سینماسینمای جهاننقد فیلمهنر

معرفی و نقد فیلم شجاع دل

شجاع دل

کارگردان : Mel Gibson سینما سینمای جهان نقد فیلم هنر  نقد فیلم

نویسنده : Randall Wallace

بازیگران:

Mel Gibson, Sophie Marceau ,Patrick McGoohan

جوایز :

برنده اسکار:

بهترین فیلم، بهترین فیلمبرداری، بهترین کارگردان برای مل گیبسون، بهترین تدوین صدا، بهترین آماده سازی

نامزد اسکار:

بهترین ویرایش فیلم، بهترین طراحی لباس، بهترین فیلمنامه، بهترین صدابرداری، بهترین موسیقی فیلم

خلاصه داستان :

در قرن سیزدهم ویلیام والاس مردی ساده و بی پول به انتقام قتل همسرش، اسکاتلند را علیه انگلستان و پادشاه مستبد آن متحد می کند.

سینما سینمای جهان نقد فیلم هنر  نقد فیلم

« شجاع دل » مل گیبسون حماسه جنگ خونین ویلیام والیس William Wallace جنگجوی افسانه ای است که ملت خود را در جنگ با انگلیسی ها حدود سال ۱۳۰۰ رهبری کرده است. فیلم به نوعی جاه طلبانه است و احساسات ساده ای مثل عشق، وطن پرستی و خیانت را بزرگ کرده و از سبک شرح سفرهای تاریخی پرهیاهو اجتناب می کند. فضاهای آن سبز، مرطوب، حالی، گل آلود و ناهموار است.

درباره والیس چیز زیادی نمی دانیم، او را با عنوان شجاع دل می شناسیم و فقط می دانیم که طبق یک شعر حماسی قدیمی، او فبائل اسکاتلند را با هم متحد کرده و جنگ های مشهوری در برابر انگلیسی ها قبل از اینکه به عنوان خائن دستگیر، شکنجه و اعدام شود، داشته است.

فریاد در حال مرگ والیس، وقتی بدنش روی چرخ دنده کشیده می شود، اینست : «آزادی!» که دقیقاً برمبنای واقعیت نیست (مفهوم آزادی فردی مفهومی بالاتر از آن است که در سال ۱۳۰۰ برای آن جشنی برپا شود)، اما این موضوع گیبسون را از فریاد زدن درباره آن باز نمی دارد. این فریاد با مجموع حرکات افتخارآمیز شجاع دل که حماسه ای اکشن با روح شمشیربازی های کلاسیک هالیوود است متناسب می شود. آنچه که افراد از فیلم به خاطر می سپارند صحنه های وافر جنگ، خون و خشونت است. از نقطه نظر تکنیکی «شجاع دل» کار بسیار جالبی از حضور انسان و اسب در صحنه نبرد ارائه کرده است. گیبسون قشونی را که به نظر می رسد هزاران مرد سوار بر اسب باشند و نیز پیاده نظام را به صف می کند. صحنه های جنگ او شلوغ نمی شود: استراتژی را متوجه می شویم و از تاکتیک ها اگرچه در مورد بعضی مشکوک هستیم، لذت می بریم. (آیا در قرن چهاردهم واقعاً صحنه جنگ به آتش کشیده می شد؟)

گیبسون در اینجا تاریخ را به تصویر نمی کشد بلکه اسطوره مورد فیلم اوست. ویلیام والیس ممکن است یک شخصیت وافعی بوده باشد اما «شجاع دل» بیشتر وامدار شاهزاده وایلانت Valiant، راب روی Rob Roy و مد مکس Mad Max است. به محض اینکه دریابیم فیلم یک بازسازی تاریخی نیست (که خیلی زود این اتفاق می افتد)، دیالوگی که درون مایه جدید دارد را می پذیریم.

