سبک زندگیهوش و حافظه

ذهن انسان و قدرت شگفت انگیز مغز انسان

از خصوصیات اصلی انسان، توانایی فوقالعاده‌ی او در فکرکردن است؛ به‌خصوص توانایی او در تفکر درباره‌ی نحوه‌ی فکرکردن خود، شاید از بی‌نظیرترین و انسانی‌ترین ویژگی‌های اوست. همان‌طور که انسان با افکار و اندیشه‌های خیالی و غیرمنطقی، مایه‌ی اضطراب و نگرانی خود را فراهم می‌کند، از طریق تفکر صحیح و منطقی نیز می‌تواند خود را از شر ناراحتی‌های خویش، رها سازد.

گاهی اوقات در طی زندگی خود شاهد وقایعی هستیم که باعث تعجب بسیار در ما و اطرافیان میشه . وقایعی مانند الهام و بصیرت ، نبوغ و استعداد در برخی از کودکان، تله پاتی و ادراک فراحسی ، همزمانی  و …. در این پست ، به بررسی این وقایع از دیدگاه علمی و آناتومی بدن و ذهن انسان میپردازیم . با ما همراه باشید .

برای ادا کردن حق مطلب به شما عزیزان ، نیاز به این داریم که ذهن و مغز را برای شما تعریف کنیم .

اکثر ما انسان ها ، اینگونه فکر میکنیم که تمام فعالیت های فکری ، محاسباتی ، ادراکی و فرا حسی ما از طریق مغز انجام میشود . این تعریف کاملا درست نیست و البته کاملا غلط هم نیست .

مغز انسان تشکیل شده از آب و چربی است ، همان طور که اطلاع داریم ، آب دارای حافظه است ، آب کلمات و انرژی های مثبت و منفی را به خوبی درک میکند ، نام خدا را از نام شیطان تشخیص میدهد و … در داخل قشر مغز انسان، نورون هایی وجود دارد ، که شکل ظاهری آن ها مانند ریشه های درخت است .

سبک زندگی هوش و حافظه  روانشناسی

نورون چیست ؟

اصلی‌ترین یاخته‌های عصبی هستند. این یاخته‌ها وظیفه انتقال و دریافت داده‌های عصبی را بردوش دارند. آنها این کار را از راه هدایت تکانه‌ های الکتریکی انجام می‌دهند.

همانطور که مطالعه کردیم نورون های یا رشته های عصبی ، مانند ریشه های درخت در لایه قشر مغز که از آب و چربی تشکیل شده است وجود دارند ، این رشته ها پیام های الکتریکی که در مغز تولید میشود را به دیگر نقاط بدن منتقل میکنند که باعث حرکت دست ها ، پاها و دیگر اعضای بدن میشود .

حال از شما عزیزان این سوال رو دارم ، چگونه اندیشه ای در مغز انسان تولید میشه ؟ آیا آب و چربی و نورون های عصبی که همانند سیم های برق در قشر مغز وجود دارند دارای احساسات ، افکار ، درک ، حس خوشحالی و نگرانی و … هستند ؟!!!

مغز و ذهن انسان ، در تعامل به یک دیگر هستند ،مبحث رو با مثالی آغاز میکنیم : مغز انسان رو همانند یک رادیو فرض کنید . ذهن انسان رو همانند یک آنتن رادیو . رادیو بدون آنتن کار نمی کند و همچنین آنتن هم بدون رادیو هیچ کارایی خاصی ندارد …

عده ای بر این باور هستند که مغز انسان همانند یک هارد دیسک کامپیوتر است . حال از شما این سوال رو دارم ، آیا کامپیوتر خانگی شما که هزاران اطلاعات رو در خودش جای داده ، آیا میتونه ایده ای جدید رو به شما ارائه کنه ؟ آیا کامپوتر شما دارای سلیقه است ؟؟ دارای احساسات و عواطف است؟؟؟ به طور حتم خیر .

