تاریخ معماریتاریخ معماری معاصر جهانمعماریهنر

معماری مدرن , مدرن اولیه و مدرن متعالی – تاریخ معماری معاصر جهان

معماری مدرن

  • معماری مدرن اولیه (از سال ۱۸۸۰ تا اوایل جنگ جهانی اول– سال ۱۹۱۴ )
  • معماری مدرن متعالی ( بین دو جنگ جهانی در اروپا و آمریکا مطرح شد-از سال ۱۹۱۸ تا سال ۱۹۳۹ )
  • معماری مدرن متاخر ( بعد از جنگ جهانی دوم تا اوایل دهه ی هفتاد – از سال ۱۹۴۵تا سال ۱۹۷۲)

معماری مدرن اولیه

(از سال ۱۸۸۰ تا اویل جنگ جهانی اول ۱۹۱۴) : شروع مدون شدن مبانی معماری مدرن

خاستگاه آن : در آمریکا شهر شیکاگو                   در اروپا شهر برلین.پاریس و وین

مکتب شیکاگو :

( زمینه فکری ) آتش سوزی در سال ۱۸۷۱ – زمینه تحولات جدید

قرن ۱۹ مرکز خط راه آهن – ارتباط بین شرق و غرب – مرکز فعالیتهای اقتصادی

نهضت هنر نو : ( زمینه فکری )

۱-سبک هنرها و صنایع دستی در نیمه قرن ۱۹ انگلستان

۲-در اروپا از سال ۱۸۹۰ – ۱۹۱۰

۳-برای اولین بار بینش جدیدی به دور از تقلید در اروپا

۴-نام آن برگرفته از مغازه فروش اشیا نو ظهور و مدرن که طراحی داخلی آن توسط معمار بلژیکی (وان دولد ) در سال ۱۸۸۵ در پاریس

۵- اصول فکری :انتقاد شدید از اشیا و مکتبهای تقلیدی جدای از گذشته

ابداع فرمهای جدید هنر مناسب زمان

استفاده از تولیدات مدرن ( فلز ) برای اسکلت ساختمان

استفاده از تزیینات و فرمهای طبیعی

فوتوریسم ( در ایتالیا ) :

برای اولین بار پس از گذشت سه قرن از ظهور سبک باروکی در ایتالیا ( قرن ۱۷ ) که این کشور به عنوان خاستگاه و سبک جدیدی در هنر مطرح گردید.

انقلابی ترین نگرش نسبت به جهان مدرن پیش از جنگ جهانی اول در ایتالیا

شروع قرن بیستم در آمریکا با تحول شدید اقتصادی و حرکت از جامعه روستایی سنتی به جامعه شهری مدرن همراه شده شهرها به سرعت با خیل عظیم مهاجران مواجه شدند و روز به روز بر جمعیت آنها افزوده می‌شد. و در اثر این تحولات جمعیتی ، شهر شیگاگو رشدی خیره کننده داشت. علاوه بر این مهاجران مردمانی با فرهنگهای مختلف که از روستاها و مناطق متفاوت به شهر آمده بودند جمعیت شهر را مجموعه گسترده‌ای از گروههای قومی‌ و ملیتهای مختلف تشکیل می‌داد .

در صورتی که محدودیتهای شهری آنها را ملزم به زندگی در فضاهای بسیار نزدیک به یکدیگر کرده بود. تفاوتهای اجتماعی باعث تفاوت در محل سکونت و تراکم جمعیت در مکانهای مختلف می‌شد. بدین ترتیب مسائلی چون کمبود مسکن ، برخورد فرهنگهای مختلف که با یکدیگر مخالف و ناسازگار می‌نمودند، به سرعت چهره خود را نشان دادند.

مبانی این مکتب به طور خلاصه به شرح زیر است:

– استفاده از اسکلت فولادی برای سازه ی باربر
– نمایش ساختار بنا در نمای ساختمان
– عدم تقلید از سبک های گذشته
– استفاده ی بسیار اندک از تزیینات
– استفاده از پنجره های عریض که کل دهانه ی بین ستون ها را میپوشاند
– «پی شناور» نیز که مناسب با خاک سست شیکاگو است اختراع این معماران بود.

