سینماسینمای جهاننقد فیلمهنر

معرفی و نقد فیلم کازابلانکا

سینما سینمای جهان نقد فیلم هنر  نقد فیلم   کازابلانکا (به انگلیسی: Casablanca) فیلمی رمانتیک از سینمای آمریکا است که بر مبنای نمایش‌نامه‌ای بر روی صحنه نرفته از مورای بورنت و جان آلیسون به نام «همه به کافه ریک می‌آیند و با کارگردانی مایکل کورتیز در سال ۱۹۴۲ تولید شده است. ستارگان این فیلم هامفری بوگارت، اینگرید برگمن و پل هنراید هستند و کلود رینس، کنراد وایت، سیدنی گرین‌استریت، پیتر لوری و دولی ویلسون نیز در این فیلم بازی کردند.

کازابلانکا ماجرای عاشقانه‌ای را در گیرودار جنگ دوم جهانی به تصویر می‌کشد و در یک کلام، داستان مردی است که میان «عشق و انسان خوب بودن» در حال در هم شکستن است. او باید بین «عشق به زن مورد علاقه‌اش» و «کمک به فرار مبارز چکی از دست حاکمیت وابسته به فرانسه ویشی در جهت مبارزه با نازی‌ها» تنها یکی را انتخاب کند.

تدوین‌گر داستان آرین دایموند با هال والیس –تولیدکننده فیلم- قراردادی برای فروش حق کپی رایت نمایش‌نامه در ژانویه ۱۹۴۲ می‌بندد. البته در ابتدا قرار بر این بود که برادران اپشتاین –جولیوس و فیلیپ- فیلم‌نامه را بنویسند و به رغم مخالفت عوامل استودیو، در نهایت این دو برادر پس از واقعه حمله به پرل هاربر، از همکاری در کازابلانکا منصرف شدند و شرکت در سری فیلم‌های «چرا ما می‌جنگیم ایالات متحده به کارگردانی فرانک کاپرا را ترجیح دادند. کیسی رابینسون به مدت سه هفته به عنوان بازنویس متن فیلم‌نامه همکاری کرد ولی همکاری او در نهایت به بن‌بست خورد. اولین انتخاب والیس برای کارگردانی ویلیام وایلر بود ولی سرانجام کورتیز برای کارگردانی فیلم انتخاب شد. کار فیلم‌برداری کازابلانکا که به طور کامل به تهیه‌کنندگی برادران وارنر انجام گرفت، در ۲۵ می ۱۹۴۲۲ آغاز شد و در ۳ آگوست به پایان رسید. مکان تمامی سکانس‌های آن در بربنک کالیفرنیا بود. به استثنای یک سکانس که در فرودگاه ون نویس شهر ون نویس لس آنجلس گرفته شد.

هرچند کازابلانکا یک فیلم برتر با بازیگری مطرح‌ترین ستارگان سینما بود، هیچ‌یک از افراد درگیر در کار تولید فیلم، پیش‌بینی چنین موفقیت خارج از عرفی را برای آن نمی‌کرد. این فیلم تنها یکی از صدها اثری بوده‌است که هالیوود هر ساله منتشر می‌کند. اولین نمایش جهانی کازابلانکا در ۲۶ نوامبر ۱۹۴۲ در شهر نیویورک به وقوع می‌پیوندد و در ۲۳ ژانویه ۱۹۴۳۳ به طور سراسری در ایالات متحده منتشر می‌شود. شاید اگر حمله متفقین به شمال آفریقا چند هفته زودتر رخ می‌داد، انتشار فیلم با آن همزمان می‌شد و در نتیجه دیگر خبری از موفقیت فوق‌العاده کازابلانکا نبود. به رغم وجود تغییرات در ترکیب فیلم‌نامه‌نویس‌هایی که در حال تدوین یک نمایش‌نامه بر روی صحنه نرفته بودند، عدم حمایت کافی از تیم تولید فیلم و همچنین اولین تجربه بوگارت در نقشی رمانتیک، کازابلانکا سه جایزه اسکاری را برد که جایزه بهترین فیلم نیز در آن بین وجود داشت. این موفقیت به بازیگران، عوامل اجرایی به یادماندنی و موسیقی متن تأثیرگذار آن -As Time Goes Byy- برمی‌گردد که همگی کاری مثال‌زدنی را از خود برجای گذاشتند. کازابلانکا همواره بدون هیچ نوسانی در صدر جدول رده‌بندی برترین فیلم‌های تاریخ قرار گرفته‌است. کازابلانکا بارها و در نظرسنجی‌های گوناگون بهترین فیلم عاشقانهٔ تاریخ سینما شناخته شده‌است.