سینما سینمای جهان نقد فیلم هنر  نقد فیلم

در این فیلم شخصیت مقابل (آنتاگونیست) والیس شاه ادوارد اول (لانگ شنکس Logshanks) است که این نقش را پاتریک مک گوهام Patrick MacGooham با زیرکی ایفا می کند. او مرتب تفسیر وقایع را بر مبنای سیاست تجربی خود ارائه می کند و این موضوع سرگرم کننده است چراکه معمولاً اشتباه حدس می زند. پسر ادوارد، شاهزاده ویلز Wales (پیتر هانلی Peter Hanly) یک ابله از خود راضی است و با زنی فرانسوی فقط بنا به دلایل سیاسی ازدواج کرده است.

 

پرنسس، با نقش آفرینی هنرپیشه فرانسوی سوفی مارسو Sophie Marceau، خیلی همسر خود را مورد تحسین قرار نمی دهد، مردی که بیشتر اوقات را با دوست خود می گذراند (تا زمانی که شاه در حالی که طاقت خود را از دست داده ، این دوست را از پنجره قصر به بیرون پرت می کند).

ادوارد، پرنسس را برای پیشنهاد شرایط نزد شجاع دل می فرستد، اما خیلی زود پرنسس همه رازهای کشور را بیرون می ریزد. پرنسس دومین عشق زندگی والیس است، اولی، مورون Murron (کاترین مک کورماک Catherine McCormack) عشق زمان کودکی او بود که با او مخفیانه ازدواج کرده بود.

این شخصیت ها متعلق به مجموعه سرسختی هستند (جائی که والیس به دوست زمان کودکی خود هامیش Hamish می رسد، آنها برای تفریح به طرف هم سنگ پرت می کنند و وقتی اسکاتلندی ها زخم را می سوزانند تمام آن چیزی که می گوید اینست که: پسر این صبح بیدارت می کنه!) این موضوع گاهی اوقات یک ژست خودپرستانه به نظر می رسد. حقیقت اینست که نمی دانم آیا کسی بهتر از گیبسون می توانست آنرا کارگردانی کند یا نه. گیبسون سپاهیان، افراد مهاجم و جلوه های ویژه خود را مرتب می کند و دنیای تخیلی ای را می آفریند که سرگرم کننده و دلهره آور است.

و به عنوان شجاع دل، گیبسون نقش خود را با زرق و برق ایفا کرده و با طنز کنایه آمیزی به پایان می رساند. او استراتژیست صحنه های نبرد است، استراتژی ها و اسلحه های جدید ابداع می کند و از هر جهت بر انگلیسی ها پیشی می گیرد، افراد خود را در جنگ هدایت می کند، در حالی که صورت خود را مثل تماشاچیان فوتبال رنگ کرده است. اما هنرپیشه های زیادی نمی توانند آنچه را که گیبسون انجام داده، ارائه دهند.

منبع: سینما سنتر

برای شنیدن موسیقی به یادماندنی فیلم به صفحه ۱۰۰ موسیقی برتر فیلم تاریخ سینما – شجاع دل مراجعه نمایید.

نگاهی به دوبله فیلم شجاع‌دل: فریاد آزادی یک سلحشور (جام جم آنلاین)

دوبله فیلم شجاع‌دل (اثر مل‌گیبس، محصول ۱۹۹۵ آمریکا)‌ به مدیریت دوبلاژ محمود قنبری است.

بارها به این نکته اشاره شده که طبق قانونی نانوشته، دوبله فیلم‌های تاریخی به طور معمول مناسب از آب درمی‌آید که در این مهم عواملی چون نحوه ادا کردن کلمات به شکل ادبی و رسمی، جنس‌ بازی به اصطلاح تاریخ‌گونه هنرپیشه و نحوه خاص چهره‌پردازی و طراحی لباس آنان، دخیل هستند و به قول خود گویندگان فیلم، همین شاخصه‌ها موجب گرم شدنشان جهت نقش‌گویی در آثار تاریخی می‌شود. دوبله «شجاع‌دل» نیز از قاعده مستثنا نیست و محمود قنبری نگاهی حرفه‌ای بدان داشته است.

