روانشناسیسبک زندگی

اهمیت درک اتفاقات همزمان در زندگی

روانشناسی سبک زندگی  هم زمانی

اتفاقات همزمان

هم‌زمانی و خوش‌اقبالی می‌توانند فرصت‌هایی را ایجاد کنند

وقتی از خودم می‌پرسم که چرا در مأموریتی برای بررسی اتفاقات شرکت کردم، ساده‌ترین پاسخ این است که اتفاقات مجذوب‌کننده هستند. آنها ما را به سوی آگاهی درخصوص ارتباط‌های اسرارآمیز بین خودمان و جهان اطراف‌مان سوق می‌دهند.

کنجکاو هستم که آنها چطور عمل می‌کنند و چه‌کار می‌توانند انجام دهند. وقتی تلاش می‌کنم از آنها سردرآورم و درباره آنها بنویسم، زمان به‌سرعت می‌گذرد. در فضای مشترک یادگیری و سرگرمی غوطه‌ور می‌شوم.
آنها در شیوه‌هایی که بیشتر افراد هرگز درنظر نگرفته‌اند نیز بی‌اندازه مفید هستند.

روان‌شناسان می‌توانند از آنها استفاده کنند تا بیماران را درمان کنند؛ آنها می‌توانند به مردم کمک کنند خودآگاه و درون‌نگر شوند که منجر به تغیراتی مثبت می‌شود. این ثابت شده است که اتفاقات در توسعه حرفه‌ای مفید هستند. مردم اغلب « به‌طور اتفاقی » آنچه نیاز دارند را در زمانی که به آن نیاز دارند پیدا می‌کنند.

اتفاقات به دانشمندان کمک کرده‌اند اکتشافات بزرگی را انجام دهند. آنها قدرتی دارند که مردم را آرام می‌کند و کمک می‌کند از امراض روانی شفا یابند. از طریق آنها مردم می‌توانند روابط قوی‌تری را سازمان دهند.

درک اتفاقات می‌تواند کمک کند که از پیامدهای مضر این اتفاقات پیشگیری شود. گاهی مردم معنای بسیار مشخصی به اتفاقاتی که اطراف‌شان روی می‌دهند نسبت می‌دهند. وقتی خانم جوانی که از اعتماد به‌نفس پایینی برخوردار است از کنار گروهی از دوستانش عبور می‌کند و صدای خنده از آن گروه بلند می‌شود، او ممکن است فکر کند که آنها به او می‌خندند درحالی‌که درواقع آنها به لطیفه‌ای که هچ ارتباطی به او ندارد می‌خندند.

« اتفاقِ » عبور او از آنجا و صدای خنده گاهی بی‌معنا هستند، درحالی‌که او به اشتباه، مفهومی را به‌آن نسبت می‌دهد. ارزیابی پرمعنا بودن اتفاقات می‌تواند به اجتناب از چنین تحریفاتی کمک کند.

گاهی اتفاقات صرفاً به‌طریقی مفید هستند که ما را وا می‌دارند احساس کنیم که این دنیا زیبا است.

یک خانم ۲۴ ساله پس از تجربه یک اتفاق حیرت‌انگیز که آشکارا بی‌دلیل روی داده و هیچ استفاده آشکاری ندارد، احساسی که آن اتفاق به او داد را اینگونه توصیف می‌کند : « این مانند وقتی است که مادرتان ملحفه را روی‌تان می‌کشد و آن روی شما قرار می‌گیرد و شما احساس می‌کنید که در جای درست قرار دارید. »
گاهی اتفاقات صرفاً به‌طریقی مفید هستند که ما را وا می‌دارند احساس کنیم که این دنیا زیبا است.

اتفاقات نادر نیستند. تحقیق من اشاره بر این می‌کند که اتفاق بخشی از زندگی روزمره بسیاری از افراد است و می‌تواند بخشی از زندگی روزمره افراد بسیار بیشتری باشد اگر آنها توجه دقیق‌تری به آن کنند. بسیاری از مردم دست‌کم تعداد کمی اتفاق را تجربه کرده‌اند و شاید ۳۰ درصد مردم به‌کرات اتفاقات را تجربه می‌کنند. طی ۲۰ سال گذشته، تعداد کتاب‌ها و مقالات مرتبط با اتفاقات معنی‌دار رشد تصاعدی داشته‌اند.

