رو مقصر می دونم اونوقته که گذشت نمی کنم .”

“مایکل : فرددو ! تو برادر بزرگ منی و من دوست دارم اما هرگز در مقابل خانوادت طرف کس دیگه ای رو نگیر .”

“مایکل : فقط نگو که بی گناهی چون اینطوری به شعور من توهین می کنی ”

منبع: پارسی گلد

نگاهی به موسیقی فیلم “پدرخوانده”

موسیقی پدرخوانده ساخته نینو روتا (Nino Rota) موسیقیدان ایتالیایی است که علاوه بر آهنگسازی بعنوان یک رهبر ارکستر بزرگ نیز مشهور است. او در سال ۱۹۱۱ در میلان بدنیا آمد و در سال ۱۹۲۹ از کنسواتوآر سیسل فارق التحصیل شد. روتا طی سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۲ در موسسه کورتیس فیلادلفیا در حال گذراندن دوره های تخصصی آهنگسازی بود. او علاوه بر ساخت موسیقی برای بیش از ۱۵۰ فیلم، تعداد زیادی موسیقی اپرا، باله و کارهای ارکسترال را در کارنامه هنری خود دارد.

سینما سینمای جهان نقد فیلم هنر  نقد فیلم پدرخوانده

برای شنیدن موسیقی جاودان فیلم به صفحه ۱۰۰ موسیقی برتر فیلم تاریخ سینما – پدرخوانده مراجعه نمایید

پدرخوانده  (۱۹۷۲) نامزد دریافت ۱۱ اسکار شد و در نهایت توانست اسکار بهترین فیلم، بهترین هنرپیشه (براندو) و بهترین فیلم نامه اقتباسی را بخود اختصاص دهد. موسیقی فیلم پدر خوانده (۱۹۷۲) کاندید جایزه اسکار شد و در نهایت موفق به دریافت اسکار نشد. اما برای همه دست اندر کاران موسیقی و سینما مشخص است که موسیقی فیلم پدر خوانده از جمله جاودانه ترین کارهای نینو روتا در تاریخ موسیقی جهان بشمار می آید. شاید کمتر کسی باشد که ملودی زیبای قطعه Speak Softly Love را نشنیده باشد و یا حتی نتواند آنرا زمزمه کند. بسیاری معتقد هستند که دریافت جایزه اسکار برای موسیقی فیلم “پدرخوانده” (۱۹۷۴) قسمت دوم، ناشی از تاثیری است که موسیقی قسمت اول فیلم بر روی هیئت ژوری اسکار گذاشته بود.
روتا برای ساخت موسیقی پدرخوانده از ترکیب سبک خاص موسیقی جاز (Jazz) ایتالیا با موسیقی احساسی سیسیل استفاده کرد. نتیجه کار با وجود آنکه کاملا” رمانتیک و احساسی بود توانست در تمام صحنه های فیلم اعم از احساسی، هیجانی، صحنه های درگیری و نبرد و … حضور داشته باشد. توانایی جالب موسیقی این فیلم آن است که مخاطب پس از پایان فیلم بدون شک خاطره ای از موسیقی آن را در ذهن خود بیاد خواهد داشت و این نکته ای است که از زیبایی و عجین شدن موسیقی با موضوع فیلم حکایت دارد. کافی است سه یا چهارنت از تم اصلی را بشنویم آنگاه بسادگی می توانیم آنرا ادامه دهیم و این چیزی جز نفوذ ملودی در طول فیلم در اعماق احساس انسانی نیست.

