ادبیاتادبیات ایرانمتفرقههنر

خط میخی و آموزش خط میخی

آموزش خط میخی
ادبیات ادبیات ایران متفرقه هنر  ادبیات ایران

خط میخی به آن دسته از خطها گفته می‌شود که نمادهایی شبیه گوه دارند. خطوط میخی انواع گوناگونی دارند که برای نوشتن زبانهای مختلف به کار می‌روند. از گونه‌های خط میخی می‌توان به میخی پارسی باستان، سومری، اکدی، ایلامی، بابلی و اوگاریتی اشاره کرد. همه خطوط میخی که تا کنون رمزگشایی شده‌اند از چپ به راست نوشته می‌شوند. این خط که برخی باور دارند پایهٔ اندیشه‌نگار دارد، در همه کشورهای آسیای غربی به کار می‌رفته‌است. پژوهشگران، سومریان را مخترع خط میخی می‌دانند.

خطِ میخی هخامنشی که دارای ۵۰ نشانه‌است، آخِرین گونهٔ خطِ میخی است که در سدهٔ ششم پیش از میلاد مسیح ساخته شده‌است. این خط برای نوشتن کتیبه‌های هخامنشی به کار رفته‌است. خطِ میخیِ هَخامنشی، خطی نیمه الفبایی، نیمه هجایی است افزون بر ۸ نشانه (ایدئوگرام) که برای واژگان پر کاربرد مانند شاه، کشور و اهورامزدا به کار می‌روند. این خط از ساده‌ترین خطوطِ میخی است. تنها خط میخی اوگاریتی است که از آن ساده‌تر است و صد در صد الفبایی است. این خط هم اکنون در استاندارد (Unicode (۴٫۱ پذیرفته شده و بازه‌ای به آن اختصاص داده شده‌است.

 

نوشتار اصلی: دبیره میخی سومری

میخی سومری را غالب پژوهشگران نخستین گونهٔ خط در غرب آسیا می‌شمارند. سومریان (حدود ۳۰۰۰ تا ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد) با ابداع خط میخی دوره‌ای را آغاز کردند که به عنوان آغاز خط نویسی شهرت دارد و همچنین اولین مدارک نگارشی بشر که به صورت لوحهای گلین برجای مانده متعلق به تمدن‌های میانرودان است.

به تازگی برخی همچون دکتر عبدالمجید ارفعی بر اینکه سومریان مخترع خط در این منطقه بوده‌اند را زیر سؤال برده‌اند. این گروه برای این نظریه دو دلیل می‌آورد، یکی این که برخی نام‌های شهرهای سومری به گونهٔ هزوارش هستند که نشان می‌دهد که از زبان و خط دیگری گرفته شده و دلیل دیگر پیدا شدن اسنادی در تمدن جیرفت و شهر سوخته در شرق ایران به خط میخی آغازین است که کهن تر از خط سومری هستند.

تمدن‌های باستانی آسیای غربی

میان‌رودان، سومر، اکد، آشور، بابل

حتیان، هیتی‌ها، لیدیه

ایلام، اورارتو، منائیان، ماد، هخامنشی

امپراتوری‌ها / شهرها

سومر: اوروک – اور – اریدو

کیش – لاگاش – نیپور – اکد

بابل – ایسین – عموری‌ها – کلدانی‌ها

آشور: آسور، نینوا، نوزی، نمرود، آشوریه هخامنشی

ایلامیان – شوش

هوری‌ها – میتانی

کاسی‌ها – اورارتو

گاهشماری

شاهان سومر

شاهان ایلام

شاهان آشور

شاهان بابل

شاهان ماد

شاهان هخامنشی

زبان

خط میخی

آرامی – هوری

سومری – اکدی

زبان مادی

ایلامی

اساطیر میان‌رودان

انوما الیش

گیل گمش – مردوخ

نیبیرو

میخی اکدی

 

ادبیات ادبیات ایران متفرقه هنر  ادبیات ایران

گنجنامه همدان

نوشتار اصلی: دبیره میخی اکدی

دبیرهٔ میخی اکدی، دبیره‌ای میخی بود که در سال ۲۳۵۹ پیش از میلاد، از دبیرهٔ میخی سومری، گرفته و سازگار شد. در همان زمان، بسیاری از واژه‌های سومری به زبان اکدی راه یافتند و واژه‌نگارهای سومری، در هر دو زبان سومری و اکدی خوانده می‌شدند. این زبان دارای ۲۰۰ تا ۴۰۰ نشانه و یا حتی بیش‌تر است، که بسیاری از آن‌ها دارای چند تلفظ می‌باشند. این دبیره برای نوشتن زبان اکدی که یکی از زبان‌های سامی در میانرودان (عراق، سوریه و ایران امروزی) بوده، در میان سال‌های ۲۸۰۰ پیش از میلاد تا سال ۵۰۰ میلادی به کار می‌رفته‌است.