یافتن آنچه نیاز دارید

پیش‌ از این افراد کمی درنظر داشته‌اند که چقدر اتفاقات مفید می‌توانند در توسعه شخصی و حرفه‌ای آنها مفید باشند.
افرادی که درخصوص اتفاقات در زندگی‌شان آگاه‌تر هستند ممکن است از « وقایع اتفاقی برنامه‌ریزی شده »، واژه‌ای که در ادبیات حرفه‌ای نظری ابداع شده، بهره‌برداری بهتری کنند.

مطالعه‌ای که تحت سرپرستی جیم ای اِچ برایت از دانشگاه نیو ساوت ولز به انجام رسید نشان داد که ۷۴ درصد از شرکت‌کنندگان تحت تأثیر رویدادی اتفاقی در توسعه شغل‌شان قرار گرفتند. از جمله این وقایع اتفاقی می‌توان به این موارد اشاره کرد : حضور در مکان درست در زمان درست، ارتباطات حرفه‌ای یا شخصی پیش‌بینی‌نشده، موانعی در مسیر اولیه حرفه‌ای که منجر به مسیر بهتری شد و غیره.

اتفاقات در بسیاری از حرفه‌های مختلف استفاده می‌شوند و اگر آنها بهتر درک می‌شدند می‌توانستند به‌نحو بهتری مورد استفاده قرار گیرند.

مطالعه اتفاقات استفاده از آنها را آسان می‌کند.

برای مثال، یک گزارش‌گر تصویری در یک کنفرانس خبری ممکن است از اتفاقی که منجر به عکسی ایده‌آل می‌شود شادمان شود. درست در زمانی‌که یک رئیس پلیس درباره پیشرفت بسیاری که در کاهش دزدی از فروشگاه‌های کوچک شبانه‌روزی حاصل شده صحبت می‌کند، دزدی که ماسک بر صورت دارد از فروشگاهی که پشت سر اوست فرار می‌کند درحالی‌که فروشنده خشمگین فروشگاه دنبالش می‌کند.

فیلم‌نامه نویسان و نویسندگان اغلب از اتفاق استفاده می‌کنند. برای مثال در فیلم « کازابلانکا » محصول سال ۱۹۴۲، هنگامی‌که لیزا، معشوقه گم‌شده پاریسی‌ ریک، به کلوپ شبانه‌ ریک در الجزایر وارد می‌شود، ریک با دیدن او یکه می‌خورد. او می‌گوید : « در تمام کافه‌های تمام شهرها در تمام جهان، او به کافه من وارد می‌شود. » بقیه فیلم در پاسخ به این اتفاق پیش می‌رود.

کاوش‌های علمی از طریق اتفاق انجام شده‌اند. برای مثال پنی‌سیلین از طریق یک سری رویدادهای اتفاقی کشف شد که با ریختن اتفاقی آب بینی باکتری‌شناس الکساندر فلمینگ به داخل ظرف کوچک مخصوص کشت میکروب که پر از باکتری بود شروع شد.

علاوه بر اینکه اتفاقات مانند تابلوهای جاده، ایفای نقش راهنمایی به‌سوی موفقیت حرفه‌ای را دارند، آنها ما را به‌سوی درون‌اندیشی و رشد نیز سوق می‌دهند.

روانشناسی سبک زندگی  هم زمانی

اتفاقات همزمان

برای کمک به افزایش خودآگاهی و تشویق به تغییر روانی

اتفاقات را مطالعه می‌کنم زیرا مجذوب‌کننده هستند. وقتی از وجودشان مطلع شوید، درک می‌کنید که آنها بخش همه‌جا حاضر زندگی هستند. آنها با بسیاری از چیزهایی که مهم در‌نظر می‌گیریم درهم‌پیچیده شده‌اند.

در بخش اول، به بررسی این موضوع پرداختم که چگونه اتفاقات در توسعه شغلی و در یافتن آنچه نیاز دارید استفاده می‌شوند. اکنون این موضوع را مورد کاوش قرار می‌دهم که آنها چگونه به رشد شخصی، به درک ارتباطاتی که با جهان اطراف‌مان داریم و به ارتباطات با دیگران کمک می‌کنند.