بلکه تنها از اطلاعاتی که در خود ذخیره کرده و یا برنامه هایی که در حافظه اش تعریف شده میتونه استفاده کنه . اما ما انسان ها در طول زندگی خود با مشاهده وقایع ، تصمیمات متفاوتی میگیریم ، هر یک دارای سلیقه ای متفاوت هستیم ، گه گاه ایده هایی رو ارائه میدیم که تا به حال کسی مانند اون ایده رو ارائه نکرده ، خواب هایی از آینده رو مشاهده میکنیم که به حقیقت می پیونده و غیره غیره .

پس در نتیجه : مغز انسان تنها یک کامپیوتر یا هارد دیسک نیست ، بلکه در کنار حافظه ای که در خود داره ، یک رادیو هم هست که توسط آنتن ، اطلاعاتی نو ، جدید و تازه رو دریافت میکنه . به تعریف دیگر ، مغز تجربیات رو ثبت میکند ، اما ذهن ، تجربه میکند . ذهن یک شعور زنده است که تکامل می یابد و تکامل را دریافت می نماید . زمانی که به موضوعی فکر میکنید ، ذهن شما درست مانند رادیویی است که در حال جستجو برای دریافت سیگنال آنتن دهی بهتر است ، همچنین اطلاعات ذخیره شده در قشر مغز را نیز جستجو میکند تا از تلفیق این دو ، یک نتیجه گیری را حاصل کند .

حال با این مقدمه به مبحث قدرتهای شگفت میپردازیم تا بحث برای ما بهتر جا بیفته .

الهام و بصیرت

اگر مغز انسان اندیشه تولید میکند و این افکار نتیجه اطلاعات انبار شده در حافظه انسان باشد ، چگونه ممکن است که فکر تازه ای به ذهن کسی برسد ؟ افکار جدید از ذهن می آیند نه از مغز . اصلی ترین افکار جدید را الهام می نامند . و دیدن چیزی جدید در مورد خود را بصیرت می نامند .

الهام :

گاهی ما در طول زندگی خود با موانعی رو به رو میشیم ، با مشکلاتی دست و پنجه نرم میکنیم ، ناگهان ایده ای به ذهنمان میرسد ، یا کلامی رو دریافت میکنیم و در دل ایمان داریم که این ایده یا کلام درست است و آن را عملی میکنیم . بعد از انجام این کار خواهیم دید از لحاظ مادی یا معنوی ارتقاء پیدا کردیم . در نتیجه الهام یک پیام ذهنی یا کلامی برای پیشرفت انسانها است . اختراع برق ، اختراع ماشین بخار ، کشف جاذبه زمین ، همه این ها را میتوان یک الهام نامید .

بصیرت :

هر یک از ما انسان ها دارای افکار و اخلاق خوب و بدی هستیم . اما به کرار دیدیم که برخی از انسان ها در دیدن مشکلات و ضعف های خود ناتوان هستند . این افراد بصیرت را ندارند یا بصیرت را گم کرده اند . یک رایانه شخصی ، صبح زمانی که شروع به کار میکند به این فکر نمیکند که چطور امروز را بهتر از دیروز کار کند و بیاندیشد . اما آیا خود شما هم مانند یک رایانه فکر میکنید ؟ جواب این سوال با شماست . زمانی که شما تصمیم میگیرید بهتر از این باشید ، اخلاق های بد خود را تکرار نکنید و به سمت خوبی ها پیش برید یعنی شما از ذهن خود ، بصیرت را دریافت کرده اید . بصیرت نیز یک نوع الهام از خدا برای شماست . الهام و بصیرت را باید جستجو کرد و سپس در انتظار طلوعشان نشست .

تله پاتی

بعضی وقت ها پیش اومده که خواستیم به کسی تلفن بزنیم ، به محض تلفن کردن طرف مقابل گفته که اتفاقا همین الان میخواستم بهت تلفن کنم ، یا همین الان تو فکرت بودم . این اتفاق رو ما تله پاتی می نامیم . اما اگر به این موضوع از نظر علمی نگاه کنیم چی ؟