میخی ایلامی

نوشتار اصلی: دبیره میخی ایلامی

دبیرهٔ میخی ایلامی، دبیره‌ای میخی است که از ۲۵۰۰ پ.م. تا ۳۳۱ میلادی به کار می‌رفته‌است. این دبیره از دبیرهٔ میخی اکدی بدست آمده‌است. دبیرهٔ میخی ایلامی از ۱۳۰ نشانه ساخته شده‌است، که این تعداد بسیار کم‌تر از دیگر دبیره‌های میخی است.

میخی اوگاریتی

نوشتار اصلی: دبیره میخی اوگاریتی

میخی اوگاریتی، دبیره‌ای میخی و ابجد است، که از ۱۵۰۰ پ.م. برای نوشتن زبان اوگاریتی به کار می‌رفته‌است. در سال ۱۹۲۸ در اوگاریت(رأس شمراء امروزی) در سوریه، کتیبه‌ای به زبان مردهٔ سامی شمال‌خاوری یافت شد که ۳۱ حرف داشت.

لوح‌های گلی که به اوگاریتی نوشته شده‌اند، دیرینه‌ترین گواهی چیدمان الفبایی سامی خاوری و جنوبی است . این دبیره، از چپ به راست نوشته می‌شود.

میخی هخامنشی

نوشتار اصلی: دبیره میخی هخامنشی

خط میخی هخامنشی به احتمال زیاد توسط داریوش بزرگ ایجاد شده‌است. این نوع خط میخی که متشکل از ۳۶ علامت است. آخرین نوع خط میخی‌است که ابداع شده‌است (در سدهٔ ششم پیش از میلاد). این خط برای نوشتن کتیبه‌های هخامنشی به کار رفته‌است. خط میخی هخامنشی خطی نیمه الفبایی نیمه هجایی است به علاوهٔ ۸ اندیشه‌نگاشت که برای لغات پر استفاده مثل شاه، کشور و اهورامزدا به کار می‌روند. این خط از ساده‌ترین خطوط میخی است. تنها خط میخی اوگاریتی است که از آن ساده‌تر است و صد در صد الفبایی است. این خط همکنون در استاندارد یونیکد (۴٫۱) پذیرفته شده و بازه‌ای به آن اختصاص داده شده‌است.

میخی بابلی

نوشتار اصلی: دبیره میخی بابلی

دبیره میخی بابلی گونه‌ای خط میخی است که در تمدن بابل رواج داشته است. این خط همانند دیگر خطوط میخی از علامت‌های گوهای شکل تشکیل شده بود. اعداد دبیره میخی بابلی تا شصت از یک شیوه پیروی کرده و از عدد شصت به بعد تغییر می‌کند.

آموزش خط میخی

ادبیات ادبیات ایران متفرقه هنر  ادبیات ایران

فارسی باستان :

فارسی باستان به الفبایی نوشته شده است که میخی نامیده می شود ظاهراً داریوش بزرگ دستور داده است که الفبایی برای فارسی باستان ساخته و این زبان بدان نوشته شود . الفبای فارسی باستان از الفبای اکدی و الفبا اکدی از الفبای سومری گرفته شده است . این الفبا ۳۶ حرف ، ۲ واژه جدا کن ، ۸ اندیشه نگار و نشانه هایی هم برای نشان دادن اعداد داشته است که تنها برخی از آنها به جای مانده است . هریک از حرفهای الفبای میخی به جز سه حرفی که برای نشان دادن مصوتها به کار می رود مصوتی هم همراه دارد به همین علت الفبایی هجایی است .الفبای فارسی باستان از چپ به راست نوشته می شود و پس از هر حرف یک واژه جدا کن گذاشته می شود.