عمر این مکتب به بیش از دو دهه نرسید ولی از چند جهت حا ئز اهمیت میباشد.

استفاده از مصالح مدرن برای اولین بار(آهن شیشه تاسیسات برقی آسانسور) و استفاده از اسکلت تمام فولادی به جای چدن همچنین این اولین سبک آمریکایی بود که گستره ی جهانی پیدا کرد.

مکتب شیکاگو بین سالهای ۱۸۸۳ و ۱۸۹۳ رشد کرد. پیروان آن بی نظمی جامعه صنعتی در اروپا را  ناشی از کم بودن زمین در شهر می دانند؛ بدین ترتیب الگوی روستا – شهر را برای حل مشکلات شهری ارائه می دهند و توجه به طبیعت را نیز در سطح وسیعی مطرح می کنند. در این مکتب توجه به اکولوژی یا محیط طبیعی، اهمیت ویژه ای دارد به طوری که محیط انسانی در دل آن مطرح می شود.

اهمیت این مکتب از نظر تاریخ معماری در این است که برای نخستین بار در قرن نوزدهم به جدایی بین فن ساختمان و معماری بین مهندس و معمار پایان داد، جدائی که در تمام قرن هیجدهم ادامه داشت. شاگردان این مکتب با دلیری شگفت آوری کوشیدند از فرم های پیچیده ی دوران گذشته دوری جویند و فرم هائی «خالص» بیافرینند که وحدت فن ساختمان و معماری را میسر دارد.

ویلیام لی برون جنی

ساختمان بیمه را بین سالهای ۱۸۸۳-۱۸۸۵ ساخت. اولین ساختمان با سازه فولادی و دیوارهای پرده ای غیر باربردر طبقات فوقانی بود
فراستور ساختمانی با سازه کاملا فولادی و با دیوارهای پرده ای بود

 شرکت هولابرد و راچ

ساختمان دوازده طبقه تاکوما را در سال ۱۸۷۷ احداث کردند. این برج اولین برج تمام فولادی بود.

شرکت برنهم و روت

ساختمان شانزده طبقه بلوک مانودناک را بین سالهای ۱۸۹۱-۱۸۸۹ ساختند. دیوارهای خارجی این برج، دیوار باربر و سازه داخلی آن، اسکلت فلزی بود. این برج فاقد هرگونه تزیینات و یا تاریخ گرایی در نمای آن بود. این شرکت ساختمان ۲۲ طبقه معبد مسونیک را در سال ۱۸۹۲ ساخت.این ساختمان (تخریب شده) دارای اسکلت تمام فولادی بود و بلندترین ساختمان در آن زمان در جهان بود.
ساختمان شانزده طبقه ریلاینس با پنجره های سبک شیکاگو (۱۸۹۵-۱۸۹۴)،

لویی سالیوان

لوییس سالیوان معمار بزرگ آمریکایی و «پدر معماری مدرن» با تفکرات و عقاید منحصربه فردش توانست تحولی شگرف در هنر و صنعت معماری به وجود آورد. اولین معماری است که روش صحیح استفاده از اسکلت فلزی در ساختمان های بلند و مزایای آن را به طرز بهینه ای مورد استفاده قرار داد. از آنجایی که در ساختمان هایی که با اسکلت فلزی بنا می شوند معمولاً غیر یک یا دو دهنه دیوار برشی در سایر نقاط ساختمان نه تنها عضو باربری وجود ندارد.

از دیوارهای ساختمان فقط به دلیل پوشندگی و محافظت سرمایی گرمایی استفاده می شود و هیچ خاصیت باربری ندارد.

«سالیوان» با علم به این نکته در ساختمان های بلند از پنجره هایی با ابعاد بزرگ بهره می برد که نه تنها باعث روشنایی بیشتر فضای داخلی می شد که با حذف دیوارها و ضخامت پائین شیشه های پنجره سطح مفید ساختمان افزایش یافت.