سینما سینمای جهان نقد فیلم هنر  نقد فیلم

تصاویری جالب و بدیع از کازابلانکا، شهری که شاید تا قبل از ساخته شدن این فیلم دارای شهرت آنچنانی نبود، آغازگر فیلم میباشد. “سرهنگ اشتراسر” (کنرادفایت) یکی از افسران ارشد نازی است که به خاطر انجام ماموریت مهمی وارد کازابلانکا می شود. او می خواهد از خروج مبارزی اهل چک بنام “ویکتورلازلو” (پل هنرید) که از زندان نازیها گریخته و قصد دارد از طریق این شهر به آمریکا بگریزد، جلوگیری نماید. استراسر در فرودگاه با استقبال “سروان رنو” (کلود رنس) رییس شهربانی کازابلانکا روبرو می شود. کازابلانکا اکنون مستعمره فرانسه آزادبوده و جزو مناطق اشغال شده آلمانها محسوب نمی شود. در کازابلانکا همه از کاباره “ریک” سخن می گویند. بنابراین انتظار ما چندان زیاد نیست تا به کاباره ریک برویم. اولین بار که چهره ریک (همفری بوگارت) را می بینیم در پشت میزش نشسته و به دربان کاباره اشاره می کند که چه کسانی مجاز به ورود می باشند. چرا که او یک قمارخانه به اصطلاح مخفی در کاباره اش دارد!

بالاخره لازلو از راه می رسد. مبارزی که زنی زیبا بنام “الزا” (اینگرید برگمن) او را همراهی می کند. با وارد شدن الزا نگاه “سام” (دولی ویلسون) نوازنده کاباره به او می افتد و بی درنگ او را میشناسد. وقتی لازلو جهت صحبت با کسی برای لحظاتی از همسرش جدا می شود، الزا سام را نزد خود فرا می خواند و از او می خواهد تا ترانه جاطره انگیز “همچنان که زمان میگذرد “را برایش بخواند. سام ابتدا قبول نمی کند ولی با اصرار الزا آن را اجرا می کند. لحظاتی بعد هیجان به اوج می رسد. ریک وارد سالن شده و پس از مکثی کوتاه با عصبانیت به طرف سام رفته و فریاد می زند: سام! مگه بهت نگفته بودم هیچوقت این آهنگ را نزن! سام با اشاره سر الزا را نشان می دهد. لحظه جاودان تاریخ سینمای رمانتیک شکل می گیرد و نگاه ریک و الزا در هم گره می خورد و آتش عشقی که چند سال پیش خاموش شده بود دوباره شعله ور می شود.

الزا همسرش لازلو را به ریک معرفی می کند. اولین سنت شکنی ریک خوردن مشروب با مهمانان است که باعث تعجب سروان رنو می شود. وقت رفتن فرا می رسد و ریک الزا را با نگاهش بدرقه می کند.

اکنون شب از نیمه گذشته و کاباره تعطیل است. اما ریک با دنیایی از خاطرات قدیمی و یادآوری آنها دست و پنجه نرم می کندو روی به مشروب آورده است. سام برای تسکین دادن به او نزدش می رود و ریک از او می خواهد تا آن ترانه خاطره انگیز را برایش بخواند.

یکی از بهترین فلاشبکهای تاریخ سینما رقم می خورد و ما با ریک به سالهای نه چندان دور در پاریس می رویم. ریک و الزا سوار بر ماشین از مناظر مختلف عبور می کنند. آنها عاشق و دلباخته همدیگر هستند. الزا هیچ وقت از گذشته خود به ریک چیزی نمی گوید اما می داند که ریک بخاطر سابقه ای که در آمریکا داشته نمی تواند به کشورش بازگردد. خوشی آندو چندان طولانی نیست زیرا آلمانها فرانسه را اشغال کرده و هر لحظه به پاریس نزدیک می شوند. اسم ریک در لیست سیاه گشتاپوست. بنابراین ریک باید هر چه سریعتر پاریس را ترک کند. او با الزا قرار می گذارد تا به اتفاق هم به سوی مارسی بگریزند. اما در آخرین لحظه و در ایستگاه قطار خبری از الزا نیست. سام حامل پیامی از طرف الزاست: ریک من متاسفم از این که نمیتوانم با تو بیایم و. . . . ریک گیج ومنگ نامه را مچاله کرده و سوار قطار می شود. . .