نحوه رمز گشایی خط میخی فارسی باستان

خط میخی فارسی باستان پس از انقراض دولت هخامنشی از رواج افتاد و خواندن آن فراموش شد؛ تا اینکه ، اخبار و گزارش هایی که جهانگردان و سیاحان اروپایی از اوایل قرن هفدهم میلادی به این سوی، به هنگام سیر و سیاحت در شرق و بازدید از ویرانه های تخت جمشید ، فراهم کرده بودند، توجه دانشمندان اروپایی را به آن جلب نمود. در قرن هجدهم میلادی ،چندین کتیبه به خط میخی فارسی باستان در اروپا منتشر شد ، از آن جمله است

جهانگرد معروف فرانسوی ، Chardin که ، شاردن ( DPC ) رونوشت کامل یکی از کتیبه های داریوش در تخت جمشید Count در سال ۱۷۱۱ ، آن را منتشر کرد ؛ همچنین کتیبه ای از خشایارشا بر روی گلدانی از سنگ مرمر که کنت کایلوس در سال ۱۷۶۲ ، گزارشی درباره آن به محافل علمی آن روزگار ارائه نمود . ، Caylus رونوشتهای دقیقتری از کتیبه سه زبانی تخت جمشید تهیه کرد و Carsten Niebuhr در سال ۱۷۶۵ ، کارستن نیبور پس از بازگشت از شیراز ، در سال ۱۷۷۸ ، به انتشار آن پرداخت . نیبور از بررسی این اسناد به خوبی دریافت که ، کتیبه ها از چپ به راست و به سه گونه نظام خطی کاملا متفاوت از هم نوشته شده اند .

چند صباحی بعد ؛ در سال ۱۷۹۸ م ؛ پی برد که این سه نظام خطی متفاوت در کتیبه ها ، در حقیقت ، Olav Gerhard Tychsen اولاف گرهارد تیخسن مبین سه زبان مختلف هستند و نشانه میخ مانند موربی که در ساده ترین نوع این سه شیوه کتابت به طور منظم پس ازچند علامت تکرار می شود ، ظاهرا نشانه مقسم کلمات بوده است . اما او ، به اشتباه ، این کتیبه ها را متعلق به دوره مستقل از تیخسن ، علامت واژه جداکن را در Friedrich Munter اشکانیان دانست . در سال ۱۸۰۲ م ؛ فردریش مونتر این کتیبه ها تشخیص داد و تصور کرد که ، گروهی از نشانه هایی که در این سنگ نبشته ها بیشتر از نشانه های دیگر دلالت می کند . او از روی برخی از قراین احتمال داد که « شاه شاهان » و « شاه » تکرار می شود ، احتمالا بر مفهوم کتیبه ها متعلق به دوره هخامنشی هستند . علیرغم مساعی مستمر این دانشمندان و چند تن دیگر ، هنوز پیشرفت واقعی Georg Friedrich در گشودن رموز خط میخی فارسی باستان حاصل نشده بود ، تا اینکه گئورگ فردریش گروتفند آلمانی ، در سال ۱۸۰۲ ، به این کار همت گماشت . Grotefend شروع کرد و دیری نگذشت ( XPE و DPA گروتفند کار خود را با تطبیق و مقابله دو کتیبه از تخت جمشید ( کتیبه های که به موفقیتی چشمگیر دست یافت . او نیز ، تصور کرد که کتیبه ها به سه شیوه خطی متفاوت نوشته شده اند ، میخ مورب در آنها علامت یا نشانه واژه جداکن است ؛ کتیبه ها به پادشاهان هخامنشی تعلق دارند و اساسا حاوی اسامی و القاب این پادشاهان اند ، و زبان ساده ترین نوع این نبشته ها – که در اصل به فارسی باستان بود – شبیه و همانند زبان اوستایی است . او همچنین ، احتمال داد که القاب و عناوین پادشاهان هخامنشی مشابه القاب پادشاهان ساسانی است و X » : به این صورت معلوم شده بود sacy Silvestre de القاب پادشاهان اخیر در آن زمان ، توسط سیلوستر دوساسی « شاه بزرگ Y شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه ایران و انیران ، پسر پیش از ذکر جزئیات مربوط به نحوه کار گروتفند ، برای سهولت مقایسه ، آوانوشت دو کتیبه ای که اساس کار او دررمز گشایی خط میخی فارسی باستان بود ، در ذیل ارائه می شود :

