دانستنیهای نجومسبک زندگیطالع بینی

تاریخچه علم اعداد

علم اعداد و نومرولوژی

هندوهای باستان و مصری ها و کلدانی ها را می توان استادان مطلق شناسائی رموز مخفی اعداد دانست. آنها همچنین به چگونگی ارتباط و به کارگیری اعداد در زندگی روزمره پی برده بودند. با مطالعاتی که بر روی علم اسرار انجام گرفته است در می یابیم که بشر از دیرباز به آنچه که به نحوی با زندگی او سرو کار داشته عددی اختصاص داده است. در مورد کیهان اگر به خود اجازه دهیم و همانطوریکه این کار را می کنیم یک لحظه خلقت و یک لحظه فنا وجود دارد. همچنین در ارتباط با سالها، ماه ها، روزها و ساعت ها که زنجیره زندگی بشر را تشکیل می دهند، غیر منطقی نخواهد بود که بگوئیم هر کدام از حلقه های زنجیرهء زندگی نه تنها دارای مکان خاصی است، بلکه دارای عددی خاص می باشد. اعداد معانی زیادی به همراه خود دارند و زندگی ما ارتباط تنگاتنگ با این اعداد دارند. اعدادی مثل آدرس منزل، آدرس محل کار، شماره تلفن، شماره حساب و ده ها عدد دیگر که ما را احاطه کرده اند هر کدام به اندازه انرژی نهفته خود و ارتعاش خود می توانند در زندگی روزمره ما تاثیر زیادی بر جای بگذارند که ما از آنها بی خبریم.

برای مثال اعدادی که دارای صوت های بسیار سنگین و ارتعاشات بالا و هماهنگ و هم چنین انرژی های بی کران هستند، عبارتند از :۳ ، ۷ ، ۹ و ۴۰ که هر یک از این اعداد، به نوبه خود با زندگی بشر و انسانهای زمینی وابسته و آمیخته شده است. مرگ انسان نیز با این اعداد ارتباطی تنگا تنگ دارند. برای نمونه، در روز سوم مرگ انسان ، روح فرد که از جسم خویش خارج گردیده است، تا روز سوم پس از مرگ، هنوز دارای ارتعاشاتی زمینی است و در اطراف بدن وی می باشد. در روز هفتم مرگ، ارتعاشات اطراف هاله جسد خارج گردیده و دیگر آن جسد دارای ارتعاش نیست. روح نیز به طور کامل از بدن فرد جدا می گردد و دیگر هیچ گونه وابستگی ارتعاشی به بدن خویش نخواهد داشت. هنگامی که ۴۰ روز از مرگ کسی می گذرد، زمانی است که فرد از چهل حلقه جهان اول ارتعاش گذشته و وارد جهان اثیری می گردد.

مثال دیگر اینکه روز آدینه (جمعه) که هفتمین روز هفته می باشد، در تمامی نقاط کره زمین، روزی است که اغلب انسان ها احساس دلتنگی و افسردگی، بخصوص در هنگام غروب دارند. این حالت به خاطر اینست که ارتعاشات سطحی زمین و کره ماه با یکدیگر برخورد نموده و طی آن اثری بجود می آید که بر روی اعصاب و افکار انسان های زمینی اثر نامطلوب می گذارد. بر عکس روز یکشنبه که روز خورشید است، روز شادی بخش و دارای ارتعاشات هماهنگ برای انسان می باشد.

عدد ۶۶۶ ، میان مسیحیان به عدد شیطانی معروف است. این عدد در طول تاریخ برای اروپای غربی گرفتاری های زیادی را بوجود آورد.

عدد یکی از مفاهیم و نکات ریز در فرهنگ و تاریخ هر کشوری است که به علت مذهبی یا خرافی و حتی علمی، حضوری چشم گیر داشته و می توان ردپای آن را در کشورهای مختلف جستجو کرد. اعتقاد به رمز گونه بودن ویژگی های عدد و استفاده از آن برای پیش بینی سرنوشت فرد یا جامعه، از کهنترین دوران ما و بیش از هرجای دیگر در میانرودان، بین مردم ساکن بابا وجود داشت و از آن جا به یونان نفوذ کرد. به ویژه میان فیثاغورسیان ریشه گرفت و به تدریج، ویژگی های شکل هندسی به آن افزوده شد. یاری گرفتن از حرف های الفبا و اغلب در رابطه با عدد، برای پیش بینی، تاریخی تازه تر دارد و آغاز آن را باید سده های میانه دانست و به تقریب می توان گفت هیچ سزمینی از آن مصون نبود.