یک اتفاق رایج این‌گونه روی می‌دهد : شما به کسی فکر می‌کنید که سال‌هاست ندیده‌اید یا حتی به فکرش هم نبوده‌اید. ناگهان با آن فرد روبرو می‌شوید. با خود فکر می‌کنید : « چطور ممکن است آنچه فکر می‌کردم مقابل چشمانم ظاهر شود !؟ » در چنین مواردی شما تشویق می‌شوید بفهمید که چگونه ذهن‌تان با جهان بیرون ارتباط پیدا می‌کند. وقتی آن اتفاق روی داد، شما بیشتر به آنچه در ذهن‌تان بود آگاه می‌شوید.

در مقاله‌ای که پیش‌تر در این سری مقالات منتشر شد، به استفادۀ جونگ از اتفاقات در روان‌درمانی اشاره کردم. او واژه « هم‌زمانی » را ابداع کرد که به‌طور کلی آن را به‌عنوان اتفاق معنی‌داری توصیف کرد که به تکامل شخص کمک می‌کند. تکامل شخص، به معنی روشن‌تر شدن خود، بازگشت به اصل، قابل اعتمادتر شدن، یک‌‏دل شدن با دیگران و آگاه شدن به نقاط قوت، نقاط ضعف و امیال‌مان است.

وقتی جونگ در زندگی‌اش با « هم‌زمانی » مواجه می‌شد، اغلب آن را به‌عنوان نشانه‌ای برای نگاه به‌درون درنظر می‌گرفت تا رفتارش را در‌خصوص وضعیت فعلی‌اش یا اعمالش مورد ارزیابی قرار دهد.

زنی که قصد داشت با شوهر سابقش که فریبش داده بود آشتی کند، تلفنی از خانمی دریافت کرد که شماره را اشتباه گرفته بود. آن خانم که شماره را اشتباه گرفته بود نیز درگیر رابطه‌ای بود که در آن فریب خورده بود. ترس در صدای آن خانم باعث شد زنی که به او تلفن شده بود در رابطه خودش تأمل کند و تصمیم گرفت که با شوهرش آشتی نکند.

برخی از معتقدین مذهبی ممکن است اتفاقاتی که اغلب خیرخواهانه به‌نظر می‌آیند را به‌عنوان تأییدی بر مراقبت‌‏شدن خود توسط موجودیتی آسمانی و الهی درنظر بگیرند که امورشان را هدایت می‌کند.

از دیدگاهی علمی، فیزیک کوانتوم بیانگر این است که ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که از برخی لحاظ به‌نظر مشارکتی می‌آید (دست‌کم در سطح میکرواتمی که مشاهدات، آنچه می‌بینیم را تغییر می‌دهد). گرچه فیزیک کوانتوم در وضعیت فعلی‌اش به‌طور مستقیم ارتباطی با رویدادهای اتفاقی مقیاس ماکرو ندارد، ولی این پرسش مشترک را مطرح می‌‏کند که چگونه محیط فیزیکی ما و دنیای درونی‌مان با هم تعامل دارند.

ایجاد روابطی قوی‌تر

مردم اغلب گزارش می‌کنند که توانسته‌اند رنج عزیزی را از فاصلۀ دور احساس کنند. من این زیرگروه اتفاقات را « بدهی هم‌زمان » می‌نامم. وقتی پدرم هزاران مایل دورتر درحال خفه شدن در بستر مرگ بود، من به‌طور غیرقابل باوری داشتم خفه می‌شدم. تنها بعداً بود که به این رابطه پی بردم.

چنین اتفاقاتی بیانگر پیوندی احساسی بین مردمی است که به‌فراسوی درک فعلی‌مان صعود کرده‌اند. آنها اشاره به توانایی‌هایی می‌کنند که هرگز نمی‌دانستیم در اختیار داریم.

چرا با وجود تمام عوامل بالقوه‌ای که برای پیشرفت شخصی موجودند، از‌جمله درک فزاینده ارتباطات‌مان با دیگران و جهان اطراف‌مان و جذابیت ساده و زیبایی این رویدادهای اسرارآمیز، به بررسی اتفاقات نمی‌پردازیم؟

منبع : epochtimes.com

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × سه =

بستن