نهضت هنر نو : ( زمینه فکری )

نام سبکی در اروپا بود که ابتدا در هنرهای تزیینی مانند طراحی پارچه، تولید کتاب و مبلمان از دهه ۱۸۸۰ آغاز گردید. سپس این سبک در زمینه های دیگر هنرهای تزیینی همچون گرافیک، نقاشی، طراحی داخلی، پیکر تراشی و حتی عکاسی ظهور نمود. در معماری این سبک از اوایل دهه ۱۸۹۰ آغاز و عمدتا تا سال ۱۹۱۰ ادامه داشت.
هنر نو نام مغازه ای بود که طراحی داخلی آن توسط معمار بلژیکی، وان دوولد، انجام شده بود و در سال ۱۸۸۵ در پاریس گشایش یافت. در این مغازه اشیاء مدرن و نوظهور فروخته می شد. نام این مغازه به سبکی تعلق گرفت که به جای تقلید از گذشته، در پی ابداع احجام و فرم های جدید بود.

در اروپا از سال ۱۸۹۰ – ۱۹۱۰

برای اولین بار بینش جدیدی به دور از تقلید در اروپا

اصول فکری :انتقاد شدید از اشیا و مکتبهای تقلیدی

جدای از گزشته

ابداع فرمهای جدید

هنر مناسب زمان

استفاده از تولیدات مدرن ( فلز ) برای اسکلت ساختمان

ویکتور ارتا اولین معمار معروف این سبک محسوب می شود.

وی از اوایل قرن دهه ۱۸۹۰ ساختمانهای بسیاری به این سبک در موطن خود، بلژیک ساخت.

در طرح های وی دیوارهای سنگی، ستون های چدنی، نرده های آهنی و تزیینات روی کف، دیوارها، سقف و حتی چارچوب بازشوها و لوسترها همه بصورت فرم های نرم و سیال و در هم تنیده ظاهر می شدند.

در خانه تاسل ۱۸۹۳-۱۸۹۲ در بروکسل، ارتا نه تنها ستون های آهنی را که طبقه دوم را نگه می داشتند به نمایش می گذارد، بلکه فرم آن را بصورت ساقه گیاهی در آورد که به انفجاری از پیچک های در هم فرو رفته در محل اتصال با عناصر سازه ای دیگر ختم می شد. در راه پله این خانه همه عناصر ساختمان مانند نرده ها، ستون ها، پله ها، لوسترها و سطوح کف دیوار بصورت شاعرانه ای در حال حرکت و وزیدن هستند.

فوتوریسم ( در ایتالیا ) :

برای اولین بار پس از گذشت سه قرن از ظهور سبک باروکی در ایتالیا ( قرن ۱۷ ) که این کشور به عنوان خاستگاه و سبک جدیدی در هنر مطرح گردید.

انقلابی ترین نگرش نسبت به جهان مدرن پیش از جنگ جهانی اول در ایتالیا

بنیانگذاران این مکتب خواستار جهانی بودند که یکسره خودرا با شرایط جدید در اثر انقلاب صنعتی تطبیق دهد.

بنیان گذاران سبک : فیلیپو توماسو مارتینی – که منشور فوتوریسم را منتشر کرد .

اعتقاد : ما تاکید داریم که زیبایی جهان توسط زیبایی جدیدی به نام سرعت . غنای فزون تری می یابد .

وارد شدن سبک فوتوریسم به معماری – توسط آنتونیوسانت الیا در سال ۱۹۱۴

دوام نیاوردن سبک فوتوریسم – در سال ۱۹۱۶ ایتالیا وارد جنگ جهانی اول شد .

هیچ ساختمانی به سبک فوتوریسم ساخته نشد.