دانستنیهای نجوم سبک زندگی طالع بینی  علم اعداد

علم اعداد و نومرولوژی

بر خلاف آنچه که ما فکر می کنیم حاکم بر زندگی و سرنوشتمان هستیم ولی اکثر مواقع ، وقایع زندگی ما توسط نیروهای دیگر هدایت می شود و مسیر دلخواه ما را برهم می زند. هر یک از ما پتانسیل ها و ویژگی هایی داریم که با استفاده از آن استعداد ها می توانیم راه موفق تری را انتخاب کنیم. علم اعداد در این مواقع می تواند به ما بگوید چگونه پتانسیل های شخصی را مشخص نموده و از زمان و موقعیت ها حداکثر استفاده را برد.

معتقدین به علوم ماوراء الطبیعه عموماً بر این باورند که ما در دنیایی زندگی می کنیم که از نظمی مطلوب تبعیت می کند ، دنیایی که در آن هیچ واقعه ای صرفاً به واسطه «تصادف» رخ نمی دهد و هر کدام از ما برای ایفای سهمی که برایمان مقرر شده در جهان حضور یافته ایم. نومرولوژیست های امروزی دنباله رو روش چارلز نودیر می باشند . وی اظهار می داشت که اگر چه برای ما دشوار است مسایلی را که «با قوانین محدود ذهنی مان» انطباق ندارند ، بپذیریم و آن ها را رد یا تأیید نماییم ، لیکن باید بدانیم که علوم ماوراءالطبیعه ریشه در گذشته ای بسیار دور دارد و در خلال گذشت اعصار در سطحی گسترده اذهان را به خود معطوف داشته است، پس نمی توان آن ها را عاری از حقیقت و معنا دانست .

 

در کلامی ساده هدف اصلی نومرولوژی ست ها کمک به افراد در کسب «آگاهی» نسبت به «فضا» است و اساس آنچه در اطرافشان می گذرد ، ولی از دیده پنهان است ، آن ها مصمم اند با ایجاد این آگاهی به افراد بشر کمک کنند که به بهترین نحو ممکن به اهداف و خواسته هایشان دست یابند و چون اعداد قادرند وسیله ای برای تجزیه و تحلیل وجود انسانی ما باشند ، نومرولوژی ست ها ادعا می کنند که با بکارگیری آن ها نه تنها می توان پی برد که دو نفر از لحاظ روحی و روانی مناسب یکدیگر هستند یا خیر ، بلکه این امکان وجود دارد که نتایج روابط عشقی بین آن دو را نیز پیش بینی کنیم .

به علاوه گفته می شود که علم اعداد شخص را قادر می سازد تا کشف کند در چه روزهایی از ماه و چه ساعاتی از آن روزها از نظر تحرکات مختلف در اوج به سر می برد و در نتیجه بتواند به بهترین سطح کامیابی دست یابد .

مانتروس بنیان گذار استودیوهای روانکاوی از طریق اعداد ، بیان می کند که علم طالع بینی اعداد با «عملکرد انسان در زندگی» رابطه تنگاتنگی دارد. طبق یکی از بنیادی ترین باورهای راز ورانه انسان که نومرولوژیست های جدید هم بر آن صحه می گذارند، اسامی انسان یا اشیاء در بردارنده جوهر وجودی آنها می باشد، با این استناد اساتید دنبارو این فن قدیمی مدعی اند که می توانند به طرزی موشکافانه شخصیت افراد را بازگو و تنها با برقراری یک سری قوائد ابتدایی سرنوشتشان را نیز تبیین نمایند .