دانشمندان این موضوع رو بر روی فرزندان دو قلوی بسیاری انجام دادند که در لحظه ی تولد این فرزندان رو از هم جدا کردند ، زمانی که فرزندان بزرگ شدند ، با اینکه در خانواده های متفاوت و مکان متفاوتی بزرگ شده بودند اما بیش از ۵۰ درصد علاقه ها و افکار اون ها با هم مشابه ها بوده . بسیار مشاهده کردیم که در زمان هایی ، به ناگه ، دلشوره ای شدید بهمون دست میده ، این اتفاق بیشتر در مادر ها اتفاق میفته ، مادر به یکباره میگه ، دلشوره دارم ، بچم ، زنگ بزن بچم ببین کجاست ، تماس که میگیریم متوجه میشیم اتفاقی برای شخص مورد نظر افتاده . عجیب اینکه مادر چطور این اتفاق رو حس کرده !!!

سبک زندگی هوش و حافظه  روانشناسی   تجربه ی جالب دیگر دانشمندان این بود که ، مادری رو از فرزند خود جدا کرده و چندین کیلومتر دور تر از مادر نگه داشته اند . درست در زمانی که بچه شروع به گریه کردن میکنه ، ترشح شیر در سینه های مادر نیز دیده میشد . این امر ، به علت وحدت ذهن مادر و ذهن فرزند با یکدیگر است . که پیغام هایی رو به یکدیگر ارسال و دریافت میکنند . از این رو است که میگیم ذهن یک گیرنده دارای شعور ، درک و تکامل است .

ادراک فرا حسی

ادراک فرا حسی همان طور که از نامش پیداست ، یعنی درک کردن چیزی فراتر از حس های پنجگانه . به عنوان مثال : در حال راز و نیاز با خدای خود هستید ناگهان دچار شعف و سرور میشوید . یا بالعکس میل به گریه و سجده به انسان دست میدهد .

همان طور که اطلاع داریم ، به طور مدام اطلاعات و هدایت ها و در یک جمله نور الهی سراسر در حال جاری شدن بر تمام هستی است . همان طور که در بالا گفته شد ، اگر خود را آماده کنیم و در انتظار طلوع بنشینیم این اطلاعات را دریافت میکنیم . به عنوان مثال اختراع همزمان دو دانشمند به نام های لایپنیتز و نیوتون که به یک اختراع در یک زمان مشابه دست یافتن ، در حالی که کیلومتر ها از هم فاصله داشتند ، یکی از مثال های مشهور باشد . در یک معنی شاید این جمله که ایده هایی در ((هوا)) است ، درست باشد . جالب اینکه این هشیاری دریافت ، تنها در انسان ها وجود ندارد ، بلکه گیاهان نیز هم این خاصیت را دارا هستند ، به عنوان مثال طبق تحقیق دانشمندان گیاه شناسی ، در جنگل ها ، زمانی که درختان مورد استفاده بی رویه حیوانات قرار میگیرند ، بعضی از درختان صمغ هایی را برای دفاع از خود در برگ ها ترشح میکنند که باعث میشود از این استفاده بی رویه در امان باشند . این پدیده را نیز نمیتوان چیزی جز یک شعور و علم الهی که در لحظه ی لازم وارد عمل میشود نام گذاری کرد .

همزمانی

در مبحث جهان بینی از منظر علمی ما این رو میخونیم که رویداد ها با هیچ نیروی بیرونی سازمان نیافته اند ، اما مبحث تصادف و اتفاق چیز دیگری رو عنوان میکنه ، تا به حال پیش اومده کسی رو ببینید و فکر کنید که این آدم را چندین ساله که میشناسید ؟ یا تا به حال اتفاق افتاده که دچار مشکل شدید و یا نیاز به کمک شخصی دارید ، در همین حین است که با کسی آشنا میشید که تنها اون شخص میتونه مشکل شما رو حل کنه ؟ یا زمانی که کسی در آخرین دقیقه تصمیم میگرد سوار هواپیما نشود و بعد آن هواپیما سقوط میکند ؟ با مشاهده این وقایع به این نتیجه میرسیم که چیزی بیش از موضوع جهان بینی یا اتفاق و تصادف در این رویداد ها دخیل هستند .