ادبیات ادبیات ایران متفرقه هنر  ادبیات ایران

XPa * کتیبه خشایارشا

DPa +کتیبه داریوش

x shayArshA *

DArayavaush+

xShAya”iya vazarka *

xShAya”iya vazarka+

xShAya”iya xShAya”iyAnAm*

xShAya”iya xSAya”iyAnAm+

DArayavauSh xShAya”iyahyA *

viShtAspahyA+

Puca HaxAmaniShiya *

Puca HaxAmaniShiya +

(haya imAm tacaram akuanush)+

گروتفند به روشنی دریافت که در این دو کتیبه گروهی از نمادها عینا تکرار می شود و گروهی دیگربا هم تفاوت دارد . بنابراین ؛ نتیجه گرفت که کتیبه ها متعلق به دو پادشاه هستند ؛ گروهی از نشانه است و گروهی که با هم تفاوت « شاه » هایی که عینا یا با جزئی اختلاف تکرار می شود ، معرف کلمه دارد ، بر اسامی این دو شاه دلالت می کند . بر پایه این استدلال و نیز ، بر اساس الگوی یاد شده کتیبه های ساسانی ، او از این دو نبشته ، کتیبه دوم ، یعنی کتیبه خشایارشا را ، موقتا ، به صورت زیرترجمه کرد :

« شاه را پسر ، هخامنشی Y ، شاه بزرگ ، شاه شاهان X »در سنگ نوشته اول ، نخستین کلمه ای Y بر اساس این تصور بود که واژه « شاه را پسر Y » ترجمه بود که کتیبه با آن شروع می شد و به نظر می رسید نام پادشاهی باشد که کتیبه به نام او نوشته با یک لاحقه اضافی « شاه شاهان » شده است ، اما همین نام در کتیبه دوم در جایگاهی پس از عنوان به کار رفته بود . به همین دلیل ، او تصور کرد که این واژه از طریق همین لاحقه اضافی با واژه بعدی ،داشت ، ارتباط یافته است . علاوه بر این ، گروتفند متوجه شد نامی که کتیبه اول « پسر » که مفهوم قرار گرفته است . از سوی دیگر ، در « شاه X » با آن آغاز می شود ، در کتیبه دوم در جایگاه نام پدرکتیبه دوم پس از نام پدر کلمه شاه به کار رفته ، در حالی که در کتیبه اول پس از نام پدر ، این کلمه استعمال نشده بود . از این امر او نتیجه گرفت که ، این دو کتیبه متعلق به پدر و پسری است که هردو شاه بودند ، اما پدربزرگ پسر، شاه نبود. بنابراین، او در فهرست شاهان هخامنشی که از روی منابع یونانی به دست آمده بود، به دنبال نام پدر و پسری گشت که دارای مشخصات فوق باشند.

در میان پادشاهان هخامنشی، نام کوروش و کمبوجیه از یک سو، و نام داریوش و خشایارشا از دیگرسو، می توانست مشمول این احتمال باشد. از این اسامی، گروتفندنام کوروش و کمبوجیه را کنارگذاشت؛ چون تصور می کرد این دو نام باید با حروف یکسانی شروع شوند ، در حالی که اسامی مذکور در کتیبه ها با دو حرف مختلف ته، دراینجا یک تصادف محض به یاری او شتافت؛ چون نام کوروش و کمبوجیه در خط فارسی باستان بنا به پاره ای از دلایل کتابتی با دوحرف مختلف شروع می شوند . به هر حال ، مجموع این دلایل گروتفند را به این عقیده رهنمون گشت که نویسنده کتیبه دوم باید خشایارشا باشد و نویسنده کتیبه اول پدرش، داریوش، که پدر اوگشتاسب ( ویشتاسپ ) عنوان شاه نداشت . مرحله بعدی ، تعیین ارزش آوایی این علایم به عبارت دیگر تلفظ پارسی باستان این اسامی بود . در این مورد ، گروتفند به صورت این اسامی در متون متاخر ایرانی توجه کرد و ارزش آوایی کلمات مورد بحث را به صورت زیر مشخص نمود :

▪ گونه صحیح اسامی در کتیبه ها                        ●تلفظ پیش نهادی گروتفند

▪ V – i – sh- T – a – S – p                                           g-o-sch-t-a-s-p

▪D – A – R – Y – V – U – sh ▪                                         d-a-r-h-e-u-sch

▪X – sh- Y – A – R – Sh – A ▪                                    Kh-sch-h-a-r-sch-a