نومرولوژی ست ها همچنین می گویند : «خصوصیات فردی، علایق، امیال و توقعات انسان را می توان به وسیله تجزیه عددی اسامی و تاریخ تولدشان روشن کرد، و نیز در جدول عددی، کنش های جنسی مورد توقع افراد را با کمک اعداد نهفته در اسامیشان توضیح داد.» بر اساس یک تئوری علمی، اصوات، ارتعاشاتی هستند که در محیط اطراف ما به سان امواج دریا در جریان می باشند و نوسانات دقیقی دارند. نومرولوژی که بر بستری از علوم کابلایی یا عرفانی پایه ریزی شده است با پذیرش فرضیه فوق بر آن می افزاید و توضیح می دهد که اصوات مانند امواج اقیانوس قادرند تموجی ملایم یا طوفانی داشته باشند و نهایتاً این صداها هستند که می توانند با هنجارهایشان القای صلح و آرامش کنند و یا در صورت عکس باعث خشونت و ناآرامی شوند، آن ها در ایجاد هر نوع رابطه ای توانایی دارند. به وسیله ادراک ارزش های عددی نهفته در اصوات، می توانیم کشف کنیم که کدام دسته از اصوات به هنگام انتشار ما را به روابطی مطلوب با دیگران و یا آینده ای موزون در زندگی عشقی هدایت می کنند و کدام دسته باعث از بین بردن تأثیرات دلخواه و شکل گیری سوء تفاهمات و موجب کشمکش و نزاع در زندگی ما می شوند .

نومرولوژی ست ها جهان را بسان یک چنگ غول پیکر با تعداد بی شماری سیم در نظر می گیرند، هر سیمی در این ساز، که به میزان خاص خود و متفاوت از دیگران مرتعش می شود، ما به ازایی است برای یک فرد، شیء، یا مکانی خاص در عالم هستی و به این ترتیب هر شخص یا شیء، منحصر به فرد و کاملاً خاص می باشد ولی از آنجایی که نمی توان میلیون ها نفر انسان را در دنیا نفر به نفر طبقه بندی کرد این ضرورت پیش آمده تا افراد بشر را برحسب قواعدی گروه بندی کرد این ضرورت پیش آمده تا افراد بشر را برحسب قواعدی گروه بندی و بر اساس تیپ های مشخصی به طور جمعی از هم تفکیک کنیم. در مورد اعداد حاصله از مجموع حروف یک اسم نیز به این صورت پیش می رویم که آن را نهایتاً طی یک فرآیند ساده به یکی از اعداد صحیح ۱ تا ۱۰ تبدیل می کنیم، هر یک از این ارتعاشات عددی شاخص یک تیپ شخصیتی خاص هستند و ما می توانیم به راحتی طبق آموزش نومرولوژی شخصیت آن گروه را کاملاً تفسیر کنیم.

وینسنت لوپز که در زمینه علم اعداد و سازهای کی برد هر دو صاحب عنوان استادی است در بررسی و تحقیق برجسته خود تحت عنوان « نومرولوژی » توضیح می دهد : قانون ریتم به سادگی این مقولات را توجیه می کند دقیقاً مثل یک ترکیب موسیقایی که گام ها در آن بالا و پایین می روند، سرنوشت اشخاص نیز بسان اصوات موسیقی به بالا و پایین نوسان دارند و فراز و نشیب زندگی را مشخص می کنند  .

لوپز « قانون تناوب » که مورد اعتنای نومرولوژیست ها می باشد را به تمام زندگی پرفراز و نشیب نوع بشر و « کلیه جهان مخلوقات» تعمیم می دهد او می نویسد که الگوی عددی معینی در زندگی هر کدام از ما وجود دارد که ادوار مختلف زندگی زمینی ما را هدایت می کند. با محاسبه دقیق این الگوی عددی برای مشتاقان نومرولوژی امکانی به وجود می آید که دوره های موجود در زندگی آتی را قبل از مواجهه با آن ها پیش بینی کرده و با پیش آگهی و آمادگی با هر ناکامی محتمل مقابله کنند. همچنین اشخاص در زندگی عشقیشان می توانند « دوره های کامیابی» را پیش بینی و خود را از قبل به بهترین وجه مهیا کنند و جاذبه های فردی خود را نیز افزایش دهند تا به گفته لوپز به « عشقی پر تلألو و خوش انجام » دست یابند .

نومرولوژی ست ها مصراً تأکید می کنند که طالع بینی اعداد تنها گونه ای پیشگویی یا آینده نگری ساده نیست بلکه « علوم ریاضی به وضوح مؤید همبستگی بین اعمال آدمی و ارتعاشات متأثر از تموجات کیهانی است که تماماً توجیهات عددی دارند »، لوپر اعداد را سمبل نمایشگر « زمان و انرژی» تعریف می کنند که یک الگوی دقیق از ابعاد وجودی افراد را به دست می دهد و قابل ذکر است که شاخص های عددی، دایمی و غیرقابل تغییر می باشند .