ولی اقدام بزرگ ( سانت الیا ) : تبیین منشور معماری فوتوریسم

ترسیم شهر جدید مطابق با اصول نظری جنبش فتوریسم

مطالب نظری فوتوریسم :

توجه به علم تکنوولژی و جهان آینده – حمل و نقل سریع السیر – بلند مرتبه سازی – حذف تزیینات – گسست از گذشته – نمایان کردن اجزای عملکردی

نتیجه این سبک ( فوتوریسم ) :

تاثیر روی سبک کانستراکتیویسم ( ساختاری ) – های تک عقاید لوکوربوزیه – گریپیوس

معماری مدرن متعالی :

معماری مدرن متعالی ویا به اصطلاح اوج معماری مدرن در بین دو جنگ جهانی اول ودوم یعنی دردههای ۲۰و۳۰میلادی در اروپا ودر امریکا مطرح شد.یکی از موضوعات کلیدی وبسیار مهم در دوره متعالی مسئله صنعت وتولیدات صنعتی بود. وتمامی معماران متعالی در این دوره به نوعی با مسئله تکنولوژی در گیر بودند.از پیشگامان این دوره که سعی درقطع کردن وابستگی های معماری مدرن به گذشته بودند می توان به والتر گروپیوس وکوربوزیه اشاره ای کرد.

دلیل گرایش به سمت معماری مدرن متعالی …پایان جنگ جهانی اول …نیاز شدید به ترمیم خرابی ها و تولید انبوه ساختمان ها…

لذا استفاده از تکنولوژی

پیش ساختگی

عملکرد گرایی

دوری از سبک های پر زرق و برق

مصالح مدرن

موضوع کلیدی مدرن متعالی…مسئله صنعت وتولیدات صنعتی و تکنولوژی بود

۱٫استفاده از امکانات مدرن برای رسیدن معماری همگون با طبیعت…الوار التو. رایت.هوگوهرینگ

۲٫تکنولوژی و عملکرد… والتر گروپیوس .میس ونده روهه

شاخه های معماری مدرن متعالی :

۱-باوهاوس

۲-کانستراکتیویسم

۳-ارگانیک

۴-لوکوربوزیه

تاریخچه باهاوس

در سال ۱۹۰۶ در ویمار آلمان مدرسه هنر وصنایع دستی به ریاست هانری وان دو ولد تاسیس شد .وی سبک هنر نو داشت وتاثیر هنر نو بر مدرسه باهاوس این بود که در ابتدا در این مدرسه کارهای تزیینی مثل: طراحی پارچه انجام میشد.
بعد از او والتر گروپیوس رئیس مدرسه شد. وی اسم مدرسه را تغییر داد و باهاوس ،به معنای” خانه معمار ” گذاشت .
بعد از جنگ جهانی اول مدرسه به سمت طراحی صنعتی واستفاده از فرم مکعب شکل ساده گرایش پیدا کرد. گروپیوس تکنولوژی را جدا از هنر نمیدانست ومعتقد بود که در تکنولوژی وتولیدات صنعتی هنر وجود دارد وکلیه تولیدات در این مدرسه صرفا تاکید بر عملکرد ذاتی آن دارد.بعد از او هانز مایر به ریاست رسید اما به دلایل سیاسی کنار رفت وپس از او میس وندروهه انتخاب شد و مدرسه را به برلین منتقل کرد

برخی از برنامه های عملی و نظری باوهاوس :

-آشتی دادن طراحی دستی و طراحی ماشینی
-آموزش طراحی کارکردی
-توجه به سادگی و رابطه ی فلسفی آن با زیبایی شناسی مدرن
-فرم گرایی هندسی با توجه به آموزه های ساختارگرایان
-تلاش در حذف مرزبندی بین ساختار و تزئینات در هنر

تاریخ معماری تاریخ معماری معاصر جهان معماری هنر  معماری

هنر و توده های مردم بایستی عنصر واحدی باشند.

هنر دیگر نباید از امتیازات یک گروه خاص باشد بلکه بایستی منبع سعادت برای زندگی همه مردم باشد.