بدین ترتیب، گروتفند توانست ارزش آوایی ۱۵ نشانه از حروف خط میخی فارسی باستان را معین کند . البته، بعدها،« بزرگ » معلوم شد که از این ۱۵ حرف ، فقط ارزش آوایی ۱۰ حرف صحیح بوده است . علاوه بر سه نام یاد شده، لغات تنها کلماتی بودند که گرتفند به درستی آنها را تشخیص داد و بعدها، در سال ۱۸۱۵ ، نام کوروش را در کتیبه « شاه » وشناسایی کرد . CMA مرغاب پس از تلاش های گروتفند ، به دنبال یک وقفه نسبتا طولانی ، در امر رمز گشایی، خط میخی فارسی باستان، دانشمندان « شاه شاهان » دانمارکی در عبارت R. Rask دگرباره ، به این کار اهتمام ورزیدند . در سال ۱۸۲۶ م؛ راسموس راسک اوستا شناس فرانسوی توانست ارزش O. Burnouf لاحقه اضافی جمع را شناسایی کرد. در سال ۱۸۳۶ م؛ اوژن بورنوف آوایی تعداد زیادی از حروف فارسی باستان را در یکی از کتیبه ها مشخص کند. او در سال ۱۸۳۹ ، پی برد که تعدادی از i را شناسایی کرد. او در سال ۱۸۳۹ ، پی برد که تعدادی از صامت ها فقط پیش از مصوت a صامت های متصل به مصوت در ؛ Hinks و هینکس H. Rawlinson به کار می روند؛ در سال ۱۸۴۶ ، راولینسون u و تعدادی دیگر پیش از مصوت به همراه u یا i هر یک مستقل از دیگری دریافتند که این صامتها هر کدام یک مصوت Oppert سال ۱۸۴۷ ، اوپرت دارند.

را در کتیبه های فارسی باستان روشن کرد و ، یادآوری نمود که صامت au و ai اوپرت همچنین، ساخت آواگروه های در خط فارسی باستان پیش از واج های انسدادی به کتابت در نمی آیند. بدین تریتیب ، رمز خواندن n و m های غنه خط میخی فارسی باستان گشوده شد و نهایتا، راه برای خواندن خطوط میخی دیگر و به تبع آن دستیابی به ادبیات غنی بین النهرین هموار گشت.

ادبیات ادبیات ایران متفرقه هنر  ادبیات ایران

نشانه های الفبای میخی فارسی باستان

ادبیات ادبیات ایران متفرقه هنر  ادبیات ایران

ادبیات ادبیات ایران متفرقه هنر  ادبیات ایران   ادبیات ادبیات ایران متفرقه هنر  ادبیات ایران

ادبیات ادبیات ایران متفرقه هنر  ادبیات ایران

نکات:

-۱ نشانه a در آغاز واژه بوده و هم بر صوت a، هم بیانگر صوت ā  دلالت می کند

-۲ نشانه a در میان و پایان واژه ،پس از صامت a دار نشان دهنده صوت ā است

-۳مصوت i در پایان به صورت i-ya و مصوت u به صورت u-va نوشته می شود.

-۴ در فارسی باستان هرگاه h پیش از u قرار می گرفت نوشته نمی شد

-۵ نشانه های a دار در بیشتر موارد در آخر واژه بصورت ساکن خوانده می شوند

 

ادبیات ادبیات ایران متفرقه هنر  ادبیات ایران

 

ادبیات ادبیات ایران متفرقه هنر  ادبیات ایران

ادبیات ادبیات ایران متفرقه هنر  ادبیات ایران

ترجمه:

داریوش شاه گوید : مرا اهورامزدا یاوری برد با همه خدایان و این

سرزمین را اهورامزدا بپاید از سپاه دشمن ، از خشکسالی ، از دروغ

به این سرزمین میاید ، نه سپاه دشمن ، نه خشکسالی ، نه دروغ. این

را من (چون ) بخششی از اهورامزدا با همه خدایان در خواست می

کنم . مرا دهد این (بخشش) اهورامزدا با همه خدایان.

ادبیات ادبیات ایران متفرقه هنر  ادبیات ایران

ادبیات ادبیات ایران متفرقه هنر  ادبیات ایران

ادبیات ادبیات ایران متفرقه هنر  ادبیات ایران

 

منابع:

راهنمای زبانهای باستانی دکتر محسن ابوالقاسمی

راهنمای زبان فارسی باستان دکتر چنگیز مولایی

فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی نارمن شارپ

فرهاد نیلوفری

ویکی پدیا

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − 14 =

بستن