طبق تأکید نومرولوژی ست ها : هر چیزی در جهان، در نوسان است. همان گونه که هیچ دو نفری را که اثر انگشت یکسان داشته باشند نمی توان یافت؛ هیچ گاه دو نفر در ارتعاش و نوساناتشان دقیقاً یکسان نیستند. هر کدام از ما کاملاً منحصر به فرد بوده و هر مرد و زنی از روند کاملاً انحصاری ارتعاشات خود متابعت می کنند.

زمانی که انسان از کاربرد اعداد آگاه شد و با توجه به آن از تمام امکانات موجود بهره گرفت، دیگر دلیل موجهی برای عدم برخورداری از زندگی سراسر موفقیت و کامیابی وجود نخواهد داشت. سرنوشت واقعی آدمی از طریق نوساناتی که از اسم و تاریخ تولدش استخراج می شود قابل هدایت است .

 

پیدایش اعداد به زمانی خارج از حافظه تاریخ بر می گردد. یعنی زمانی که انسان اولین بار بر روی سیاره زمین ظاهر گشت. کابلا که آئینی رمزگونه و حاوی علوم عرفانی عبرانی است و بر مبنای تعالیم تورات استخراج شده نومرولوژی را در تمام موضوعات و سرفصل های زندگی دخیل می داند و آن را طبق احادیث قدیمی شان به عنوان « کلید رازگشایی که از جانب خدا به ما ارسال شده» معرفی می کند. « زولار » دانشمند نامدار علوم ماوراء الطبیعه استنباط می کند که حقیقت چیزی نیست مگر کنار زدن پرده های اوهام، او به شناسایی ناشناخته های فیزیک اصرار می ورزد. او از کابلا به عنوان یک « سیستم فراطبیعی» یاد می کند که سایق انسان به دانش های بالاتر از علوم معمول و متعارف و هادی او به « درک معانی عمیق و طرح خلقت » می باشد. زولار اشاره می کند که حروف عبری و اعداد متناظرشان از « مخازن قدرت آسمانی » هستند. او در روند احراز درک عمیق از تعالیم کابلایی متوجه  می شود که اعمال جنسی از « آئین های آرمانی » منظور شده در کابلا می باشند .

در احادیث کابلایی آمده که دانش های باستانی طبق سلسله مراتبی از خداوند به فرشتگان و از فرشتگان در باغ بهشت به آدم و حوا منتقل شده است. طبق اظهار زولار، کابلا از فرشته ای که سیستم اعداد را برای آدمی می گشاید و تعلیم می دهد با عنوان راز یا رازئیل نام برده است. به هر ترتیب در آئین کابلا گفته شده که این علوم به منصه ظهور نپیوسته اند مگر به واسطه عقل ربانی و در مسیر هویدا کردن « علوم خفیه و ذخیره در وجدان طبیعت » ، ضمناً باید در نظر داشت که این علوم ازلی و ابدی اند و هیچ آغاز و پایانی برایشان متصور نیست. صرف نظر از این که کابلا برای ما، به خودی خود حائز اهمیتی خاص می باشد، باید بدانیم که طی قرون متمادی راوی علومی بوده که امروزه پایه های اصلی دانسته ها و اعتقادات ما بر آن بستر استوار گشته است و از این نظر بیش از پیش بر اهمیتش می افزاید .

سفاریال در کتابی به نام « کتاب سحرها و طلسم ها » گزارش می دهد که از دورترین زمان ها اعداد به معنویات گره خورده اند .

می دانیم که انسان همیشه برای تسمیه اعداد صحیح به وجود خود نظر داشته است و برای معارفه با اعداد از همان اوان طفولیت متوجه ده انگشت در دست و ده انگشت در پای خود می شود. همچنین بسیار جالب است که برای هر موجودی زنده، زمانی پیشمی آید که به شخص خود به عنوان وجودی یگانه و منحصر به فرد و مستقل از دیگران پی ببرد و از آن لحظه است که خود را به عنوان مهمترین نفس متصور می شود و ” من ” (I) که نمایانگر عدد واحد (۱) می باشد برای او در فهرست محدودش در رأس قرار می گیرد.