چه چیزی باعث میشود که انسانی درست در لحظه ی نیاز به انسان کمک کند ؟ برای پاسخ به این سوال ، سَری به ژنتیک های انسان میزنیم . بدن شما تشکیل شده از میلیارد ها سلول است که در داخل هر سلول یک دی ان ای DNA  وجود دارد .

DNA  در انسان ، درون هسته ی سلول باقی می ماند و ۹۹% موارد اولیه ژنتیکی دی ان دی در حالت غیر فعال و خنثی قرار دارد تا زمانی که زمانی که بازگشایی و تقسیم و یا ساخت سلول دیگری نیاز باشد … دی ان ای انسان که غیر فعال نیز هست ، چطور میداند در زمان مناسب باید زنده و فعال شود ؟!!!

برای افتادن دندان های شیری یک کودک و جانشین شدن دندانی های دائمی ، DNA  باید درباره ی گذشت زمان خیلی چیز ها بداند . همین مساله در باب هر فرآیندی در داخل بدن انسان صادق است . هر سلول در بدن انسان به وضوح میداند که خود را چگونه تغذیه کند ، یک سلول نهایتا تا سه روز عمر میکند ، سلول زمانی که به زوال نزدیک میشود DNA موجود در سلول خود را فعال میکند تا سلول دیگری تولید شود . حال به این قضیه از ابعاد بالاتری نگاه کنید … اگر من و شما هر یک خود را یک سلول در این افرینش تصور کنیم چه ؟ با کمی بینش و بصیرت در خواهیم یافت زمانی که در کوچکترین عضو بدن یعنی سلول ؛ همه چیز به درستی و در زمان مناسب انجام میشود ، پس برای ما هم میتواند به همین شکل باشد ، هر چیزی در زمان مناسب به دست ما خواهد رسید ، البته به این شرط که ما زمان خود را با زمان محیط پیرامون هماهنگ کنیم . این یعنی همزمانی . همزمانی ما با محیط پیرامون اشاره به همان آگاهی ما از علت حضور در دنیا دارد ، زیرا یک سلول میداند چه وظیفه ای در دنیا دارد ، ما نیز باید بدانیم چه وظیفه ای داریم . و همان طور که گفته شد ، اگر ما خود را آماده نگه داریم ، هر چیز در زمان مناسب به دست ما خواهد رسید .

شخصیت های پنهان ، چند شخصیتی

با این دسته از افراد ، روانشناسان بیشتر آشنا هستند ، انسان هایی که دچار چند شخصیتی هستند ، الان خوب هستند ، ساعتی بعد دیوانه ، ساعتی بعد ایثارگر ، ساعتی بعد غمگین و افسرده هستند . به تعاریف زیر دقت کنید .

زمانی که یک قانون پایان می پذیرد ، قانون دیگری ظاهر میشود ، ما این رفتار رو در سلول های بدن نیز شاهد هستیم ، سلول در مغز ، شاید در تمامی عمر زنده بماند ، اما همان سلول در بدن انسان ، سه روز عمر میکند . همان سلول هنگامی که در اسپرم مرد وجود دارد ، در داخل کمر ، به بقای زندگی خود و دیگر اسپرم ها کمک میکند ، اما زمانی که وارد رحم زن میشود تمام تلاش خود را انجام میدهد تا از دیگر اسپرم ها سبقت بگیرد تا به تخمدان برسد و زندگی دیگر سلول ها برایش ارزشی ندارد . در انسان های چند شخصیتی نیز همین روال وجود دارد . انسان چند شخصیتی دارای ثبات اخلاقی نیست و مکان های مختلف رفتاری های متفاوتی را از خود نشان میدهد ، در هر شخصیت چنان ایفای نقش می کند که گویا تا چند دقیقه قبل شخص دیگری نبوده است . افراد چند شخصیتی ، قبول ندارند که دچار توهم میشوند یا اینکه چندین شخصیت را دارا هستند ، بلکه خود را یک انسان با ثبات فرض میکنند . انسان چند شخصیتی یک بازیگر ماهر است که نمیتواند ببیند توهم ، توهم است . داستان زیر را دنبال کنید .

