پندهای حکیمانهسبک زندگی

سخنان گهر بار و حکیمانه از بزرگان – دریچه ای به سوی روشنایی – ۱۴

مطالعه و خواندن سخنان گهربار و حکیمانه بزرگان و همچنین مطالعه زندگی نامه انسان های موفق و ماندگار تاریخ , همیشه دریچه ای روشن را به سوی زندگی گشوده است و گاها تلنگری در مسیر زندگی و انتخاب اهداف و ادامه راه می باشند .

 

بی شعوری

ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﺧﻮﺩﺵ، ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﻗﻠﻘﻠﮏ ﺩﻫﺪ ﻣﻐﺰﺵ ﺩﺭﮎ می‌کند ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﺳﺖ

ﻭ ﻗﻠﻘﻠﮑﺶ ﻧﻤﯽﺁﯾﺪ بیشعوﺭﯼ ﻫﻢ دقیقا ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﻦ است خیلی‌ها نمی‌فهمند ﮐﻪ ﺷﻌﻮﺭ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ!

#خاویر_کرمنت

 

***

زنی که رقصیدن بلد است

بی تعارف بگویم، زنی که رقصیدن بلد است
شش بر صفر از بقیه جلوتر است!

زنی که رقصیدن بلد است،
میتواند یک زندگی را گرم کند
رقصیدن دلبری و ظرافت را می آموزد

کدامتان زنی را میشناسید
که بعد از چند بار قر دادن و رقصیدن
خنده روی لبانش نباشد؟!

رقصیدن، عادت به خندیدن را می آموزد
رقصیدن، شبیه عاشقی کردن است
میان عاشقی، شبیه بوسیدن است
خودتان را میان غمزه‌های رقص، رها کنید…

 

***

افرادموفق

اصولا مثبت فکر می کنند، امیدوار هستند، دنیا را زیبا می بینند، دوربین ذهن آنها به طور مرتب روی پدیده های زیبای زندگی تمرکز می کند،
مثبت و امیدوارانه سخن می گویند، چهره ای گشاده و متبسم دارند و معتقدند که انسان های خوش اقبالی هستند.
فکر می کنند همه چیز برای آنها درست انجام می شود. هیچ گاه به موانع و مشکلات زندگی نمی اندیشند.
به طور معمول، داستان های خوشحال کننده تعریف می کنند، به خاطرات خوب زندگی خود می اندیشند و آنها را برای دیگران تعریف می کنند.
خیال پردازی های زیبایی از آینده خود می کنند.
اعتماد به نفسی عالی دارند و فکر می کنند که آینده حتما بهتر از گذشته آنان است.
نگاه زیبایی به کرانه های دور زندگی خود دارند. به سلامت و تندرستی خود می اندیشند.
ترسی از آینده ندارند.
به طور معمول، روحیه ای بسیار شاد و عالی و احساس خوبی از زندگی دارند و از لحظه لحظه های آن لذت می برند.

پندهای حکیمانه سبک زندگی  روانشناسی حکیمانه
جملات و حکایت های حکیمانه و پند آموز

برای خودت وقت بذار
اون بهترین هدیه به خودت خواهد بود.

 

***

وصیت نامه الکساندر

پادشاه بزرگ یونان، الکساندر، پس از تسخیر کردن حکومت های پادشاهی بسیار، در حال بازگشت به وطن خود بود.
در بین راه، بیمار شد و به مدت چند ماه بستری گردید.
با نزدیک شدن مرگ، الکساندر دریافت که چقدر پیروزی هایش، سپاه بزرگش، شمشیر تیزش و همه ی ثروتش بی فایده بوده است.
او فرمانده هان ارتش را فرا خواند و گفت:
من این دنیا را بزودی ترک خواهم کرد. اما سه خواسته دارم. لطفاً، خواسته هایم را حتماً انجام دهید.
فرمانده هان ارتش درحالی که اشک از گونه هایشان سرازیر شده بود موافقتکردند که از آخرین خواسته های پادشاهشان اطاعت کنند.

الکساندر گفت:

اولین خواسته ام این است که پزشکان من باید تابوتم را به تنهایی حمل کنند.
ثانیاً، وقتی تابوتم دارد به قبر حمل می گردد ، مسیر منتهی به قبرستان باید با طلا، نقره و سنگ های قیمتی که در خزانه داری جمع آوری کرده ام پوشانده شود.
سومین و آخرین خواسته این است که هر دو دستم باید بیرون از تابوت آویزان باشد.
مردمی که آنجا گرد آمده بودند از خواسته های عجیب پادشاه تعجب کردند. اما هیچ کس جرأت اعتراض نداشت.

فرمانده ی مورد علاقه الکساندر دستش را بوسید و روی قلب خود گذاشت و گفت :
پادشاها، به شما اطمینان می دهیم که همه ی خواسته هایتان اجرا خواهد شد. اما بگویید چرا چنین خواسته های عجیبی دارید؟

در پاسخ به این پرسش، الکساندر نفس عمیقی کشید و گفت:

من می خواهم دنیا را آگاه سازم از سه درسی که تازه یاد گرفته ام.
می خواهم پزشکان تابوتم را حمل کنند چرا که مردم بفهمندکه هیچ دکتری نمی تواند هیچ کس را واقعاً شفا دهد. آن ها ضعیف هستند و نمی توانند انسانی را از چنگال های مرگ نجات دهند. بنابراین، نگذارید مردم فکر کنند زندگی ابدی دارند.
دومین خواسته ی درمورد ریختن طلا، نقره و جواهرات دیگر در مسیر راه به قبرستان، این پیام را به مردم می رساند که حتی یک خرده طلا هم نمی توانم با خود ببرم. بگذارید مردم بفهمند که دنبال ثروت رفتن اتلاف وقت محض است.
سومین خواسته ام یعنی دستهایم بیرون از تابوت باشد، می خواهم مردم بدانند که من با دستان خالی به این دنیا آمده ام و با دستان خالی این دنیا را ترک می کنم.

 

پندهای حکیمانه سبک زندگی  روانشناسی حکیمانه
جملات و حکایت های حکیمانه و پند آموز

تنها کسی که باید تلاش کنی
بهتر از او باشی کسی است که
دیروز بودی.

 

سانیبا : همیشه , همه جا , برای همه
???
@saniba تلگرام
Www.saniba.org وبسایت

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − 18 =

بستن