از زمانی که دانش بشری شروع به گسترش کرد، اعداد اهمیت بیشتری یافتند چرا که انسان در جستجوی وسیله ای بود تا از آن راه ادراک خویش را از جهان اطراف بیان نماید. مثلاً عدد ۲ تعریفی شد برای بیان جفت شدن؛ که نماد اتحاد نقش نر و ماده می باشد. و نیز از جایی که عدد ۱ سرآغاز اعداد است، از اتحادش با ۲ به تالی چشمگیر و با اهمیتی تبدیل می شود، یعنی عدد ۳ ، مثل آنچه در تثلیث مقدس مسیحی می توان مشاهده کرد : پدر ، پسر ، روح القدس .

جماتریا یکی از اولین سیستم های شناخته شده ای است که در آن به طور همزمان برای حروف الفبا دو ارزش جداگانه یعنی صوتی و عددی در نظر گرفته شده است و اعداد را دارای مفاهیم رازگونه دانسته اند و گفته شده ابراهیم با تأسی به این سیستم، زمانی که برای نجات برادرش اقدام می کند به عمد تعداد یارانش را ۳۱۸ نفر انتخاب کرده است. گودمن در « نومرولوژی مدرن » می نویسد که : در نومرولوژی نوین نیز این عمل موجه و توضیح پذیر است چرا که ابراهیم تعداد اسرایی که یاری اش کردند ۳۱۸ نفر انتخاب کرد چون این رقم با اسم لوط متناظر است .

Notarikon سیستم عددی دیگری است که در یک لغت عبری هر حرف را تداعی گر کلمه ای دیگر که با همان حرف آغاز شود، میداند. زولار برای روشن شدن این روش کلمه “Agla” را مثال می زند که مکرراً در اوراد و اول نامه ها یا ابتدای ادعیه ذکر می گردد .

– “Atha Gibor Leolam Adoni”)خدایا ، تو قادر جاودانه ای). کلمه Agla برای دور کردن شیاطین و ارواح شیطانی، به کار می رفته و ارزش عددی این کلمه ۸ محاسبه می شد و می شود. با نگاهی به فال ورق تاروت که خود ریشه در علم کابلا دارد و از ۲۲ کارت با دامنه کلیدهایی از صفر تا ۲۱ تشکیل شده است، در می یابیم که کلید ۸ رمز اصلی محسوب می شود و نماد قدرت است و ناقل معنی ابدیت و غلبه قدرت روحی بر قدرت مادی و پیروزی عشق بر نفرت و زندگی بر مرگ. این حقیقت که عرفا عدد ۸۸۸ را به عیسی مسیح در رابطه با نقش وی به عنوان منجی جهان تخصیص داده اند نیز بر تحکیم این نظر می افزاید .

دانستنیهای نجوم سبک زندگی طالع بینی  علم اعداد

علم اعداد و نومرولوژی

اگر چه یهودیان معتقد به کابلا قدم های عمده را در اهمیت بخشیدن و نمادین کردن اعداد برداشته اند، اما نظریه بنیادین جهان ارتعاشی اعتبار خود را مرهون فیثاغورث متفکر و فیلسوف قرن ششم پیش از میلاد می باشد که دستی در هنر نهان بینی داشته ؛ کشف نسبت های فواصل موسیقی توسط او، پیروانش را به این مسئله هدایت کرد که این نسبت ها و فواصل به جهان ارتعاشی نیز قابل تعمیم هستند و می توان برای جوهر وجودی هر شیء، عددی ارتعاشی را در اکتاوهای معین در نظر گرفت به همان گونه که ارسطو (از شاگردان آتی فیثاغورث) نیز ملکوت را به عنوان « اعداد و عبارات موسیقایی » تشریح کرد .

نیکوماخوس از فیثاغوریان قرن اول میلادی می نویسد : هر چه در جهان، فی ذاته، سرشتی منظم داشته باشد بر ما آشکار می کند که چه در جزء و چه در کل به وسیله دوراندیشی و تفکر او، که خالق همگان است مطابق اصول اعداد، به نظم کشیده شده و سامان یافته است.

در آن زمان فواصل موسیقی شناخته شده با چهار رقم اول اعداد صحیح یعنی ۱،۲،۳،۴ نامگذاری می شد، این اعداد به قسمی انتخاب شده بودند که مجموعشان به عدد ۱۰ منتهی بشود .

دیل نیکولز در مقاله ای که در دسامبر ۱۹۷۰ برای مجله آکالت نوشت ؛ یادآور می شود رابطه ریاضی موجود در صدای موسیقی تولید شده توسط فیثاغورث در همان گامی که امروزه برای کوک کردن پیانو به کار می بریم نیز صدق می کند .