ایجاد محیط تمدن جدید یک ضرورت برای همه ملت ها است و هنر و فن یک مجموعۀ تازه هستند. هدف باهاوس ادغام همه هنرها در یک مجموعه است.
هدف باهاوس ایجاد هنر در قرن بیستم بود با این شعار که “هنر و فن” یک واحد جدید زندگی است. آموزش در باهاوس شامل طراحی تشریحی، معماری، مجسمه سازی، تئاتر، نقاشی دیواری، شیشه رنگین سازی، عکاسی، فلز کاری، دکوراسیون، تبلیغات، ریستدگی بوده و اصولا مدرسه باهاوس در هر یک از این رشته ها تاثیر انکار ناپذیری بردنیای امروزی داشه است.
باهاوس نه تنها یک مدرسه آموزش هنر و صنعت بوده بلکه یک کارگاه عظیم آفریننده هنر و عرضه کننده هنر و صنعت و در بسیاری از زمینه ها پیشرو و مبتکر و بطور خلاصه و کلی “باهاوس یک مکتب بود با یک فلسفه خاص”.

تاریخ معماری تاریخ معماری معاصر جهان معماری هنر  معماری

باوهاوس

علاقه به خلق فرم نوین طراحی که بر تعامل معماری، هنر، طراحی صنعتی، طراحی گرافیک، طراحی داخلی و تایپوگرافی مقوم گردیده بود، والتر گروپیوس را به تاسیس موسسه ای رهنمون ساخت در دسوا؛

باوهاوس، مدرسه ای که معماری را برای همیشه متاثر ساخت.

مدرسه در گام اول در وایمار مستقر بود، فشارهای سیاسی موجب شد تا به دسوا نقل مکان کند، گروپیوس این نقل مکان را به مثابه فرصتی دید که بر قرار ان می توانست نسبت به ساخت مدرسه ای اقدام کند که بازتابی بود از امیدهایش به گونه اموزش ایده ال اش.

بنا هم تذکره های فوتوریستی گروپیوس را اشکار می سازد و هم فاصله گرفتن ولی از نئوکلاسیک و گرویدنش در سبک بین الملل را.

ساختمان از سه جبهه یا بال متفاوت الزاویه تشکیل شده بود که تمامی شان به وسیله یک پل به هم متصل می شدند.

والتر گروپیوس به عنوان یک معمار کاراموخته که به پیشرفت های تکنولوژیکی و سازه ای علاقه داشت، این بنای در ان زمان انقلابی را برای دانشجویان طراحی و معماری طراحی کرد.

برخی پیشرفت های همچون پنجره های لعاب دار، سازه ای از بتن مسلح، سقف قارچ مانند و طبقه پایین تر و سقف هایی پوشیده از کاشی هایی که امکان پیاده روی بر ان ها را فراهم می اورد همگی از نواوری های او در طراحی این مجموعه بودند.

با هدف تقویت مشارکت دانشجویان، دکوراسیون داخلی مجموعه تماما به نقاشی های دیواری تخصیص یافته بود و نورپردازی کلی مجموعه با کارگاه ریخته گری هماهنگ بود،

گروپیوس با باوهاوس ایده اش در مورد یک ساختمان کامل برامده از معماری ترکیبی را تمام و کمال به منصه ظهور رساند.

نمای متخلخل پر پنجره ساختمان کارگاه ها تبدیل به بخش لاینفک و تماتیک طراحی ساختمان گردید، با هدف خلق شفافیت، پوسته بنا عملا تاکیدی است بر ماهیت مکانیکی و از نظر فضایی باز معماری نو. این پنجره های وسیع جدا از انکه نور را در تمام طول روز برای ساختمان تامین می کنند، پاسخی به نور تابستان های دسائو نیز بودند. در راستای حفظ دیوار غشایی همچون یک دیوار به هم پیوسته بسط یابنده در کل مجموعه، ستون های باربر از کناره های دیواره بیرونی پس نشسته اند.

ساختمان باوهاوس همچون نقاشی های دِ استایل، ترکیبی است از عناصر به هم پیوسته کارکردی که نهایتا به تولید یک کلِ منسجمِ از دورنْ مرتبطِ نامتقارن می انجامد.