از نگاه فعالان عرصه دوبله، قنبری از آن دست مدیران دوبلاژ کارکشته‌ای است که وسواس زیادی در انتخاب گویندگان فیلمشان دارند؛ البته قنبری در این باره همواره از گروه ثابتی از دوبلورها بهره برده که از این حیث با نظرات موافقان و مخالفان روبه‌رو شده است. منوچهر والی‌زاده، زهره شکوفنده، پرویز ربیعی، ناصر احمدی، مینو غزنوی، افشین زینوری و کیکاووس یاکیده از اعضای تقریبا ثابت گروه دوبله فیلم‌های محمود قنبری هستند که حضور این دوبلورهای نام‌آشنا و باتجربه در کنار هم، بدون شک موجب بالا رفتن کیفیت نقش‌گویی‌های دوبله یک فیلم می‌شود، اما اصرار بر استفاده مستمر از صدای دوبلورهای نامبرده، نوعی تکرار ملال‌آور را از دوبله‌های به سرپرستی قنبری برای مخاطب یادآور می‌شود (طوری که اگر دوبله فیلمی در دست محمود قنبری باشد از قبل می‌دانیم که کدام دوبلورها به جای شخصیت‌های اثر نقش‌گویی می‌کنند)‌ ولی هرگاه این مدیر دوبلاژ از هنر و صدای آشنای دوبلورهای دیگری در کارش بهره برده، نتیجه کار درخشان شده است. نمونه بارز این مورد بهره‌گیری از صداهای ماندگار منوچهر اسماعیلی و بهرام زند در دوبله شجاع‌دل است که به‌واقع دوبله این فیلم را به یادماندنی و در کارنامه قنبری متمایز می‌کند. این فیلم در اوایل دهه ۱۳۸۰ شمسی، در امور دوبلاژ تلویزیون جهت نمایش در برنامه سینمایک دوبله شد و از آن دست دوبله‌های فاخر تلویزیون است که همپای شاخص بودن اثر، حتی نقش‌های مکمل را معتبرترین دوبلورها گفته‌اند. بنابراین دوبله شجاع‌دل، صرفه‌جویی‌های مالی مرسوم را ندارد.

آغاز دوبله این فیلم اختصاص دارد به صدای محمود قنبری که عنوان اسکاتلند سال ۱۲۸۰ را می‌گوید و در ادامه صدای منوچهر والی‌زاده را به عنوان راوی که از زبان شخصیت رابرت دبروس (با بازی اگوس مک فادین)‌ است، می‌شنویم: «حماسه ویلیام والاس را برایتان می‌گویم، تاریخ‌نویسان انگلستان مرا دروغ‌پرداز خواهند نامید، اما تاریخ توسط کسانی که قهرمانان را به دار می‌آویزند، نگاشته می‌شود…». همین چند جمله کوتاه ابتدای فیلم کافی است که متوجه شویم، قدرت قلم توانای مترجمی زبردست در روح این کلمات پنهان است و حسین شایگان با تبحر منحصر به فردش در این عرصه، تمام دقت خود را صرف برگردان زبان اصلی فیلم به فارسی کرده است. صدای با حجم و اثرگذار بهرام زند به جای شخصیت ویلیام والاس (با نقش‌آفرینی مل گیبسون)‌ از نقاط قوت دوبله شجاع دل است که انتخاب هوشمندانه محمود قنبری را جهت صدای این نقش می‌رساند. صدای زند و شیوه نقش‌گویی‌اش این ویژگی را دارد که روی چهره بازیگران شاخص قرار گیرد و به‌اصطلاح با حالات آنان در تناسب باشد برای این موضوع چهره بازیگرانی چون رابرت دنیرو، بروس ویلیس، دانیل دی لوئیز، اد هریس، خاویر باردم و همین مل گیبسون با صدای بهرام زند بیشتر در یادها مانده تا با صدای سایر دوبلورها. نقش اول‌گویی زند در دوبله شجاع‌دل به خوبی توانسته تمام خصوصیات سلحشورانه ویلیام والاس را به تماشاگر القا کند، مانند سکانس زورآزمایی والاس با همیش کمپبل (دوست دوران بچگی‌اش)‌ که زند لحن رجزگویانه به خود می‌گیرد و با حالتی از طعنه می‌گوید: «سنگ تو انداختی! و یا به هنگام ترغیب کردن سپاهیان به جنگ، اوج و فرودهای بسیاری را در صدایش می‌آورد که کاملا با جوش و خروش‌های پرسوناژ والاس همگام است و بهرام زند در طول فیلم با شناخت درستی که از جنس بازی گیبسون دارد، نقش‌گویی با حرارت خود را ادامه می‌دهد تا این که در صحنه اعدام والاس فریاد «آزادی» را به گونه‌ای سر می‌دهد که تاثیرش را بر بیننده گذاشته و این تبدیل به شاخص‌ترین دستاورد عملکرد یک دوبلور می‌کند. اما دیگر انتخاب برتر محمود قنبری به صدای منوچهر اسماعیلی اختصاص دارد که این نابغه هنر دوبلاژ به جای شخصیت پادشاه ادوارد پادراز (با بازی پاتریک مک گوهان)‌ نقش‌گویی می‌کند.