سینما سینمای جهان نقد فیلم هنر  نقد فیلم

الزا وارد کافه می شود. ریک منتظر اوست اما آنقدر با طعنه و تند با او صحبت می کند که الزا با ناراحتی ترکش می کند. کارشکنی ها برعلیه لازلو شروع می شود. او سخت به دنبال پروانه خروج می گردد. غافل از اینکه رابط آنها را نزد ریک به امانت گذاشته و خود کشته شده است. سرانجام لازلو پی می برد که اجازه خروجش در دستان ریک است و سعی میکند او را راضی کند اما این کار ساده ای نیست. در یک میهمانی گوشه ای از آنچه که آلمانها از آن وحشت دارند اتفاق می افتد. در کاباره ریک ارکستر موزیک حماسی آلمان را میزند و سربازان و افسران آلمانی با صدای بلند آن را همراهی می کنند اما ناگهان لازلو وارد شده و از ارکستر میخواهد تا “مارسیز”را بنوازد. صحنه ای بدیع و بیادماندنی اتفاق می افتد و همه کسانی که در کاباره هستند برخاسته و سرود ملی فرانسه را با شور خاصی می خوانند. این کار به تعطیل شدن کاباره ریک می انجامد. لازلو شبها جهت برگزاری جلسات نهضت مقاومت به طور مخفیانه در کازابلانکا رفت و آمد می کند و این بهترین فرصت برای الزا است تا نزد ریک رفته و او را متقاعد کند. او ابتدا با خواهش و التماس از ریک می خواهد تا برگه های خروج را به او بدهد اما وقتی با بی تفاوتی ریک روبرو می شود به رویش اسلحه می کشد غافل از این که ریک بیدی نیست که از بادها بلرزد. الزا عذرخواهی کرده و باز هم با گریه التماس می کند. ریک او را آرام کرده و درقبال برگه ها پیشنهاد عجیبی می دهد. بهای بدست آوردن برگه خروج تنها یک چیز است: خود الزا! او باید برای ریک باشد. الزا و ریک قرارهایشان را می گذارند.

روز سرنوشت فرا می رسد. ریک با ارائه برگه های خروج سروان رنو را متقاعد می کند تا فرودگاه را برای پرواز آماده کند. در این اثنا سرهنگ استراسر با شنود تلفنی از قضیه با خبر شده و سریع عازم فرودگاه می شود. در فرودگاه همه به هم میرسند. ریک به طرف سروان رنو اسلحه کشیده و از او می خواهد تا همکاری کند. اما استراسر از راه می رسد. ریک با گلوله ای او را که در حال تماس با برج مراقبت است از پا در می آورد. همه چیز طبق نقشه پیش رفته و هواپیما آماده پرواز است. در حالیکه الزا منتظر است تا بر طبق نقشه عمل شود با صحنه عجیبی روبرو می شود.

ریک او و لازلو را برای رفتن بدرقه می کند. الزا اندکی مقاومت کرده و ناباورانه به ریک نگاه میکند. اما ریک او را راضی به رفتن میکند.

وداعی دوباره برای ریک و الزا رقم می خورد: چشمان اشکبار الزا، نگاه سرد و بی تفاوت لازلو و چهره درهم اما مصمم ریک. هواپیما پرواز میکند و ریک و الزا برای همیشه از هم جدا می شوند. در فضای مه گرفته فرودگاه تنها ریک و سروان رنو باقی مانده اند که با گفتگویی دوستانه درباره آینده در غبار محومی شوند.

و این پایان حماسه کازابلانکاست. . .

سینما سینمای جهان نقد فیلم هنر  نقد فیلم

  • برندهٔ جایزه اسکار بهترین فیلم برای کمپانی برادران وارنر
  • برندهٔ جایزه اسکار بهترین کارگردانی برای مایکل کورتیز
  • برنده جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی برای ژولیوس جی اپستین، فلیپ جی اپستین و هوارد کوچ
  • نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای هامفری بوگارت
  • نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای کلود رینز
  • نامزد جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری برای آرتور ادسون
  • نامزد جایزه اسکار بهترین تدوین فیلم اوون مارکس
  • نامزد جایزه اسکار بهترین موسیقی متن مکس اشتاینر

برای دانلود و تماشای فیلم به صورت رنگی و دوبله به تلگرام سانیبا مراجعه نمایید

https://t.me/saniba

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

14 − 7 =

بستن