معماری مدرن متعالی :

کانستراکتیویسم:

معماری کانستراکتیوسم به لحاظ مباحث نظری وساختمان های طراحی شده توسط معماران ان یکی از سبک های مهم برای تبیین اصول ساختمان های مدرن در بین دوجنگ جهانی بود.

خاستگاه این معماری شوروی بود .یکی از اولین ساختمان های این سبک که نماد این سبک به حساب میاید ماکت بنای یادبود بین الملل سوم است که توسط ولاذیمیر تاتلین طراحی شد.این بنای مارپیچ حلزونی شکل به ارتفاع ۳۹۰متر نمایشی بود از اعتقاد سوسیالیسم بر روند

تکاملی تاریخ به صورتی که تاریخ خود را تکرارمی کند به طوری که هر تکرار از مرحله ای بالاتر وفراتر از مرحله قبل است ودر نهایت تکامل تاریخ به سوسیالیسم وکمونیسم منتهی میشود.

از وسط این برج فولادی مر تفع ساختمان شیشهای پارلمان اویزان است الکساندر وسنین یکی از نظریه پردازان ومعماران مهم این سبک به شمار میرود طرح ساختمان روزنامه پراودا اثر این معمار است.کانستراکتیویست ها خواستار دگرگونی بنیادین در روشهای ساخت وساز سنتی وبه

طور کل نگرش جدید نسبت به هنروزیبایی بودند.

یکی از اولین شعارهای ان ها در اوایل دهه ۱۹۲۰ چنین بود: مرگ بر هنر زنده باد تکنولوژی زنده باد تکنسین های کانستراکتیویست.

از اواخر دهه ۱۹۲۰ این سبک بر کشورهای غربی تاثیر گذارد و در فرانسه وهلند وسوییس و انگلستان نمونه هایی از ساختمان ها به این سبک اجرا شد.ساختمان های هانزمایر و الترگروپیوس در المان که با اسکلت فلزی وپوسته شیشیه ای ساخته شده بودند شباهت زیادی به کارهای کانستراکتیویست ها دارد .

در امریکا در فیلادلفیا طرح ساختمان انجمن وجوه پس انداز تحت تاثیر معماری کانستراکتیویسم بوده است.از اوایل دهه سی معماری کانستراکتیوسم رو به افول گذارد. وبه جای ان مجددا رجعت به گذشته وتاریخ گرایی وبالاخص سبک نئوکلاسیک در شوروی مورد توجه قرار گرفت.

امروزه بسیاری از نظرات وطرح های کانستراکتویسم همچون نمایش تکنولوژی ، نمایان کردن عملکرد ،سازه ،تاسیسات و سیرکولاسیون و پرهیز از هر گونه تزئینات در طرح های معماران های – تک مشاهده می شود.

زاها حدید معمار معروف دیکانستراکشن نیز کارهای مالویچ و نقاشی های گروه برتر را منبع الهام خود قرار داده است

تاریخ معماری تاریخ معماری معاصر جهان معماری هنر  معماری

لوکوربوزیه:

بهترین مصالح ساختمانی مدرن یعنی بتن وبه نهایت زیبایی رسیدن ان در معماری مورد استقبال قرار گرفت و کارهای وی مورد استقبال جهانی قرار گرفت. کوربوزیه شهر های اینده را شهرهایی تجسم نموده که از اسمان خراش های عظیم ومرتفع تشکیل شده است .در هر یک از اسمان خراشهای چند عمل کردی حدود چند صد هزار نفر زندگی وکار خواهند کرد در این ساختمان ها اپارتمانهای مسکونی وادارات وفروش گاه ها در یک محله بسیار بزرگ فراهم است و اهالی این ساختمان ها به دور از سر وصدا بوده و به جای ان از افتاب ومناظر زیبا استفاده می کنند.

بر اساس این نظریه دوشهر مهم در دهه پنجاه میلادی طراحی واجرا شد.