موسیقی فیلم  پدرخوانده با یک والس زیبا بنام The Godfather Waltz آغاز می شود که نمایانگر نجابت و اشرافگری یک خانواده بزرگ ایتالیایی است. روتا در قسمت های میانی فیلم بازگشت مجددی به این تم دارد. اما همانطور که قبلا” اشاره کردیم تم اصلی که به Love Theme و یا Speak Softly Love معروف است به چنان شهرتی دست پیدا کرد که امروزه مردم در اقصی نقاط جهان با آن آشنایی دارند. اجرای زیبای آکاردئون و ماندولین روی اجرای سازهای زهی از یک طرف، هارمونی و آکوردهای زیبا از طرف دیگر دست به دست هم دادند و تشکیل موسیقی ای را دادند که امروزه به موسیقی مافیا معروف شده است. The Pickup موسیقی قسمتی دیگر است که از تم اصلی گرفته شده اما اینبار با فضایی نزدیک به Jazz. مازورکا از دیگر قطعات زیبایی است که به هنگام شادی ها در فیلم از آن استفاده میشود نمونه ای زیبا از تاثیر موسیقی شاد اروپای شرقی بر قسمتهای غربی اروپا. روتا همچنین برای قسمت پایانی تم اصلی را با بهره گیری از گروه کر اجرا کرده است.

هرچند در ساخت موسیقی قسمتهای دوم و سوم ” پدرخوانده “، دو آهنگساز دیگر یعنی پیترو ماسکانگی (Pietro Mascagni) و کارمینه کوپلا (Carmine Coppola) نیز دست اندر کار ساخت موسیقی بودند، اما هیچیک از بینندگان فیلم یا شنوندگان موسیقی آن نمی توانند منکر تاثیر عمیق موسیقی قسمت اول فیلم بر روی قسمت های بعدی آن شوند. نینو روتا در سال ۱۹۷۹ در شهر رم از دنیا رفت.

نینو روتا تم theme love را خلق کرد. این تم هیچ چیز کم نداشت کاپولا این تم را شنید و تردید نکرد که می تواند به عنوان مظهری از سیسیل به کار گرفته شود تمی که نه فقط شخصیت ایتالیایی خود را حفظ کرده بود بلکه صبغه سیسیلی هم داشت تم آنقدر زیبا بود که حتی یکی از خوانندگان وطنی هم آن را براساس ترانه ای خواند . تا این لحظه این تم خوش ملودی ترین و روان ترین ملودی است که می توان بر روی آن شعر گذاشت و از خواننده ای خواست که آن را بخواند . چنین اصالتی از دیدگاهی کاربردی موسیقی فیلم نوعی موهبت تلقی می شود و می تواند به فیلم هویت و منش ببخشد . این ملودی چنان بر روی صحنه های مافیایی فیلم می نشیند که به عنوان نوعی واسطه می تواند در همه فیلم های مافیایی و حتی همه فیلمهای گنگستری کاربرد داشته باشد . به یاد آورید آل پاچینو (مایکل) را که با دو محافظ سیسیلی اش ، آن طور با تفرعن در جزیره سیسیل قدم می زند خصوصاً آن محافظان با کلاه های کپی و با تفنگ هایی که بر دوش افکنده اند تم مشهور و زیبای نینو روتا در همین لحظه ها به گوش می رسد و به راستی از نظر نشانه شناسی موسیقی فیلم تمی است که بواسطه مکان پدید آمده است و دقیقاً یادآور سیسیل به ویژه بخش مافیایی سیسیل است .
چرا موسیقی پدرخوانده جایزه اسکار را نگرفت ؟

نینو روتا این تم را سال ها پیش تر برای فیلم دیگری ( یکی از محصولات گمنام چینه چیتای ایتالیا ) تصنیف کرده بود و همین نکته موجب شد که جایزه اسکار بهترین موسیقی متن به آن تعلق نگیرد ، زیرا طبق قانون مصوب در آکادمی فقط موسیقی متنی واجد جایزه است که که به طور اریژینال برای یک فیلم تصنیف شده باشد و از جای دیگری اخذ نشده باشد خود کاپولا بر این نکته واقف بود و به همین دلیل نباید استفاده از این تم را به زیاده خواهی نینو روتا یا فقدان صداقت او نسبت داد کاپولا بیشتر به این دلیل که می دانست در آمریکا کسی این قطعه را نشنیده از روتا خواست آن را هم در پدرخوانده به کار ببرد .

منبع : گفتگوی هارمونیک

منبع : نقد فارسی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

17 − چهار =