مک گوهان که ایفاگر نقش پادشاهی سنگ دل و سلطه‌جو است، صدایی خشک و گرفته را برای ادای دیالوگ‌هایش در نظر گرفته و اسماعیلی نیز همین نکات را در لحن صدای خود لحاظ کرده و گویای لحن شاهانه با درون‌مایه‌های قدرت شده است: در کارنامه درخشان منوچهر اسماعیلی، نقش‌گویی به جای شخصیت‌های منفی نیز دیده می‌شود که نمونه شاهکارش صدای نقش ویکتور کاماروفسکی (با بازی راد استایگر)‌ در دوبله دکتر ژیواگو (به مدیریت احمد رسول‌زاده)‌ است. اما به واقع اجرای صدایی نقش ادوارد پادراز به قدری استادانه است که حسی از تحکم شخصیت با مایه‌هایی از وحشت را به مخاطب القا می‌کند و این شیوه ماهرانه نقش‌گویی منوچهر اسماعیلی همچون ستونی محکم دوبله شجاع دل را نگاه داشته است، کافی است که به نحوه اجرایش در چند صحنه دقت کنیم مثل سکانس رودررویی پادشاه ادوارد با پسرش که رسم مملکتداری را به او می‌آموزد، سپس از فرط عصبانیت ولیعهد خود را نقش بر زمین کرده و بعد دستور می‌دهد که بایست، در اینجا اسماعیلی جمله «بایست» را بی‌نهایت با اقتدار می‌گوید که این خود دلیل روشنی است بر توانایی‌های این دوبلور با تجربه در کنار اسماعیلی.

سینما سینمای جهان نقد فیلم هنر  نقد فیلم
افشین زینوری

 

افشین زینوری نیز با تسلط توانسته گویای تزلزل شخصیتی یک ولیعهد باشد. قنبری برای دو شخصیت زن اصلی فیلم، از صدای بهترین‌های دوبله عصر حاضر یعنی زهره شکوفنده و مینو غزنوی بهره برده که انتخاب‌های به جایی هستند. زهره شکوفنده به جای پرسوناژ مارون (کاترین مک کورمک)‌ همسر ویلیام والاس و مینو غزنوی به جای پرنسس ایزابل (سوفی مارسیو)‌ گویندگی کرده‌اند. شخصیت مارون با این که در دقایق اندکی از فیلم دیده می‌شود، اما تاثیر بسزایی بر روند داستان و خود والاس به عنوان همسرش دارد و هم اوست که با کشته شدنش به دست عمال اشراف اسکاتلند، موجب شکل‌گیری قیام ویلیام والاس می‌شود. این تاثیرگذاری باید در صدای مارون نیز وجود داشته باشد که زهره شکوفنده آن را به صورتی دلنشین درآورده است.

 

 

 

نویسنده: نیروان غنی پور

منبع: جام جم آنلاین

برای شنیدن موسیقی به یادماندنی فیلم به صفحه ۱۰۰ موسیقی برتر فیلم تاریخ سینما – شجاع دل مراجعه نمایید.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده + 2 =

بستن