 

فیثاغورث در امتداد کشف اولیه خود تلاش می کرد تا هارمونی های مورد تحقیق خود را برای بهبود و نظم بخشیدن به افکار روان پریشان بکار بگیرد و امتحان کند، و شاید از این روی او را بتوان یکی از اولین روانکاوان محسوب داشت. پیروان او چهار عنصر آتش، آب، هوا و خاک را با نتیجه گیری از کشفیات موسیقایی استادشان تتراکیتس یا « تربیع مقدس » معرفی کرده اند. آن ها عدد ۱۰ را همچنین به عنوان کثرت یافته عدد ۱ که خود سمبل مردانگی و نتجیتاً منبع کل خلقت، شناخته شده بود، می ستودند :

” محفوظمان بدار، ای عدد الهی، تویی که آفریینده خدایان و آدمیانی! ای تربیع مقدس متعال، تویی که سرمنشأ ریشه هایی و مولد ابدی مخلوقات بعدی هستی! چرا که عدد مقدس و مطهر «یک» از وحدت نشأت می گیرد و با خلوص و ژرفای خویش به پیش میرود تا به عدد مقدس چهار تزاید یابد و آنگاه ده مقدس، مادر همگان، میانجی عالمیان، برکت عالمیان، اولین ولد که بری از انحراف و فرسودگی است آن که کلید دار تمام است، به میان می آید. “

فیثاغوریان از تساوی ۱۰= ۴ + ۳ + ۲ + ۱ نتیجه گرفتند که این چهار رقم ریشه تمام ارقام و نهایتاً اساس هر چیزی در دنیا هستند. ریچارد کاوندیش در کتاب « هنرهای سیاه » از نظر هندسی به این مسئله اشاره می کند و ذکر می کند : که اعداد یک تا چهار اشکال پایه را طرح ریزی می کنند، عدد ۱ نقطه را نمایش می دهد، عدد ۲ طراح خط است که واصل دو نقطه می باشد ؛ عدد ۳ نقطه ای خارج از این خط را معرفی می کند که بعد از وصل شدن به رئوس خط تشکیل یک مثلث می دهد، از همه مهم تر نقطه چهارم (عدد۴) خارج از این مثلث در فضا طوری قرار گرفته که بعد از اتصال به رئوس مثلث به صورت یک چهار وجهی که هرمی مثلث القاعده است مبدل می شود .

نیکولز در مقاله ای به نام « ماوراء الطبیعه » بیان می دارد که جوامع قدیمی در ساخت اهرام و مقبره ها از تأثیرات حیرت آور نومرولوژی استفاده کرده اند تا اذهان ژرف اندیشان را متوجه « نظم گیتی » نمایند .

چه عامل مشترکی ما را به سوی بعضی از بناهای مدرن یا کلیساهای گوتیک و یا به تیکال که در حکم آکروپولیس قوم مایا است جذب می کند؟” « نیکولز » در مقاله خود این سئوال را طرح می کند و خود به آن پاسخ می دهد که گر چه ممکن است برای چنین سئوالی جوابی دم دست نداشته باشیم، اما مسلم این که همگی ما تحت تأثیر ارتعاشات اعدادی هستیم که می توانند تأثیر مطلوب یا نامطلوب بر ما ایجاد کنند و بر اساس آکوردهای فیثاغورث، احساساتمان را نسبت به بناها، نقش ها یا موسیقی رقم زنند .

فیثاغوریان با این اعتقاد که تضادها عامل بنیادین در ساختار عالم هستند فهرستی تنظیم کرده اند که در آن ده موقعیت متضاد را فرض و ثبت کرده اند : مذکر و مؤنث، منفرد و منکسر، خالی و پر، فرد و زوج، چپ و راست، مستقیم و منحنی، ساکن و متحرک، نور و ظلمت، مربع و مستطیل، خیر و شر. این اعتقاد که هر وجودی باید نقطه مقابلی داشته باشد تا تحت شرایطی خاص نقش مکمل را برایش ایفا کند، چنان در نومرولوژیست های امروزی انعکاس یافته که آن را به عنوان مشخصه اصلی اعداد را در نظر می گیرند :

 