روزی شاگردی به استادی گفت : چرا اصرار دارید که خود طبیعی من ، غیر واقعی است؟

استاد پاسخ داد : چرا این سوال را به صورت دیگر بیان نکنیم ؟ چرا فکر میکنی که واقعی هستی ؟

شاگرد گفت : آشکار است ، من فکر میکنم ، حس میکنم و عمل میکنم ، خود را میشناسم ، میدانم که هستم ، با تمام عاداتم ، تمام علایق و نفرت هایم .

استاد تاکید کرد : بلکه ، اما واقعا چه میدانی ؟ آیا وقتی که در خواب هستی ، عادات خود را داری ؟

شاگرد پاسخ داد : در رویا نا آگاهم ، اما حالا که هوشیار هستم .

استاد با خنده گفت : واقعا ؟ اایا میتوانی آنچه را که دیروز برایت اتفاق افتاده به یاد آوری ؟ یا حتی به آنچه که یک ساعت پیش فکر میکردی ، به یاد آوری ؟ آیا خود آگاهی تو یک خاطره نیست ؟مانند رویاهات که به محض بیداری آن ها را از یاد میبری ؟

شاگرد که متعجب به نظر می آمد گفت : درست است استاد ، اما هیچ یک از این ها من را غیر واقعی نمی سازد ، شاید من خیلی سر در گم شده ام .

استاد سرش را با علامت نفی تکان داد و گفت ، اگر اینگونه باشد ، پس همه ی ما سر در گم هستیم ، حقیقت این است که ما انسان ها مدام در حال تغییر هستیم ، اما خود این تغییر را نمی بینیم . (( من )) مدام در حال تغییر است ، برای هر تجربه تجربه کننده متفاوتی وجود دارد .

به واقع هم هیمنطوره دوستان ، خود من ، در حال حاضر ، انسان سه سال پیش نیستم و به طور حتم سه سال بعد هم انسان حال حاضر نخواهم بود . اگر قبول کنم که ((من)) در حال تغییر هستم ،هر لحظه برای ((من)) تجربه ای متفاوت رو در بر خواهد داشت .

اما تجربیات ((من)) مهم نیستند ، در پی هر پیروزی شکست و در پی هر درد ، لذتی نهفته است ، انسان باید از این تجربیات ، آگاهی لازم رو استخراج کنه ، این راهی است ، برای بیرون آمدن از توهم ، با این اوصاف تجربیات در دستان شما هستند ، نه شما در دستان تجربیات .

نتیجه گیری

مغز و ذهن ، جدا از هم ، اما در تعامل با یکدیگر هستند . مغز تجربه را ثبت میکند ، اما ذهن تجربه میکند .

برای تمامی ما انسان ها ، الهام صورت میگیرد ، هر اندیشه ی تازه ای در ذهن شما یک الهام است که از ذهن به مغز شما خطور کرده است ، تنها کافی است که این الهامات را ببینید و برای الهامات بیشتر خود را آماده کنید .

بصیرت یعنی اینکه اشتباهات و فراز و نشیب های خود را ببینیم و در صدد رفع آن بر آییم .

تله پاتی نشانی از ارتباط ذهن انسان ها با یکدیگر و ادراک فرا حسی نشانی از تعامل ذهن خداوند یا ذهن کُل با ذهن انسان است .

شخصیت های پنهان این را گفت که هر یک دارای شخصیت هایی هستیم که آن ها را نمیشناسیم ، خوب است که بدانیم هر یک دارای تغییر هستیم ، زندگی جاری است ، باید آن گونه باشیم که محصور تجربیات نباشیم ، بلکه از تجربیات آگاهی را استخراج کنیم . به ثبات اخلاقی برسیم و خود را در قالب یک ((من حقیقی)) بسازیم ، نه یک ((من توهمی)) .

همزمانی گویای این بود که همه چیز در زمان مناسب روی میدهد ، به طور اتوماتیک وار ، به واسطه ی علمی نهان که در درون خود جای داده است . پس تو خود را با این علم هماهنگ کن تا همزمان با تکامل آفرینش تکامل خود را مهیا کنی .

منبع : https://www.drgilaki.com

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 − شش =

بستن