یکی شهر چندیگار در هند بود که توسط خود لوکوبوزیه طراحی شد و دیگری شهر برازیلیا در برزیل بود که توسط لوچیو کوستا به عنوان پایتخت جدید طراحی گردید.

در زمینه معماری کوربوزیه خانه را به عنوان ماشینی برای زندگی عنوان کرد.همان گونه که اتومبیل ماشینی برای حرکت است .

وی پنج اصل رادر ساختمان های مدرن معرفی کرد که عبارتند از:

الف : ستون ها ساختمان ها را از روی زمین بلند می کنند

ب: بام مسطح وباغ روی بام

ج: پلان ازاد

د: پنجره های طویل و سرتاسری

ه: نمای ازاد و کف ها و دیواره ها بصورت کنسول .

کوربوزیه عقاید مطرح شده خود را در مورد معماری در طرح ویلای ساووا در پواسی در شمال پاریس به نمایش گذارد .وی تکنولوژی را به عنوان منبع الهام معماری مدرن وپنج اصل ساختمان مدرن را به صورتی هنرمندانه وشاعرانه در این ماشین زیستی پیاده کرد .

عملکرد های این ساختمان که همچون ماشینی بی الایش در وسط و مسلط بر محیط اطراف قرار دارد فراهم نمودن شرایط اسایش برای انسان است. خانه ماشینی است برای زندگی (ایده اصلی کور بوزیه)

معماری ارگانیک:

بینش معماری ارگانیک ریشه در فلسفه رمانتیک دارد .رمانتیسم یک جنبش فلسفی وهنری وادبی است که در اواخر قرن هیجده ونوزده میلادی در شمال غرب اروپا شکل گرفت وبه سایر مناطق اروپا وامریکا سرایت کرد.

این جنبش واکنشی در مقلبل خرد گرایی عقل مدرن بود .

فردریش ویلهم شیلینگ که یکی از بنیان گذاران مهم فلسفه رمانتیک محسوب میشود معتقد بود که طبیعت جزیی از خود انسان است وبین انسان وطبیعت جدایی نیست.

تفاوت رمانتیک و کلاسیک:

رمانتیک ها همانند کلاسیک ها به ذهن انسان اعتقاد داشتند. ولی رمانتیک ها به آن بخش از ذهن توجه داشتند که بیشتر در مورد احساس و عواطف بود در صورتی که برای فلاسفه کلاسیک مانند دکارت و لیبنیتز ، عقل و منطق اهمیت داشت.

کلاسیسییم یا خرد باوری به مبانی علوم اثباتی مانند فیزیک ریاضی و خرد و منطق معتقد است. در حالی که رمانتیسم یا احساس باوری به تخیل ،احساس هیجان و عاطفه نظر دارد.

نکته حائز اهمیت این که اکثر فلاسفه رمانتیک شاعر بودند و به تجلیل از طبیعت ، عواطف و تخیل می پرداختند. در حالی که اکثر فلاسفه کلاسیک ریاضی دان بودند.

لذا در آثار ادبی و هنری کلاسیک می توان وضوح ،عدم ابهام ،نظم ،تقارن و تناسب را مشاهده کرد. و لی در آثار رمانتیک برانگیختن احساس و هیجان ،ایجاد ابهام و توهم و مناظر تماشایی طبیعی مورد نظر است.

کلاسیک به دنبال سلطه بر طبیعت است در حالی که رمانتیک در پی تحسین طبیعت است.

معماری ارگانیک در امریکا در قرن ۱۹ توسط فرانک فرنس ولویی سالیوان شکل گرفت اوج شکوفایی این نظریه را می توان در نیمه قرن اول بیستم در نوشتارهای فرانک مشاهده کرد.

سالیوان که خود از پایه گذاران سبک مکتب شیکاگو ومعماری مدرن در امریکا بود اعتقاد زیادی به فرم های طبیعی وسبک ارگانیک داشت .سالیوان به روشی معتقد بود که مشابه پروسه به وجود امدن در طبیعت بود.او برای اولین بار اصطلاح” فرم تابع عملکرد” را بیان نمود وچنین عنوان

کرد که بعد از مشاهده مستمر پروسه طبیعی به این نتیجه رسیدم که که فرم تابع عملکرد است یعنی سالیوان فرم تابع عملکرد را در پروسه رشد وحرکت طبیعی می دید.