   ۱- مستقل، مصمم و هدفمند، متکی به نفس

   ۲- متزلزل، فرمانبردار، فداکار

   ۳- فارغ البال، جسور، ترقی خواه، موفق

   ۴- محافظه کار، فاقد خلاقیت، با ثبات، بد اقبال

   ۵- شهوی، برونگرا و خونگرم، دمدمی مزاج

   ۶- سردمزاج، سازگار، خانواده دوست

   ۷- مرموز، اسرارآمیز، درونی، معنوی

   ۸- قوی، پرخاشگر و مهاجم، دارای هوس های صعب الوصول

   ۹- انسان دوست، ترکیب از عناصر تمام اعداد

دانستنیهای نجوم سبک زندگی طالع بینی  علم اعداد

علم اعداد و نومرولوژی

کاوندیش از سن ویکتور، محقق انجیل قرن دوازدهم نقل می کند که « اعداد زوج در زمره اشیاء دنیوی، بی ارزش، توخالی، فسادپذیری، ناپایدار هستند. » او این انگاره را متأثر از تفکری قرون وسطایی می داند که در آن مردها تداعی گر خوبی و زن ها نماینده پلشتی هستند. همچنین کاوندیش با اشاره به دو تن از نومرولوژیست های امروزی به نام اچ . اِ . کورتیس و اف . اچ . کورتیس می نویسد که آن ها نیز همان دلیل را برای تأیید نظریه ای مشابه اقامه می کنند و اظهار می دارند که اعداد فرد الهی هستند زیرا زمانی که ما سعی داریم آن ها را به قسمت های مساوی تقسیم کنیم، آن ها عددی واحد را از خود به جای می گذارند یا می توان گفت یک خدا در میان آنها بدون هیچ تأثیرپذیری باقی می ماند … پس آن ها خدای برتر و واحد را درون خود آشکار می کنند.

فیثاغورث به دنبال کشف گام دیاتونیک، تحقیقات بعدی اش را بر روی اصالت جهانی عدد ۷ که ماوراء الطبیعیون آن را « عدد کیهانی» می نامند، بنا نهاد و هفت نت موسیقی را به هفت سیاره ای که در آن زمان می شناختند و نیز به هفت طیف نور سفید مربوط دانست. بر این اساس نومرولوژیست ها معتقدند دلیل واقعی این که موسیقی ما را به حرکت وا می دارد به علت وجود هارمونی بین ارتعاشات عددی نت ها با اعداد تأثیرگذار بر ما می باشد. بنا به همین اعتقاد زمانی که گونه ای خاص از موسیقی آزارمان می دهد متوجه می شویم که این امر به دلیل ناهمگونی ارزش عددی نهفته در ترکیب موسیقایی اش با نام و تاریخ تولد ماست.

مارگریت هایمز پایه گذار یونیتولوژی که ترکیبی از اصول طالع بینی ستارگان و اعداد است، بر اساس آموزش های فیثاغورث، اعداد گامهای تونیک را به رنگ های اصلی مرتبط ساخت؛ قرمز، زرد و آبی که از نت (C (do میانی آغاز می شود و با عدد یک و رنگ قرمز هم نامند و به همین ترتیب به پیش می روند. پس نت re) D) با عدد ۲ مساوی است و مطابقت با رنگ نارنجی دارد زیرا نقش پلی را بین ۱ و ۳ ایفا می کند. نت (E (mi  بنابراین به تساوی با عدد ۳ و رنگ زرد می رسد، نت fa) F) با عدد ۴ و رنگ سبز و به همین ترتیب، و نیم پرده ها با سایه های متنوع یا درجاتی مابین رنگ های اصلی برابری خواهند کرد. عدد ۸ سایه ای از رنگ سرخ را می نماید و عدد ۹ نماینده زرد طلایی است که خانم هایمز آن را به عنوان « مجموعه تمام رنگ ها و دامنه تشعشعاتشان » یا عددی با وجوه مشترک در ارتعاشات تمام اعداد یاد می کند.
خانم هایمز در ادامه ذکر می کند که عدد ۱۱ نقره ای خالص و ۲۲ طیفی از رنگ قرمز مایل به طلایی را نتیجه می دهد. برطبق تئوری او رنگی که با عدد ارتعاشی شخص مطابقت دارد در احیای قابلیت هایش وی را مساعدت نموده و همچون نیروی جاذبه فرصت های جدیدی را برایش پیش می آورد.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 + هشت =

بستن