معماری ارگانیک:

از مشخصه های بارز این ساختمان می توان به پنجره های سرتاسری و کنسول نمودن بام و نشان دادن مصالح در ساختمان اشاره کرد .

ازجمله شاخص ترین نمونه های این ساختمان ها  باید از خانه روبی در حومه شیکاگو نام برد.در اوایل قرن بیسم به تدریج ایده های رایت در ساختمان هایش شکل می گرفت .اگرچه رایت با تکنولوژی مدرن مخالفتی نداشت ولی تکنولوژی را وسیله ای برای رسیدن به یک معماری والاتر

که از نطر وی همانا معماری ارگانیک بود میدانست

وی در معماری ارگانیک نه عبارت را مشخص کرده بود:

الف) طبیعت: درختان وابرها فقط شامل بیرون نمی شدند بلکه شامل داخل بنا نیز می شد .

ب) ارگانیک: به معنای همگونی و تلفیق اجزا نسبت به کل وکل نسبت به اجزا است.

ج) شکل تابع عمل کرد: عمل کرد صرف صحیح نمی باشد بلکه تلفیق فرم وعملکرد واستفاده از ابداع وقدرت تفکر انسان در رابطه با عمل کرد ضروری است.فرم وعمل کرد یکی است.

د) لطافت : تفکر وتخیل انسان باید مصالح وسازه سخت ساختمان را به صورت فرم های دل پذیر وانسانی شکل دهد . مکانیک ساختمان باید در اختیار انسان باشد ونه بالعکس.

ه) سنت: تبیعت ونه تقلید از سنت اساس تفکر معماری ارگانیک است.

و) تزیینات: بخش جدایی نا پذیر با معماری است رابطه معماری با تزیینات مثل گل ها به شاخه های بوته می باشد.

ز) روح: چیزی نیست که به ساختمان القا شود بلکه در درون ان باید وجود داشته باشد.

ح) بعد سوم : برخلاف اعتقاد عمومی بعد عرض نیست بلکه ضخامت وعمق است.

ط) فضا: عنصری است که باید دائما در حال گسترش باشد .

تاریخ معماری تاریخ معماری معاصر جهان معماری هنر  معماری

شاهکار معماری ارگانیک رایت را می توان در خانه ابشار در ایالت پنسیلوانیا در امریکا دید. رایت معتقد بود که ماهیت ساختمان باید نشان داده شود به گونه ای که شیشه به عنوان شیشه وسنگ به عنوان سنگ به کار رود.

هرچند که معماری ارگانیک بر خلاف کارهای کوربوزیه صورتی جهانی نیافت ولی با این حال پیروانی در سایر کشورها پیدا کرد.

موارد طراحی و اجرایی را که رایت برای این خانه ویلایی در نظر گرفته بود می توان در هشت مورد زیر خلاصه کرد:

۱- حداقل  دخالت در محیط طبیعی

۲- تلفیق حجم نساختمان با محیط طبیعی به گونهای که هریک مکمل دیگری باشد

۳- ایجاد فضاهای خارجی بین ساختمان و محیط طبیعی

۴- تلفیق فضای خارج با داخل

۵- نصب پنجره های سرتاسری و از بین بردن گوشه های اتاق

۶- استفاده از مصالح محیط طبیعی مانند صخره ها و گیاهان چه در داخل و چه در خارج بنا

۷- نمایش مصالح به همان گونه که هست چه سنگ باشد چه چوب و یا آجر

۸- استمرار نمایش مصالح از داخل به خارج بنا

در ایران نیز می توان در کارهای مهندس هوشنگ سیحون وپارک جمشیدیه معماری ارگانیک را مشاهده کرد. خانه ابشار (تلفیق معماری وطبیعت)

 

 

 

 

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 + هفده =

بستن